یادداشت: چرا کسبوکارهای خانوادگی در امارات هنوز شکوفا هستند، اما در بریتانیا جای خود را از دست دادهاند
کسبوکارهای خانوادگی اغلب به عنوان قدیمیترین شکل سرمایهداری توصیف میشوند. در امارات، هنوز مثل آینده به نظر میرسند. در بریتانیا، بهطور فزایندهای مثل گذشته احساس میشوند.
این تضاد کمتر درباره خود کسبوکارها و بیشتر درباره محیطهایی است که در آنها فعالیت میکنند.
در امارات، کسبوکارهای خانوادگی فقط رایج نیستند — غالب هستند. حدود ۹۰ درصد از بخش خصوصی از شرکتهای خانوادگی تشکیل شده است. در چارچوب گستردهتر خلیج فارس، آن نفوذ حتی برجستهتر است و بنگاههای خانوادگی بهطور تاریخی تا ۶۰ درصد از تولید ناخالص داخلی و تا ۸۰ درصد از اشتغال را تأمین کردهاند. اینها کسبوکارهای کوچک میراثی نیستند. ستون فقرات اقتصاد هستند.
و مهمتر از همه، همچنان در حال رشد هستند.
دلیل آن ساختاری است. اقتصاد امارات رابطهمحور، پرسرعت و اغلب بر اساس شبکههای اعتماد بنا شده است نه صرفاً سیستمهای نهادی. کسبوکارهای خانوادگی بهطور طبیعی با آن مدل سازگار هستند. تصمیمگیری متمرکز است، سرمایه بهصورت داخلی کنترل میشود، و تفکر بلندمدت در ساختار تعبیه شده است. در محیطی که سرعت و انطباقپذیری اهمیت دارند، این میتواند مزیتی باشد نه محدودیت.
یک همسویی فرهنگی هم وجود دارد. کسبوکار و خانواده به همان شیوهای که اغلب در اقتصادهای غربی هستند به عنوان حوزههای مجزا تلقی نمیشوند. مالکیت، مدیریت و هویت با هم همپوشانی دارند و در نسلها پیوستگی ایجاد میکنند. در بسیاری از موارد، همان پیوستگی است که به این شرکتها اجازه میدهد در بخشها مقیاس کنند — از تجارت و لجستیک تا مسکن و سرمایهگذاری — بدون از دست دادن کنترل.
در بریتانیا، تصویر پیچیدهتر است. روی کاغذ، کسبوکارهای خانوادگی همه جا هستند. حدود ۹۳ درصد از تمام شرکتها در این کشور را تشکیل میدهند. اما آن آمار گمراهکننده است. اکثریت شرکتهای کوچکی هستند که اغلب در حاشیه اقتصاد فعالیت میکنند نه اینکه آن را شکل دهند. با رشد کسبوکارها، تمایل دارند از کنترل خانوادگی دور شوند و سرمایهگذاران خارجی، مدیریت حرفهای یا عرضه عمومی بیاورند.
آن تحول تصادفی نیست. توسط سیستم هدایت میشود.
بریتانیا یک اقتصاد بسیار نهادیشده است. بازارهای سرمایه عمیق هستند، استانداردهای حاکمیتی سختگیرانهاند، و چارچوبهای نظارتی پیچیدهاند. رشد، در این محیط، اغلب به رقیقسازی نیاز دارد — مالکیت، کنترل، و در نهایت خود عنصر «خانوادگی». آنچه به عنوان یک کسبوکار خانوادگی شروع میشود به ندرت در مقیاس چنین باقی میماند.
بحثهای اخیر پیرامون مالیات ارث و معافیتهای تجاری فشار بیشتری بر شرکتهای خانوادگی وارد کرده، با برخی مطالعات که از کاهش سرمایهگذاری و حتی احتمال از دست رفتن مشاغل با گرانشدن انتقال مالکیت هشدار میدهند. خواه یا نخواه این نتایج به طور کامل محقق شوند، سیگنال روشن است: این سیستم برای اولویت دادن به پیوستگی کنترل خانوادگی طراحی نشده است.
نتیجه یک واگرایی آرام است. در امارات، کسبوکارهای خانوادگی دارند در حالی که ساختار اصلیشان را حفظ میکنند به کنگلومراهای مدرن تبدیل میشوند. در بریتانیا، بسیاری یا کوچک باقی میمانند یا با رشدشان به چیز دیگری تبدیل میشوند.
این درباره بهتر بودن یک مدل نسبت به دیگری نیست. سیستم بریتانیا مقیاس، کارایی و دسترسی به سرمایه جهانی تولید میکند. سیستم امارات کنترل، سرعت و پیوستگی بلندمدت تولید میکند. هر دو کار میکنند، اما رفتارهای متفاوتی را پاداش میدهند.
آنچه جالب است در میان این دو اتفاق میافتد. بهطور فزایندهای، کسبوکارهای خانوادگی را میبینید که در هر دو سیستم فعالیت میکنند — از طریق لندن ساختاردهی میشوند اما از دبی یا ابوظبی کنترل میشوند. سرمایه در یک جا جمع میشود، تصمیمات در جای دیگری گرفته میشوند. مدل انطباق مییابد. و شاید این نکته واقعی است. کسبوکارهای خانوادگی در بریتانیا در حال ناپدید شدن نیستند. توسط سیستم اطرافشان در حال تغییر شکل هستند. در امارات، هنوز با آن همسو هستند. به همین دلیل است که در یک بازار محدود احساس میشوند، و در دیگری، هنوز اجتنابناپذیر.



