دیپلماسیِ «اسلامآباد» در برابر «قلدرمآبیِ واشینگتن»؛ آیا پاکستان میتواند بنبستِ میان ایران و آمریکا را بشکند؟
در حالی که تنشهای ژئوپلیتیک به اوج خود رسیده، نقش پاکستان به عنوان «میانجی اصلی» در مسیر تبادل پیامهای حساس میان تهران و واشینگتن، بیش از هر زمان دیگری برجسته شده است. با وجود تلاشهای مستمر اسلامآباد و حمایتهای مالی و دیپلماتیک قطر، به نظر میرسد «رویکرد زورگویانه آمریکا» و زیادهخواهیهای این کشور، همچنان بزرگترین مانع در برابر رسیدن به یک توافق پایدار است.

گروه سیاست خارجی ارغوان نیوز – در حالی که گمانهزنیها درباره نقش چین به عنوان میانجی میان ایران و آمریکا بالا گرفته است، واقعیتهای میدانی و اظهارات رسمی دستگاه دیپلماسی ایران، نشاندهنده نقش محوری و استراتژیک پاکستان در مدیریت بحرانهای فعلی است.
پاکستان؛ پایتختِ دیپلماسیِ پشتِ پرده
طبق اظهارات اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، پاکستان در حال حاضر نقش اصلی را در رد و بدل کردن پیامها میان تهران و واشینگتن ایفا میکند و قطر نیز در مقاطع حساس، با رویکردی مکمل، به این فرآیند کمک میکند.
آمارهای اخیر نشان از شدت فعالیتهای دیپلماتیک اسلامآباد دارد؛ تنها در چند روز گذشته، شاهد سلسله تماسهای پرفشار میان مقامات ارشد پاکستانی و سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران بودهایم. این تماسها از سوی فرمانده ارتش پاکستان (عاصم منیر) و وزیر خارجه این کشور (محمد اسحاقدار) انجام شده است که نشاندهنده درگیر شدن تمامی لایههای قدرت در پاکستان برای مهار تنشهاست.
از «یادداشت تفاهم اسلامآباد» تا بنبست کنونی
تاریخچه اخیر نشان میدهد که پاکستان تنها یک واسطه ساده نیست، بلکه «معمار» توافقهای اخیر بوده است. یادداشت تفاهم دیجیتالی که در ۲۸ خردادماه میان دونالد ترامپ و مسعود پزشکیان امضا شد، حاصل ماهها مذاکرات طاقتفرسا در اسلامآباد بود؛ مذاکراتی که با ریاست محمدباقر قالیباف و جیدی ونس (معاون رئیسجمهور آمریکا) به نتیجه رسید.
با این حال، گزارشهای منتشر شده از سوی روزنامه «گاردین» و منابع دیپلماتیک حاکی از آن است که علیرغم تلاشهای مستمر عاصم منیر برای برقراری ارتباط با جیدی ونس و استیو ویتکاف (نماینده ویژه ترامپ)، بنبستهای موجود ناشی از زیادهخواهیهای واشینگتن است.
تضادِ رویکردها: دیپلماسی در برابر زورگویی
سیدعباس عراقچی در تحلیل دقیق خود از این وضعیت، تأکید کرده است که «مشکل، نبودِ میانجی نیست؛ بلکه مشکل، رویکرد قلدرمابانه و زورگویی آمریکا است.» این جمله، کلید درکِ چرخه مذاکرات فعلی است: در حالی که پاکستان با استفاده از تمام ظرفیتهای خود، از اسلامآباد به عنوان میزبان و تسهیلگر استفاده میکند، واشینگتن با استفاده از اهرمهای فشار، مسیر دیپلماسی را مسدود کرده است.
نقش مکمل قطر؛ تسهیلگری در سایه پاکستان
در کنار تلاشهای سنگین پاکستان، قطر نیز با نگاهی واقعبینانه، نقش «تسهیلگر» و «حمایتکننده مالی» را در این مسیر ایفا کرده است. اگرچه مقامات قطری بر ماهیت دیپلماتیک تلاشهای خود تأکید دارند، اما در ادبیات دیپلماسی ایران، قطر همواره به عنوان «برادر» و حامیِ مسیرهایی شناخته میشود که با زحمتِ اصلیِ پاکستان هموار شدهاند.
جمعبندی تحلیلی ارغوان نیوز:
مسیر دیپلماسی میان ایران و آمریکا، اکنون در گروِ توانایی پاکستان در مدیریت «پیامهای حساس» و توانایی تهران در مقابله با «فشارهای تکبعدی واشینگتن» است. اگرچه دعوت از مقامات ایرانی به اسلامآباد و نشستهای چندجانبه (مانند سازمان همکاری شانگهای) نشاندهنده باز بودن مسیر است، اما تا زمانی که رویکرد «قدرتمحور» آمریکا جایگزین «گفتوگوی برابر» نشود، اسلامآباد همچنان تنها در نقش یک «میانجیِ تحت فشار» باقی خواهد ماند.



