گزارش ویژه: نسل کار جانبی؛ دانشجویان ایرانی که در بریتانیا کار و دانشگاه را متوازن میکنند
چند سال پیش، کار نیمهوقت در میان دانشجویان بینالمللی در بریتانیا اغلب به عنوان درآمد مکمل تلقی میشد. امروز، برای بسیاری از دانشجویان ایرانی، به چیزی بسیار اساسیتر تبدیل شده است: زیرساخت بقا.
تقریباً به هر کافه، فروشگاه مواد غذایی یا رستوران شلوغ در بخشهایی از لندن، منچستر یا بیرمنگام بروید و احتمال زیادی وجود دارد یک دانشجوی ایرانی را ببینید که سخنرانیها را با شیفتهای دیروقت، کار تحویل یا مشاغل فریلنس که در آخر هفتهها جا زده میشوند متوازن میکند.
آنچه تغییر کرده نه صرفاً تعداد دانشجویانی که کار میکنند است. شدت آن است.
«قبلاً، دانشجویان برای تجربه یا پول خرج اضافی کار میکردند» — مریم محمدی، یک دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی از غرب لندن، گفت. «الان اکثر کسانی که میشناسم واقعاً به آن برای ثبات مالی وابسته هستند.»
فشارهای هزینه زندگی بریتانیا در طول دو سال گذشته به دانشجویان بینالمللی بهویژه سخت ضربه زده است. اجاره، حملونقل و هزینههای غذا بهشدت افزایش یافته، در حالی که نوسانات ارزی حمایت مالی خارج از کشور را برای خانوادههایی که از خارج پول میفرستند کمتر قابل پیشبینی کرده است. برای خانوادههای ایرانی بهویژه، تحریمها و پیچیدگیهای بانکی اغلب انتقال وجه را کندتر و پراسترستر از بسیاری از دانشجویان بینالمللی دیگر میکنند.
آن واقعیت آرام زندگی روزمره دانشجویی را بازشکل داده است. بسیاری از دانشجویان ایرانی الان برنامههای خود را تقریباً به همان دقت که جدول دانشگاه را پیرامون شیفتهای کاری سازماندهی میکنند. برخی در مهماننوازی کار میکنند. دیگران بهصورت آنلاین به دانشآموزان فارسیزبان تدریس میکنند. تعداد فزایندهای در طراحی گرافیک، ویرایش، مدیریت شبکههای اجتماعی یا کار ترجمه فریلنس میکنند.
«بدون اینکه بفهمی از نظر زمانی بسیار کارآمد میشوی» — باران زرگر، دانشجوی تحصیلات تکمیلی که بصورت نیمهوقت در یک نانوایی نزدیک پدینگتون کار میکند، گفت. «متفاوت مطالعه میکنی چون میدانی زمان آزادت محدود است.»
اما تغییر روانشناختی هم هست. چندین دانشجو توصیف کردند که احساس میکنند از آنچه دانشجویان بهطور سنتی احساس میکنند مسنتر هستند. کمتر از نظر اجتماعی بیخیال. بیشتر از نظر مالی هوشیار. گفتگوهایی که زمانی حول زندگی دانشگاهی میچرخیدند الان اغلب حول افزایش اجاره، دسترسی به شیفت و نگرانی ویزای فارغالتحصیلی میچرخند.
همچنین الان کمتر انگی برای کار کردن وجود دارد تا روزگاری بود. در میان بسیاری از دانشجویان ایرانی، کار نیمهوقت تقریباً از نظر فرهنگی عادی شده است. «همه کار میکنند» — امیر سرف، یک دانشجوی تجارت در منچستر، گفت. «هیچکس دیگر حتی آن را پنهان نمیکند. مردم آشکارا نرخهای ساعتی را مثل متخصصان مقایسه میکنند.»
طنزآمیز است که بسیاری از دانشجویان میگویند این تجربه آنها را از نظر تجاری تیزتر هم کرده است. برخی توصیف کردند که مهارتهای ارتباطی و محیط کاری عملی بیشتری از طریق مشاغل رو به مشتری یاد میگیرند تا در داخل خود سمینارهای دانشگاهی.
با این حال، این تعادل خستهکننده است. چندین دانشجوی مصاحبهشده گفتند در طول دورههای تحصیلی پرفشار معمولاً پنج یا شش ساعت میخوابند. دیگران اعتراف کردند که نمراتشان موقتاً پس از افزایش ساعتهای کاری برای هماهنگ شدن با هزینههای زندگی آسیب دید.
و با این حال بسیار کمی از تحصیل در بریتانیا پشیمانی توصیف کردند. علیرغم فشارها، بسیاری هنوز بریتانیا را به عنوان قرار گرفتن در معرض حرفهای بلندمدت، استقلال و تجربه بینالمللی که در جای دیگری به سختی قابل تکرار است میبینند. آنچه تغییر کرده تصویر رمانتیک از زندگی دانشجویی است. برای این نسل از دانشجویان ایرانی، بریتانیا دیگر عمدتاً به عنوان یک مقصد آکادمیک تجربه نمیشود بلکه به عنوان یک جامعه کاری از همان لحظه ورودشان.



