نقد و بررسی

گزارش ویژه: کسب‌وکار تعلق داشتن؛ چرا بریتانیا هنوز شهروندان جهانی را بهتر از اکثر کشورها تربیت می‌کند

یک نوع خاص از گفتگو وجود دارد که در دفاتر لندن الان دائماً اتفاق می‌افتد. کسی به یک مشتری در دبی اشاره می‌کند. شخص دیگری یک مشکل تولیدی در شنژن ذکر می‌کند. یک نفر دیگر با داده‌های بازار آمریکا وارد می‌شود. برنامه‌های ناهار در سه لهجه و چهار مرجع فرهنگی در عرض دو دقیقه بحث می‌شوند. هیچ‌کس دیگر متوجه نمی‌شود چون این به‌سادگی زندگی کاری عادی بریتانیا شده است.

علی‌رغم همه سروصدای سیاسی پیرامون مهاجرت در طول دهه گذشته، بریتانیای مدرن، به‌ویژه لندن، هنوز شهروندان جهانی را به‌طور قابل توجهی خوب تربیت می‌کند. بهتر، شاید، از اکثر کشورهایی که فعالانه می‌کوشند خود را به عنوان «مراکز بین‌المللی» برند کنند.

آنچه بریتانیا را غیرمعمول می‌کند نه تنوع به خودی خود است. شهرهای زیادی متنوع هستند. آنچه بریتانیا متفاوت انجام می‌دهد یکپارچگی عملیاتی است. مردم از پس‌زمینه‌های کاملاً متفاوت نه‌تنها در اینجا همزیستی می‌کنند — آن‌ها به‌قدری معمول در یک سیستم با هم کار می‌کنند که بین‌الملل‌گرایی عادی می‌شود نه نمایشی.

این نحوه فکر کردن مردم را تغییر می‌دهد.

«دیگر ملیت را به عنوان چیز اصلی که کسی را از نظر حرفه‌ای تعریف می‌کند نمی‌بینی» — طلحه خان، تحلیلگر ارشد استراتژی تجاری پاکستانی در ماتل لندن، گفت. «تیم‌ها آنقدر مختلط می‌شوند که شایستگی و سازگاری بیشتر از اینکه کسی از کجا است اهمیت دارند.»

خان چیز دیگری هم گفت که در ذهنم ماند. «در لندن، بین‌المللی بودن تقریباً یک سیستم‌عامل پیش‌فرض می‌شود.»

آن دقیق احساس می‌شود. نکته جالب درباره بریتانیا این است که به‌ندرت این قدرت را به‌درستی بازاریابی می‌کند. کشورهایی مثل امارات متحده عربی یا سنگاپور آشکارا خود را به عنوان چهارراه‌های جهانی معرفی می‌کنند. بریتانیا اغلب از مهاجرت به‌صورت سیاسی صحبت می‌کند در حالی که ارزش اقتصادی ساختار اجتماعی بین‌المللی‌اش را دست‌کم می‌گیرد.

چون این فقط فرهنگی نیست. از نظر تجاری عمیق است.

یک بنیان‌گذار که به‌طور همزمان سبک‌های مذاکره خاورمیانه، روان‌شناسی تولید آسیایی و انتظارات نهادی بریتانیایی را درک می‌کند امروز از نظر اقتصادی مفیدتر از کسی با تخصص صرفاً داخلی است. جهانی‌سازی روزگاری مقیاس را پاداش می‌داد. به‌طور فزاینده‌ای ناوبری را پاداش می‌دهد.

و جوامع مهاجر تمایل دارند به ناوبران بسیار خوبی تبدیل شوند.

برای بسیاری از ایرانیان در بریتانیا، این ذهنیت مدت‌ها قبل از اینکه زبان شرکتی مد شود توسعه یافت. تفکر بین‌المللی اغلب منطق بقا بود قبل از اینکه استراتژی تجاری شود. خانواده‌ها یاد گرفتند چگونه پول را با دقت جابجا کنند، روابط فرامرزی بسازند، با شرایط ناپایدار انطباق یابند و هویت‌های اقتصادی متعددی به‌طور همزمان حفظ کنند.

این یک روان‌شناسی حرفه‌ای متفاوت ایجاد می‌کند.

