بین‌الملل

جفری ساکس: کارزار اقتصادی آمریکا علیه ایران محکوم به شکست است

«جفری ساکس»، استاد دانشگاه کلمبیا، معتقد است کارزار جدید فشار اقتصادی آمریکا علیه ایران نمی‌تواند اهداف واشنگتن را محقق کند؛ چراکه بسیاری از کشورهای جهان حاضر نیستند از تحریم‌های یکجانبه آمریکا علیه تهران تبعیت کنند.

«اسکات بسنت»، وزیر خزانه‌داری آمریکا، دوشنبه گذشته از کارزار تازه فشار اقتصادی علیه ایران با عنوان «عملیات طرد اقتصادی» خبر داد و آن را «بزرگترین تهاجم مالی» علیه تهران توصیف کرد.

بسنت اعلام کرده است آمریکا کشورهایی را که با ایران تجارت کنند، هدف تحریم‌های تنبیهی قرار خواهد داد. این سیاست با هدف وادار کردن تهران به پذیرش مطالبات واشنگتن و بدون ورود دوباره آمریکا به اقدام نظامی دنبال می‌شود؛ با این حال، میزان همراهی سایر کشورها با این سیاست همچنان محل تردید است.

در همین زمینه، جفری ساکس، استاد دانشگاه و مدیر مرکز توسعه پایدار دانشگاه کلمبیا، به همراه «سبیل فارس»، مشاور خاورمیانه و آفریقا در شبکه راهکارهای توسعه پایدار سازمان ملل، در یادداشتی مشترک در وبگاه شبکه الجزیره، این کارزار اقتصادی را محکوم به شکست دانسته‌اند.

چرا تحریم‌های جدید آمریکا با شکست روبه‌رو می‌شود؟

ساکس و فارس در این یادداشت به مواضع کشورهایی مانند چین و پاکستان اشاره کرده‌اند که به گفته آنها، حاضر به تبعیت کامل از تحریم‌های جدید آمریکا علیه ایران نیستند.

براساس این یادداشت، پاکستان پس از چین اعلام کرده است از تحریم‌های تازه واشنگتن علیه ایران پیروی نخواهد کرد و تجارت خود با تهران را ادامه می‌دهد.

نویسندگان همچنین به اظهارات اسکات بسنت درباره سخت‌ترین تحریم‌های تاریخ و تلاش برای ایجاد «بزرگ‌ترین انزوای اقتصادی هماهنگ‌شده در تاریخ جهان» اشاره کرده‌اند. دونالد ترامپ نیز پیش‌تر در شبکه اجتماعی تروث سوشال از این اقدام با عنوان «روز دی اقتصادی» یاد کرده و تهدید کرده بود کشورهایی که هرگونه مسیر تنفسی اقتصادی برای ایران فراهم کنند، با «پیامدهای اقتصادی عظیمی» مواجه خواهند شد.

ساکس و فارس در ادامه سه عامل اصلی را برای ناکامی این سیاست برشمرده‌اند.

نخستین عامل، سابقه تاریخی تحریم‌هاست. به اعتقاد آنها، تحریم‌های اقتصادی می‌توانند فشار زیادی بر مردم یک کشور وارد کنند و سطح رفاه عمومی را کاهش دهند، اما لزوماً دولت‌هایی را که مصمم به ادامه حیات هستند، سرنگون نمی‌کنند.

دومین عامل، شرایط بازار جهانی نفت است. نویسندگان استدلال کرده‌اند که تلاش برای حذف صادرات نفت ایران از بازار جهانی، در شرایطی که بازار انرژی هم‌اکنون نیز با اختلال مواجه است، می‌تواند پیامدهای اقتصادی گسترده‌ای برای اروپا، ژاپن و دیگر متحدان آمریکا ایجاد کند.

چین؛ مهم‌ترین چالش کارزار اقتصادی واشنگتن

به نوشته ساکس و فارس، مهم‌ترین بخش این کارزار متوجه چین است؛ کشوری که به گفته آنها بخش عمده‌ای از صادرات نفت ایران را خریداری می‌کند.

آنها هشدار داده‌اند که در صورت تحریم بانک‌های بزرگ چین، واکنش پکن احتمالاً به اعتراض دیپلماتیک محدود نخواهد شد و چین می‌تواند در مقابل، محدودیت‌هایی را در حوزه صادرات عناصر نادر خاکی اعمال کند.

نویسندگان برای توضیح این احتمال به تجربه تقابل اقتصادی پکن و واشنگتن در سال‌های گذشته اشاره کرده‌اند. به گفته آنها، چین در آوریل ۲۰۲۵ برای صادرات برخی عناصر نادر خاکی سنگین، مجوزهای ویژه‌ای را الزامی کرد و این اقدام در ادامه با محدودیت‌هایی در زنجیره تأمین صنایع خودروسازی آمریکا و اروپا همراه شد.

در اکتبر ۲۰۲۵ نیز چین مجموعه محدودیت‌های گسترده‌تری را اعلام کرد و در ادامه، واشنگتن بخشی از محدودیت‌های خود علیه شرکت‌های چینی را کاهش داد؛ در حالی که اقدامات چین برای مدت مشخصی به حالت تعلیق درآمد.

ساکس و فارس معتقدند تصمیم واشنگتن برای اعمال فشار بیشتر بر پکن در چنین شرایطی، می‌تواند به «تله‌ای که آمریکا برای خودش ساخته» تبدیل شود.

مخالفت چین با تحریم‌های یکجانبه

در بخش دیگری از این یادداشت، به موضع چین درباره تحریم‌های یکجانبه آمریکا اشاره شده است.

به نوشته این دو تحلیلگر، «لین جیان»، سخنگوی وزارت خارجه چین، پیش‌تر اعلام کرده است پکن به‌طور قاطع با تحریم‌های یکجانبه‌ای که از نظر چین مبنایی در حقوق بین‌الملل یا مجوز شورای امنیت سازمان ملل ندارند، مخالف است.

در این چارچوب، نویسندگان مدعی شده‌اند که مخالفت با سیاست تحریمی آمریکا تنها به چین محدود نیست و موضوع به اختلاف گسترده‌تری درباره نحوه اجرای قواعد بین‌المللی مربوط می‌شود.

آنها همچنین به بند ۴ ماده ۲ منشور سازمان ملل استناد کرده‌اند که تهدید یا استفاده از زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی کشورها را ممنوع می‌کند.

هشدار درباره فاصله گرفتن کشورها از واشنگتن

ساکس و فارس در ادامه استدلال کرده‌اند که سیاست‌های آمریکا در سال‌های اخیر باعث شده برخی کشورها نسبت به اتکا به تضمین‌های امنیتی واشنگتن و نظام مالی مبتنی بر دلار با احتیاط بیشتری رفتار کنند.

آنها مدعی شده‌اند آمریکا در ژانویه ۲۰۲۶ از بیش از ۶۰ سازمان بین‌المللی خارج شده و در سال ۲۰۲۵ تنها در پنج درصد از قطعنامه‌های ثبت‌شده مجمع عمومی سازمان ملل با اکثریت جامعه بین‌المللی همراه بوده است.

بر مبنای این تحلیل، دولت‌ها می‌توانند از این تحولات به سه نتیجه برسند: کاهش اعتماد به پایبندی آمریکا به سازوکارهای چندجانبه، تردید در قابلیت اتکای تضمین‌های امنیتی واشنگتن و ضرورت کاهش آسیب‌پذیری در برابر تحریم‌های مالی آمریکا.

کارزار بدون همراهی کشورها

در بخش پایانی یادداشت، ساکس و فارس به روند شکل‌گیری ترتیبات اقتصادی و امنیتی جدید در برخی کشورها اشاره کرده‌اند.

آنها نوشته‌اند کشورهایی از جمله ترکیه، عربستان و پاکستان در حال حرکت به سوی ترتیبات دفاعی جدید هستند و هم‌زمان تلاش می‌کنند وابستگی خود به تسویه معاملات با دلار آمریکا را کاهش دهند و سهم اوراق خزانه‌داری آمریکا را در ذخایر ارزی خود پایین بیاورند.

نویسندگان همچنین به استفاده بیشتر برخی کشورها از مدل‌های هوش مصنوعی متن‌باز چین به‌جای محصولات اختصاصی آمریکایی اشاره کرده‌اند.

ساکس و فارس در ادامه با اشاره به روایت «توسیدید» از جنگ پلوپونزی، رقابت آمریکا و چین را به این روایت تاریخی تشبیه کرده‌اند. آنها یادآور شده‌اند که ژنرال‌های آتنی در سال ۴۱۶ پیش از میلاد خطاب به مردم مِلوس گفته بودند: «قدرتمندان آنچه را می‌توانند انجام می‌دهند و ضعیفان آنچه را باید، متحمل می‌شوند.» اما تنها ۱۲ سال بعد، آتن از اسپارت شکست خورد.

این دو تحلیلگر در نهایت نتیجه گرفته‌اند که دولت‌های جهان لزوماً سیاست‌های واشنگتن را به‌صورت کامل دنبال نخواهند کرد و فشار اقتصادی آمریکا علیه ایران، بدون همراهی گسترده کشورها، با موانع جدی مواجه خواهد شد.

برای شما

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *