اقتصاد

یادداشت: چرا ساختن یک کسب‌وکار در بریتانیا گاهی آسان‌تر از استخدام شدن به نظر می‌رسد

یک تناقض عجیب دارد در داخل اقتصاد بریتانیا توسعه می‌یابد. بریتانیا دائماً خود را کشوری معرفی می‌کند که به استعداد نیاز دارد. سیاستمداران درباره نوآوری، بهره‌وری و جذب کارگران ماهر صحبت می‌کنند. شرکت‌ها علناً از کمبود نیروی کار شکایت می‌کنند. اما برای بسیاری از متخصصان، به‌ویژه مهاجران، فارغ‌التحصیلان و کارگران با تجربه بین‌المللی، پیدا کردن یک شغل یقه‌سفید پایدار در بریتانیا به‌طور فزاینده‌ای سخت‌تر از راه‌اندازی یک کسب‌وکار کوچک احساس می‌شود.

در نگاه اول، این پوچ به نظر می‌رسد. بریتانیا هنوز یکی از آسان‌ترین کشورهای جهان برای راه‌اندازی شرکت است. ثبت کسب‌وکار دقیقه‌ها طول می‌کشد. زیرساخت بانکی کارآمد است. پرداخت‌های دیجیتال بالغ هستند. بازارهای مصرف‌کننده قوی باقی می‌مانند. لندن به‌تنهایی به کارآفرینان در شیوه‌هایی دسترسی به مالیه، لجستیک، مشتریان جهانی و شبکه‌های استعداد بین‌المللی می‌دهد که اکثر شهرها نمی‌توانند.

دشواری واقعی وقتی شروع می‌شود که تلاش می‌کنی وارد خود ساختار اشتغال رسمی شوی. استخدام مدرن در بریتانیا به‌شدت رویه‌محور، ریسک‌گریز و از نظر روان‌شناختی خسته‌کننده شده است. شرکت‌های بزرگ به‌طور فزاینده‌ای از طریق سیستم‌های فیلترینگ خودکار، فرآیندهای HR برون‌سپاری‌شده و مصاحبه‌های چندمرحله‌ای استخدام می‌کنند که کمتر برای شناسایی استعداد و بیشتر برای به حداقل رساندن اشتباهات استخدام طراحی شده‌اند. از کاندیداها انتظار می‌رود قبل از اینکه فرصتی برای به دست آوردن آن داده شود تجربه نشان دهند.

برای مهاجران، این تناقض حتی تیزتر می‌شود. بریتانیا ریسک کارآفرینانه را راحت‌تر از ابهام حرفه‌ای می‌پذیرد. یک فرد ممکن است ماه‌ها برای نقش‌های شرکتی درخواست بدهد علی‌رغم داشتن مدارک، تجربه بین‌المللی و مهارت‌های فنی. اما همان فرد می‌تواند یک کسب‌وکار آنلاین، شرکت مشاوره یا شرکت تجاری در روزها باز کند و به‌طور مستقل شروع به کسب درآمد کند.

بخشی از این اقتصاد ساختاری را بازتاب می‌دهد. استخدام دائمی برای کارفرمایان گران و از نظر حقوقی حساس شده است. حقوق‌ها، تعهدات بازنشستگی، کمک‌های بیمه ملی و هزینه‌های انطباق همه باعث می‌شوند استخدام مثل یک تعهد بلندمدت احساس شود نه یک سرمایه‌گذاری انعطاف‌پذیر. کسب‌وکارها بنابراین با احتیاط، اغلب بیش از حد احتیاط، استخدام می‌کنند.

کارآفرینی، در همین حال، از نظر فناوری ارزان‌تر شده. شبکه‌های اجتماعی بخش‌های بازاریابی را جایگزین کرده‌اند. هوش مصنوعی بار اداری را کاهش داده. تجارت الکترونیک موانع ورود را پایین آورده. یک فرد با یک لپ‌تاپ اکنون می‌تواند وظایفی انجام دهد که قبلاً کل تیم‌های اداری نیاز داشتند.

این یک بازار کار ایجاد می‌کند که در آن شرکت‌ها به‌طور فزاینده‌ای ترجیح می‌دهند نتایج را از خارج تهیه کنند تا داخلاً افراد را استخدام کنند.

نتیجه ظریف اما مهم است: بریتانیا به‌تدریج از یک اقتصاد اشتغال به سمت یک اقتصاد پیمانکار و کسب‌وکار خرد تغییر می‌کند، حتی اگر سیاست‌گذاران به‌ندرت علناً آن را اینگونه توصیف کنند.

لندن این تحول را آشکارترین بازتاب می‌دهد. تعداد فزاینده‌ای از متخصصان جوان آرام مسیرهای شغلی سنتی را رها می‌کنند نه لزوماً چون کارآفرینی جذاب احساس می‌شود، بلکه چون اشتغال نهادی غیرقابل دسترس، بروکراتیک یا راکد احساس می‌شود.

طنزآمیز است که فرهنگ اقتصادی بریتانیا همچنان کارآفرینی را از نظر اجتماعی بیشتر از بسیاری از کشورهای اروپایی احترام می‌گذارد. شکست کمتر انگ دارد. کسب‌وکارهای جانبی عادی شده‌اند. شبکه‌های تجاری بین‌المللی به‌طور عمیقی در هویت لندن جاسازی شده‌اند. برای جوامع دیاسپورا، از جمله بسیاری از ایرانیان، خوداشتغالی اغلب از نظر فرهنگی طبیعی‌تر از انتظار برای تأیید نهادی از کارفرمایانی احساس می‌شود که ممکن است هرگز تجربه بین‌المللی را به‌طور کامل درک نکنند.

هیچ‌یک از اینها به این معنی نیست که اداره کسب‌وکار آسان است. بریتانیا گران، رقابتی و از نظر عملیاتی پرفشار باقی می‌ماند. مالیات‌ها بالا می‌روند. اجاره تجاری مجازات‌کننده باقی می‌ماند. اعتماد مصرف‌کننده شکننده است. بسیاری از کسب‌وکارهای کوچک هر سال آرام شکست می‌خورند.

اما از نظر روان‌شناختی، کارآفرینی به‌طور فزاینده‌ای چیزی ارائه می‌دهد که اشتغال سنتی دیگر تضمین نمی‌کند: کنترل. در بریتانیای امروز، آن کنترل خودش از نظر اقتصادی ارزشمند شده است.

 

 

عبدالرحمان

من خبرنگار حوزه اقتصاد و رمزارز هستم و سابقه فعالیت رسانه‌ای در امارات متحده عربی و بریتانیا را دارم. تمرکز من بر پوشش دقیق اخبار اقتصادی، تحلیل بازارهای مالی و فناوری‌های نوین است

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا