یادداشت: لندن و دبی دارند بخشی از یک استراتژی سرمایهگذاری واحد برای خریداران بینالمللی میشوند
سالها سرمایهگذاران بینالمللی لندن و دبی را به عنوان دو بازار مسکن بسیار متفاوت میدیدند که اهداف مختلفی دارند. لندن با حفاظت از ثروت بلندمدت، ثبات حقوقی و اعتبار جهانی مرتبط بود، در حالی که دبی به عنوان یک بازار سریعتر متمرکز بر رشد، مزایای مالیاتی و بازدههای بالاتر دیده میشد. سرمایهگذاران اغلب این دو شهر را به جای یکدیگر میدیدند.
آن تمایز بهتدریج دارد کمرنگ میشود. بهطور فزایندهای سرمایهگذاران هر دو شهر را بهطور همزمان به عنوان بخشی از یک استراتژی ثروت بینالمللی گستردهتر استفاده میکنند. بهجای اینکه بپرسند لندن یا دبی فرصتهای بهتری ارائه میدهد، بسیاری از سرمایهگذاران جهانی متحرک زندگی و کسبوکارشان را حول قرار گرفتن همزمان در هر دو بازار ساختار میدهند.
این تحول بهویژه در میان ایرانیانی که در سطح بینالمللی فعالیت میکنند قابل مشاهده شده است. بهطور تاریخی، بسیاری از خانوادههای ایرانی لندن را به عنوان مکانی برای آموزش، مالکیت ملکی بلندمدت و امنیت مالی تلقی میکردند، در حالی که دبی به عنوان یک مرکز تجاری و عملیاتی به دلیل نزدیکی به ایران و محیط دوستانه برای کسبوکارش عمل میکرد.
امروز آن نقشها همچنان وجود دارند، اما دارند به هم پیوندتر میشوند. تعداد فزایندهای از سرمایهگذاران اکنون کسبوکارها را از دبی اداره میکنند در حالی که ملک مسکونی یا تجاری در لندن دارند. دیگران از اقامت امارات و ساختارهای درآمدی مستقر در خلیج برای پشتیبانی از سرمایهگذاریهای ملکی در بریتانیا استفاده میکنند. از نظر عملی، این دو شهر بهطور فزایندهای وظایف متفاوتی در همان اکوسیستم مالی بینالمللی انجام میدهند.
این روند تغییرات گستردهتر در سرمایهگذاری جهانی مسکن را بازتاب میدهد. ملک دیگر فقط به عنوان یک دارایی محلی مرتبط با تقاضای مسکن یا درآمد اجاره دیده نمیشود. بهطور فزایندهای سرمایهگذاران مسکن را به عنوان بخشی از یک استراتژی گستردهتر مرتبط با تحرک، اقامت، دسترسی به آموزش و موقعیتیابی کسبوکار بینالمللی میبینند.
لندن همچنان مزایایی ارائه میدهد که در جای دیگری سخت قابل تکرار است. سیستم حقوقی، حمایتهای ملکی و زیرساخت مالی بریتانیا علیرغم فشارهای اقتصادی و عدم قطعیت سیاسی همچنان ثروت بینالمللی جذب میکنند. برای بسیاری از سرمایهگذاران خاورمیانهای، بهویژه آنانی که خانوادههایی با تحصیلات بینالمللی دارند، لندن همچنان اعتبار نهادی قوی دارد.
در همان حال، دبی در مقایسه با تصویری که در دورههای اولیه ملکی خود داشت بهطور قابل توجهی تکامل یافته است. این امارت خود را به عنوان یک مقصد بلندمدت برای کارآفرینان، دفاتر خانوادگی و متخصصان بینالمللی معرفی میکند. اصلاحات زیرساخت، اصلاحات اقامتی و مزایای مالیاتی به موقعیتیابی دبی به عنوان یک مرکز تجاری جهانی جدی کمک کرده است.
نتیجه این است که هر دو شهر بهطور فزایندهای برای همان طبقه متحرک بینالمللی از سرمایهگذار رقابت میکنند. این خریداران اغلب کمتر نگران ملیت یا جغرافیا و بیشتر بر انعطافپذیری متمرکزند. میخواهند دسترسی به مدارس بینالمللی، سیستمهای بانکی پایدار، فرودگاههای قوی، حمایتهای حقوقی و محیطهای دوستانه برای کسبوکار.
این توضیح میدهد چرا سرمایهگذاری خلیجی در مسکن بریتانیایی حتی با گسترش سریع بازار دبی قوی باقی میماند. بر اساس گزارش ۲۰۲۵ بانک لندن و خاورمیانه، انتظار میرود سرمایهگذاری شورای همکاری خلیج در ملک تجاری بریتانیا در سالهای آینده همچنان افزایش یابد چرا که سرمایهگذاران خلیجی به دنبال داراییهای خارجی پایدار بلندمدت هستند.
در همان حال، بازار مسکن دبی از مهاجرت، جریانهای سرمایه بینالمللی و تقاضای خریداران خارجی ثروتمند که به دنبال مالیاتهای پایینتر و شرایط کسبوکار آسانتر هستند سود برده است. این شهر بهطور فزایندهای سرمایهگذارانی از اروپا، آسیا و خاورمیانه گستردهتر جذب میکند که قبلاً عمدتاً بر بازارهای ملکی غربی تمرکز داشتند.
برای بسیاری از ایرانیان مقیم خارج، این یک استراتژی بازار دوگانه ایجاد میکند که هم ملاحظات عملی و هم عاطفی را منعکس میکند. لندن همچنان نمایانگر فرصت آموزشی، ثبات نهادی و برنامهریزی خانوادگی بلندمدت است. دبی سرعت، دسترسی منطقهای و انعطافپذیری تجاری را نمایندگی میکند. با هم، این دو شهر بهطور فزایندهای یکدیگر را تکمیل میکنند نه جایگزین.
یک تحول نسلی هم در حال وقوع است. سرمایهگذاران جوانتر با ارتباط بینالمللی کمتر از نسلهای قبلی به یک مکان وابسته هستند. آمادهترند زندگیشان را بین چندین شهر تقسیم کنند، داراییها را در حوزههای مختلف حفظ کنند و کسبوکارها را بهصورت بینالمللی ساختار دهند. برای آنها، مسکن به سبک زندگی و تحرک نزدیک است نه فقط مالکیت.
این یکی از دلایلی است که رابطه ملکی امارات-بریتانیا علیرغم تفاوتهای بین دو بازار از نظر اقتصادی قابل توجه باقی میماند. بریتانیا همچنان از اعتماد بینالمللی عمیق ساختهشده در طول دههها سود میبرد، در حالی که دبی از شتاب، رشد زیرساخت و دولتی که بهطور فعال این شهر را به عنوان یک مقصد سرمایهگذاری جهانی معرفی میکند بهره میبرد.
پس این رابطه بین دو بازار چیز بزرگتری درباره نحوه تغییر ثروت بینالمللی میگوید. سرمایهگذاران بهطور فزایندهای در جستجوی یک شهر «بهترین» نیستند. در عوض، شبکههایی از چندین مرکز جهانی میسازند که بهطور همزمان اهداف استراتژیک متفاوتی دارند. برای بسیاری از سرمایهگذاران ایرانی، لندن و دبی اکنون در همان شبکه قرار دارند. یکی عمق نهادی و شهرت جهانی ارائه میدهد. دیگری سرعت عملیاتی و انعطافپذیری تجاری. بهطور فزایندهای سرمایهگذاران موفق بینالمللی تصمیم میگیرند دیگر نیازی به انتخاب بین آنها ندارند.