«بزرگ می‌شوی با این درک که ثبات هرگز دائمی نیست» — آریا معینی، کارآفرین ایرانی که بین لندن و خلیج فعالیت می‌کند، گفت. «پس به‌طور طبیعی از نظر حرفه‌ای انعطاف‌پذیرتر می‌شوی. انتظار نداری یک کشور، یک بازار یا یک مسیر شغلی کل آینده‌ات را تعریف کند.»

می‌توانی به‌طور فزاینده‌ای این ذهنیت را احساس کنی که خودِ اقتصاد لندن را شکل می‌دهد. بسیاری از متخصصان جوان‌تر دیگر در چارچوب‌های شغلی ملی سنتی فکر نمی‌کنند. یک مشاور هندی که در کنری وارف کار می‌کند ممکن است برنامه داشته باشد در دو سال به دبی نقل مکان کند، بعداً یک استارتاپ در ریاض راه‌اندازی کند و در نهایت در بنگلور سرمایه‌گذاری کند. یک تحلیلگر مالی ایرانی-بریتانیایی ممکن است روزهای هفته در لندن باشد در حالی که به کسب‌وکارهای خانوادگی فعال در ترکیه و خلیج کمک می‌کند.

این دیگر رفتار استثنایی نیست. دارد به زندگی حرفه‌ای جریان اصلی داخل شهرهای با اتصال جهانی تبدیل می‌شود.

آنچه بریتانیا هنوز به‌ویژه خوب ارائه می‌دهد مشروعیت نهادی پیرامون این سیالیت است. لندن به مردم اجازه می‌دهد بین دنیاها وجود داشته باشند بدون اینکه دائماً مجبورشان کند یک هویت را بر دیگری انتخاب کنند. این بیشتر از آنچه سیاست‌گذاران درک می‌کنند اهمیت دارد. در بسیاری از کشورها، مهاجران یا انتظار می‌رود کاملاً آسیمیله شوند یا از نظر اقتصادی حاشیه‌ای باقی بمانند. بریتانیا به‌طور تاریخی یک میانه‌ای اجازه داد که در آن کسی می‌توانست از نظر فرهنگی ایرانی، پاکستانی یا هندی باقی بماند در حالی که هنوز کاملاً در نهادهای برتر شرکت می‌کرد.

آن انعطاف‌پذیری در وهله اول کمک کرد لندن از نظر تجاری قدرتمند شود.

البته، ترک‌هایی در حال ظاهر شدن هستند. هزینه زندگی وحشتناک است. بحث‌های مهاجرت سخت‌تر شده. متخصصان بین‌المللی جوان‌تر به‌طور فزاینده‌ای زیر سؤال می‌برند که آیا پاداش‌های مالی لندن هنوز فشارهایش را توجیه می‌کند، به‌ویژه که شهرهای خلیجی اکنون حقوق بالاتر و مالیات پایین‌تر ارائه می‌دهند.

اما از نظر فرهنگی، بریتانیا هنوز چیزی دارد که به‌طور مصنوعی سخت است ایجاد کنی: بین‌الملل‌گرایی ارگانیک. نه نسخه صیقلی‌شده در کمپین‌های سرمایه‌گذاری. نسخه واقعی. آشفته، لایه‌لایه، گاهی متناقض، اما از نظر اقتصادی مولد.

آن را یک بار درست ببینی، همه جا می‌بینی. رستوران‌های ایرانی در غرب لندن که میزبان جلساتی بین مشاوران بریتانیایی و سرمایه‌گذاران خلیجی هستند. تحلیلگران پاکستانی که به برندهای آمریکایی کمک می‌کنند بازارهای اروپایی را بفهمند. متخصصان فناوری هندی که تیم‌هایی را که در چهار قاره پخش شده‌اند از یک دفتر بارانی نزدیک لیورپول استریت اداره می‌کنند.

برای همه نگرانی‌های اقتصادی بریتانیا، این یکی از بزرگترین مزایای پنهانش باقی می‌ماند. این کشور تصادفاً در تربیت مردمی که می‌توانند تقریباً در هر جایی فعالیت کنند خیلی خوب شد.

برای شما

عبدالرحمان

من خبرنگار حوزه اقتصاد و رمزارز هستم و سابقه فعالیت رسانه‌ای در امارات متحده عربی و بریتانیا را دارم. تمرکز من بر پوشش دقیق اخبار اقتصادی، تحلیل بازارهای مالی و فناوری‌های نوین است

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *