اقتصاد

گزارش ویژه: چگونه ایرانیان فرهنگ را در میان لندن و دبی به کسب‌وکار تبدیل کردند

اگر به اندازه کافی در اطراف جمیرا، القوز یا حتی بخش‌هایی از مرکز دبی وقت بگذرانید، نوعی آشنایی را متوجه می‌شوید. یک کافه ایرانی لای دو ویترین مدرن. یک افتتاحیه نمایشگاه با هنرمندان ایرانی که هم انگلیسی و هم فارسی صحبت می‌کنند. یک رستوران که غذایش سنتی احساس می‌شود، اما برندینگش جهانی.

هیچ‌کدام از اینها تصادفی نیست.

دیاسپورای ایرانی، به‌ویژه آنانی که با هر دو بریتانیا و امارات ارتباط دارند، به‌آرامی شیوه‌ای برای تبدیل فرهنگ به چیزی که از نظر اقتصادی کار می‌کند ساخته‌اند. فقط درباره حفظ هویت نیست. درباره استفاده از هویت است.

مقیاس این جامعه توضیح می‌دهد چرا اهمیت دارد. بیش از ۱۰۰ هزار ایرانی در بریتانیا زندگی می‌کنند که بسیاری از آن‌ها در لندن مستقر بوده و در کسب‌وکار، مالیه و صنایع خلاق فعالیت می‌کنند. در امارات، حضور حتی بارزتر است و صدها هزار ایرانی و هزاران کسب‌وکار پشتیبانی‌شده توسط ایرانی‌ها در دبی به‌تنهایی فعالیت می‌کنند. اینها گروه‌های کوچک و منزوی نیستند. بخش‌های فعال هر دو اقتصاد هستند.

آنچه این دیاسپورا را متمایز می‌کند نحوه عملکردش بین دو سیستم است. در بریتانیا، فرهنگ ایرانی اغلب عمق پیدا می‌کند. در فیلم، هنر، ادبیات و آموزش ظاهر می‌شود. در طول زمان اعتبار می‌سازد. گالری‌ها، پلتفرم‌های رسانه‌ای و فضاهای فرهنگی با مدیریت ایرانی‌ها فقط برای ایرانیان نیستند. برای مخاطبان جهانی هستند. فرهنگ به چیزی صیقلی‌خورده و قابل صادرات تبدیل می‌شود.

در دبی، همان فرهنگ سریع‌تر حرکت می‌کند. یک ایده غذایی تبدیل به یک رستوران می‌شود. یک برند تبدیل به یک زنجیره می‌شود. یک ایده کوچک تبدیل به یک کسب‌وکار در عرض چند ماه می‌شود. محیط اجازه می‌دهد چیزها سریع مقیاس شوند، به‌ویژه وقتی با سرمایه و دسترسی به بازار منطقه‌ای گسترده‌تری پشتیبانی شوند.

با هم، این دو فضا چیزی قدرتمند ایجاد می‌کنند. یکی ایده را می‌سازد. دیگری آن را رشد می‌دهد. برای بسیاری از ایرانیانی که بین بریتانیا و امارات جابجا می‌شوند، این استراتژی‌ای نیست که می‌نشینند و برنامه‌ریزی کنند. فقط همین‌طور کار می‌کند. یک آشپز ممکن است یک مفهوم را در لندن توسعه دهد — جایی که استانداردها بالا و رقابت شدید است — و سپس آن را در دبی گسترش دهد جایی که تقاضا قوی و رشد سریع‌تر است. یک طراح ممکن است ایده‌ها را در دبی آزمایش کند، سپس در لندن اعتبار بسازد.

فرهنگ پل می‌شود. همچنین اعتماد می‌شود. زبان مشترک، هویت مشترک و تجربیات مشترک کسب‌وکار را آسان‌تر می‌کنند. معاملات وقتی آشنایی وجود دارد سریع‌تر حرکت می‌کنند. مشارکت‌ها به‌طور طبیعی‌تر شکل می‌گیرند. در بسیاری از موارد، فرهنگ اصطکاک را مؤثرتر از سیستم‌های رسمی کاهش می‌دهد.

دلیل عمیق‌تری هم وجود دارد که این کار می‌کند. دیاسپورای ایرانی همیشه از نظر تجاری فعال بوده است. مطالعات نشان داده‌اند که شبکه‌های دیاسپورا اغلب به عنوان رابط بین بازارها عمل می‌کنند، دانش، سرمایه و روابط را به شیوه‌هایی که نهادهای رسمی نمی‌توانند گرد می‌آورند. در مورد ایرانیان در بریتانیا و امارات، آن نقش به‌ویژه قوی است چون هر دو مکان به خودی خود مراکز جهانی هستند.

آنچه اکنون در حال وقوع است فقط بیان فرهنگی نیست. رفتار اقتصادی است. رستوران‌ها، هنر، رسانه و حتی رویدادهای کوچک اجتماعی فقط فضاهای اجتماعی نیستند. درآمد تولید می‌کنند، شغل ایجاد می‌کنند و شبکه‌هایی می‌سازند که بسیار فراتر از یک شهر امتداد می‌یابند. مشتریان، سرمایه‌گذاران و همکاران غیرایرانی جذب می‌کنند و فرهنگ را به چیزی تبدیل می‌کنند که مستقیماً به هر دو اقتصاد کمک می‌کند. برای این دیاسپورا، فرهنگ فقط چیزی نیست که باید حفظ شود. چیزی است که باید از آن استفاده کرد.

 

 

عبدالرحمان

من خبرنگار حوزه اقتصاد و رمزارز هستم و سابقه فعالیت رسانه‌ای در امارات متحده عربی و بریتانیا را دارم. تمرکز من بر پوشش دقیق اخبار اقتصادی، تحلیل بازارهای مالی و فناوری‌های نوین است

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا