گزارش ویژه: «همه به نوعی در مالیه یا فناوری تمام میشوند»؛ صنایعی که ایرانیان جوان را در بریتانیا میکشند

از یک گروه از ایرانیان جوان در بریتانیا بپرسید چه کاری برای امرار معاش یا تحصیل انجام میدهند و پاسخها بعد از مدتی بهطور عجیبی تکراری شروع به صدا کردن میکنند. مالیه. داده. مهندسی. فناوری. مشاوره. پزشکی.
این لزوماً از روی برنامهریزی نیست. اما جایی بین فشار مهاجرت، انتظارات خانوادگی و خود بازار کار بریتانیا، بسیاری از دانشجویان و متخصصان جوان ایرانی آرام به سمت همان بخشها میروند.
«متوجه میشوی در هر دورهمی ایرانی» — کیان علی، یک تحلیلگر ۲۶ ساله که در کنری وارف کار میکند، خندید. «اگر کسی بگوید در بانکداری سرمایهگذاری کار میکند، هیچکس تعجب نمیکند. اگر کسی بگوید نقاش است، همه سؤالات پیگیرانه میپرسند.»
علی ابتدا ریاضیات تحصیل کرد قبل از اینکه بعد از فارغالتحصیلی از دانشگاه در لندن وارد مالیه شود. «از مالیه متنفر نبودم» — گفت. «اما واقعبینانه، مردم از خانوادههای مهاجر اول به امنیت فکر میکنند. به آنچه بینالملل میرود فکر میکنی. آنچه اسپانسر میگیرد. آنچه از رکودهای اقتصادی جان سالم به در میبرد.»
آن ایده — بقا از طریق قابلیت حمل حرفهای — بارها در گفتگوها با دانشجویان و فارغالتحصیلان ایرانی در سراسر لندن و منچستر مطرح شد. بسیاری توصیف کردند که مشاغل را نه فقط بر اساس علاقه، بلکه بر اساس اینکه چقدر آن حرفه اگر شرایط بعداً تغییر کرد قابل انتقال بینالمللی باقی میماند انتخاب میکنند.
«برای نسل ما، مشاغل به تحرک گره خورده» — شقایق عبدالرحمن، یک دانشجوی کارشناسی ارشد تحلیل داده، گفت. «یک شغل فناوری در لندن میتواند بعداً تبدیل به یک شغل در دبی یا تورنتو شود. آن محاسبه همیشه در پسزمینه است.»
عبدالرحمن در حالی که تحصیل میکند بصورت نیمهوقت کار میکند و گفت تقریباً همه دوستان ایرانیش در مدارک مرتبط با فناوری، مهندسی یا تجارت وارد شدند. «هیچکس مستقیماً به شما نمیگوید که رشتههای خلاقانه را نخوانی» — گفت. «اما یک درک ضمنی وجود دارد که کدام مشاغل ایمنتر احساس میشوند.»
اقتصاد بریتانیا آن تفکر را تقویت میکند. لندن همچنان یکی از بزرگترین مراکز جهان برای مالیه، مشاوره و خدمات حرفهای است، در حالی که استخدام فناوری بهطور پیوسته در هر دو استارتاپها و شرکتهای بزرگ گسترش یافته است. خطوط استخدام فارغالتحصیل بهشدت بخشهای تحلیلی و تجاریمحور را ترجیح میدهند.
برای بسیاری از خانوادههای ایرانی، آن نگرانیها بهطور عمیقاً تاریخی هستند. چندین مصاحبهشونده گفتند بزرگ شدن در کنار تحریمها، بیثباتی ارزی یا داستانهای مهاجرت ذهنیتی ایجاد کرده که در آن انعطافپذیری مالی بخشی از هویت شخصی خودش شده است.
«از کودکی گفتگوهایی درباره اقتصاد میشنوی» — عبدالله جعفری، یک فارغالتحصیل مهندسی که الان در فینتک کار میکند، گفت. «حتی به عنوان کودک آگاه میشوی که ثبات تضمین نیست. پس از نظر روانشناختی مشاغل به امنیت گره میخورند.»
با این حال، همه با الگو راحت نیستند. آرزو عزیزی که الان در مشاوره کار میکند، ابتدا میخواست تولید فیلم را دنبال کند قبل از اینکه در طول دانشگاه مسیر را تغییر دهد. «صادقانه بگویم، کار خلاقانه را بیشتر دوست داشتم» — اعتراف کرد. «اما در نهایت عملگرایی وارد گفتگو میشود. بهخصوص در خانوارهای مهاجر، فشاری برای توجیه ریسک وجود دارد.»
آن فشار با رقابتیتر شدن بازار کار فارغالتحصیل بریتانیا تشدید شده است. چندین متخصص جوان مصاحبهشونده گفتند مالیه و فناوری دیگر به اندازهای که از نظر استراتژیک ضروری هستند جذاب نیستند. «مردم فکر میکنند همه دنبال اعتبار هستند» — عزیزی گفت. «اکثر کسانی که میشناسم صادقانه دنبال ثبات هستند.»
و با این حال، جالب است که بسیاری در نهایت از آن بخشها فراتر میروند. تعداد فزایندهای از متخصصان ایرانی که در بانکداری، مشاوره یا فناوری شروع میکنند بعداً وارد کارآفرینی میشوند، استارتاپها، آژانسها، کسبوکارهای واردات یا شرکتهای سرمایهگذاری راهاندازی میکنند بعد از کسب امنیت مالی و شبکههای بینالمللی.
در آن معنا، بریتانیای شرکتی بهطور فزایندهای کمتر به عنوان یک مقصد نهایی و بیشتر به عنوان یک زمین آموزشی عمل میکند. اما فعلاً، خط لوله بهطور قابل توجهی ثابت باقی میماند. در بریتانیای مدرن، بسیاری از ایرانیان جوان همچنان به یک دلیل ساده وارد همان صنایع میشوند: آنها بخشهایی هستند که عدم قطعیت را قابل مدیریت احساس میکنند.



