یادداشت: رونق فناوری بریتانیا بهطور فزایندهای از خود بریتانیا جدا میشود

انتشار جدول رتبهبندی «۱۰۰ شرکت فناوری» Sunday Times این ماه قرار بود پیام خوشبینی ارسال کند. بریتانیا، علیرغم سالها اضطراب اقتصادی، هنوز شرکتهای فناوری رقابتی جهانی تولید میکند. استارتاپهای هوش مصنوعی با سرعت در حال مقیاسگذاری هستند. فینتک فعال باقی میماند. سرمایهگذاری خطرپذیر همچنان به لندن جاری میشود.
روی کاغذ، اعداد چشمگیر به نظر میرسند. اما با خواندن دقیق رتبهبندیها، داستان دیگری آرام در زیر تیترها ظاهر میشود: بخش فناوری بریتانیا بهطور فزایندهای از اقتصاد گستردهتر بریتانیایی که گویا نمایندگی میکند جدا میشود.
این فقط یک سؤال جغرافیایی نیست، اگرچه تسلط لندن همچنان بسیار زیاد است. چیزی عمیقتر است. شرکتهایی که سرمایه، استعداد و توجه سیاسی جذب میکنند بهطور فزایندهای در یک حباب اقتصادی بینالمللی باریک فعالیت میکنند که با واقعیت روزمره اکثر کسبوکارها در سراسر بریتانیا بسیار کم اشتراک دارد.
فرهنگ فناوری مدرن بریتانیا اغلب زبان اختلال را صحبت میکند در حالی که بهشدت به ثباتی که توسط بخشهای قدیمیتر که بهندرت به اندازه کافی به رسمیت میشناسد فراهم میشود متکی است.
طنز آن سخت قابل نادیده گرفتن است. بسیاری از استارتاپهایی که خود را آینده بریتانیا معرفی میکنند از نظر مالی توسط صنایعی که دههها پیش ساخته شدهاند حفظ میشوند: زیرساخت بانکی، سیستمهای حقوقی، ملک تجاری، مالیه نهادی، دانشگاهها و شبکههای حملونقل عمومی. حتی شرکتهای هوش مصنوعی که قول بازسازی بهرهوری را میدهند همچنان بهطور غالب حول لندن خوشه میبندند چون نزدیکی به قدرت نهادی قدیمی همچنان از نظر تجاری ارزشمند است.
این توهم که فناوری بهتنهایی میتواند اقتصاد بریتانیا را احیا کند به یکی از پایدارترین افسانههای سیاسی وستمینستر تبدیل شده است.
فناوری بدون شک مهم است. هوش مصنوعی صنایع را بازشکل خواهد داد. اتوماسیون بازارهای کار را تغییر خواهد داد. بریتانیا واقعاً استعداد جهانی در نرمافزار، مالیه و پژوهش علمی دارد. اما این جدول رتبهبندی همچنین یک عدم تعادل ساختاری را آشکار میکند که سیاستگذاران ترجیح میدهند علناً از آن بحث نکنند: بخش بزرگی از گسترش فناوری بریتانیا همچنان بهشدت حول چرخههای سرمایهگذاری خطرپذیر به جای تحول صنعتی گسترده متمرکز است.
یک استارتاپ که ۲۰۰ میلیون پوند جمع میکند چشمگیر به نظر میرسد. اما از نظر اقتصادی، بهطور خودکار مناطق تولیدی ضعیفشده، خیابانهای اصلی در حال تلاش یا اکوسیستمهای تجاری محلی در حال کاهش را جایگزین نمیکند. بریتانیا بهطور فزایندهای رشد ارزیابی را جشن میگیرد در حالی که اهمیت عمق اقتصادی مولد را دستکم میگیرد.
این اهمیت دارد چون اکوسیستمهای فناوری حمایتشده توسط سرمایهگذاری خطرپذیر رفتار بسیار متفاوتی از اقتصادهای تجاری سنتی دارند. شرکتهای فناوری سریعتر مقیاس مییابند اما نسبت به سرمایه سرمایهگذاریشده افراد کمتری استخدام میکنند. اغلب ثروت را از نظر جغرافیایی متمرکز میکنند. اعتبار و دیدهشدگی رسانهای غیرمتناسب با تأثیر نیروی کار گستردهتر ایجاد میکنند. و بهطور فزایندهای، بسیاری از موفقترین شرکتهای فناوری بریتانیا با استراتژیهای خروج جهانی از همان ابتدا ساخته میشوند، یعنی اکتساب توسط شرکتهای آمریکایی یا سرمایه خارجی از همان ابتدا در مدل رشد جاسازی شده است.
نتیجه یک اقتصادی است که بریتانیا نوآوری را در آن رشد میدهد اما همیشه مالکیت استراتژیک بلندمدت بر آن را حفظ نمیکند.
لندن بهویژه این تناقض را بازتاب میدهد. این شهر همچنان قویترین مرکز استارتاپ اروپا است چون مالیه جهانی، شبکههای مهاجرتی، دانشگاههای نخبه و اعتبار حقوقی را به شیوههایی ترکیب میکند که تعداد بسیار کمی از شهرها میتوانند. اما بسیاری از لندنیها بهطور فزایندهای از رونقی که این بخشها گویا ایجاد میکنند احساس جدا شدن میکنند. برجهای اداری همچنان با متخصصان فناوری و مالیه با حقوق بالا پر میشوند در حالی که فشارهای شهری اطراف بدتر میشوند: هزینههای مسکن بالا میرود، سیستمهای حملونقل فشار میبینند و کارگران جوانتر کمتر متقاعد میشوند که رشد اقتصادی لزوماً کیفیت زندگی را بهبود میبخشد.
برای جوامع مهاجر، از جمله بسیاری از ایرانیانی که در بخشهای فناوری و مشاوره لندن کار میکنند، این یک موقعیت روانشناختی غیرمعمول ایجاد میکند. از یک طرف، لندن همچنان تحرک اجتماعی فوقالعادهای در مقایسه با بیشتر اروپا ارائه میدهد. یک بنیانگذار بااستعداد هنوز میتواند به سرمایهگذاران، بازارهای بینالمللی و شبکههای حرفهای اینجا بسیار آسانتر از اکثر کشورها دسترسی داشته باشد.
اما آگاهی فزایندهای هم وجود دارد که داستان موفقیت این شهر دارد از نظر اجتماعی باریکتر میشود. ثروت فناوری بهطور فزایندهای در حلقههای بینالمللی با تحصیلات عالی در گردش است که اغلب از نظر فرهنگی از کل بریتانیا جدا احساس میشوند. زبان فرهنگ استارتاپ مدرن — مقیاسگذاری، بهینهسازی، اختلال، خروجها — گاهی تقریباً بیگانه احساس میشود در مقایسه با نگرانیهایی که بر خانوارهای معمولی که با اجاره، هزینههای مراقبت از کودک یا رشد دستمزد راکد دستوپنجه نرم میکنند غالب هستند.
این جدایی خطر سیاسی دارد. بریتانیا نمیتواند آینده اقتصادی پایداری صرفاً حول مهندسی مالی و شرکتهای نرمافزاری با رشد بالا متمرکز در چند پستال کد بسازد. اقتصادهای پایدار به عمق نیاز دارند: لجستیک، تولید، انرژی، خردهفروشی، زیرساخت، مهماننوازی و مشاغل ماهر در کنار فناوری. سالمترین اقتصادها بهطور تاریخی نه آنانی هستند که بیشترین استارتاپ را تولید میکنند. آنانی هستند که در آنها نوآوری بهصورت افقی در جامعه گسترش مییابد نه اینکه بهصورت عمودی در میان طبقه باریکی از سرمایهگذاران و بنیانگذاران متمرکز بماند.
بنابراین رتبهبندیهای Sunday Times باید با هم تحسین و احتیاط خوانده شوند. بخش فناوری بریتانیا در حال شکست خوردن نیست. در بسیاری از جهات، در حال شکوفایی است. سؤال مهمتر این است که آیا مزایای آن موفقیت از نظر اقتصادی و جغرافیایی بیش از حد منزوی میشوند تا بهمعناداری کشور را در اطراف آن تثبیت کنند. این ممکن است در نهایت به مشکل واقعی فناوری بریتانیا تبدیل شود.



