دوگین: انقلاب ایران تمدن اپستین را به چالش کشید

پروفسور الکساندر دوگین، فیلسوف روس، در گفتوگو با خبرگزاری فارس، انقلاب اسلامی ایران را چالشی برای هژمونی غرب توصیف کرد و با اشاره به نقش سینما، رسانه و هنر در شکلدهی به تصویر کشورها، خواستار بازتعریف روایت ایران و روسیه در عرصه جهانی شد.
به گزارش خبرگزاری فارس، گروه رسانه، تصویر ایران در بخش مهمی از رسانههای غربی عمدتاً با موضوعاتی مانند پرونده هستهای، امنیت منطقهای، حقوق بشر و تنش با آمریکا گره خورده است؛ روایتی که به گفته دوگین، به حاشیه رفتن ابعاد فرهنگی، تاریخی و تمدنی جامعه ایران را در پی داشته است.
این فیلسوف روس در گفتوگوی اختصاصی با فارس، درباره نقش هنر و رسانه در شکلگیری این تصویر، جایگاه سینمای ایران در غرب، شباهت روایتهای رسانهای درباره ایران و روسیه و ضرورت تدوین سیاست فرهنگی مستقل سخن گفت. او همچنین بر ظرفیتهای فلسفه، عرفان و سنتهای دینی دو کشور برای ارائه روایتی متفاوت به مخاطبان جهانی تأکید کرد.
انقلاب ایران و تقابل دو الگوی تمدنی از نگاه دوگین
دوگین معتقد است انقلاب سال ۱۹۷۹ ایران صرفاً یک تحول سیاسی داخلی نبود، بلکه چالشی اساسی برای جهان مدرن و هژمونی غرب به شمار میرفت. او با تفسیر این تقابل در چارچوب باورهای دینی و تمدنی خود، میگوید رسانهها، هنر و نظام آموزشی غرب در شکلگیری تصویری تحریفشده از جامعه ایران نقش داشتهاند.
او در پاسخ به پرسشی درباره تبدیل شدن ایران از یک جامعه به مجموعهای از مسائل سیاسی و امنیتی در روایت رسانههای غربی، این روند را نتیجه تقابل دو الگوی تمدنی ناسازگار دانست و با استفاده از تعابیر مذهبی خود، تمدن غرب را در برابر سنت شیعی ایران قرار داد.
دوگین همچنین معتقد است بازنمایی منفی ایران در رسانههای غربی را نمیتوان صرفاً به ایرانهراسی محدود کرد؛ از نگاه او، این رویکرد بخشی از تقابل گستردهتر غرب مدرن با سنتهای دینی و فرهنگی، از جمله سنت اسلامی و میراث مسیحی خود غرب است.
نقش هالیوود و رسانه در بازنمایی ایران
این اندیشمند روس در ادامه گفتوگو، سینما و صنعت سرگرمی را از ابزارهای مؤثر در شکلدهی به تصویر عمومی ایران دانست. به اعتقاد او، بخشی از تولیدات غربی، جامعه ایران را عقبمانده و گرفتار محدودیتهای دینی بازنمایی میکنند؛ تصویری که از نظر او با واقعیت تمدنی و سنتهای فرهنگی ایران همخوان نیست.
دوگین در عین حال تأکید کرد که مسئله را نباید تنها در ابزارهای رسانهای جستوجو کرد. او معتقد است برداشت رسانهها از کشورهای دیگر، پیش از هر چیز، تحت تأثیر چارچوبهای فکری و مبانی تمدنی شکل میگیرد و سپس از طریق فیلم، هنر و دیگر قالبهای ارتباطی گسترش مییابد.
او در همین چارچوب، پذیرش برخی آثار سینمای ایران در غرب را به حضور مؤلفههایی مانند فردگرایی، لیبرالیسم، نقد نظام سیاسی و احساس بیگانگی مرتبط دانست. به باور او، این استقبال لزوماً به معنای پذیرش آثاری نیست که ارزشهای مورد تأکید جمهوری اسلامی را بازتاب میدهند.
شباهت روایتهای غربی درباره ایران و روسیه
دوگین در بخش دیگری از این گفتوگو، میان نحوه بازنمایی ایران و روسیه در رسانههای غربی شباهتهایی قائل شد. او معتقد است هر دو کشور در روایتهای رسانهای غرب، بهعنوان تهدیدهایی برای نظم مطلوب این کشورها معرفی میشوند و در برخی آثار سینمایی، تصویری منفی از مردم و جوامع آنها ارائه میشود.
او با اشاره به جنگ روسیه و اوکراین در سال ۲۰۲۲ و انقلاب ایران در سال ۱۹۷۹، این دو رویداد را در چارچوب تقابل تمدنی مورد نظر خود تفسیر کرد و گفت ایران و روسیه باید برای مقابله با آنچه تصویرسازی منفی غرب میداند، رویکرد فرهنگی مشترکی اتخاذ کنند.
این فیلسوف روس همچنین از آنچه تقلید از الگوهای فرهنگی غرب در تولیدات هنری ایران و روسیه میخواند، انتقاد کرد و خواستار بازنگری در سیاستهای فرهنگی دو کشور شد. به اعتقاد او، تولیدات هنری باید بهجای محدود ماندن به پاسخهای مقطعی، بر ارائه تصویری مستقل و مبتنی بر سنتهای فکری و فرهنگی خود تمرکز کنند.
نظریه چهارم سیاسی و ضرورت ارائه روایتی جهانی از ایران
دوگین در پاسخ به پرسشی درباره تصویر جهانی ایران و ظرفیتهای سینما، موسیقی و شبکههای اجتماعی، اندیشههای امام خمینی(ره)، انقلاب اسلامی و تشیع را دارای ظرفیت تأثیرگذاری فراتر از مرزهای ملی توصیف کرد.
او با اشاره به انتشار کتاب «نظریه چهارم سیاسی» خود در ایران، این نظریه را یکی از چارچوبهای فکری بالقوه برای صورتبندی جهانی ایدههای انقلاب ایران دانست. از نظر او، تبدیل مفاهیم سیاسی و متافیزیکی به زبان قابل انتقال در عرصه فرهنگ، میتواند زمینه استفاده مؤثرتر از سینما، موسیقی و پلتفرمهای اجتماعی را فراهم کند.
دوگین در عین حال، نفوذ جریانهای لیبرال در فلسفه معاصر ایران و روسیه را از موانع تحقق این هدف دانست. او با اشاره به تأثیر اندیشههای کارل پوپر و جریانهای مرتبط با عبدالکریم سروش بر فضای فکری ایران، مدعی شد که این گرایشها مانع بهرهگیری کامل از ظرفیتهای تمدنی دو کشور برای شکلدهی به گفتمانی جهانی میشوند.
او تأکید کرد که بهجای اتکای صرف به تبلیغات، باید از ظرفیتهای فلسفه اشراق، اندیشههای سهروردی و ابنسینا، عرفان و سنتهای دینی برای تولید محتوای فرهنگی استفاده کرد. به باور او، تصویرسازی هنری و بهرهگیری از میراث فکری ایران و روسیه میتواند نقش مهمی در انتقال این مفاهیم داشته باشد.
تصویر ایران پیش از جنگ و نقش روایتهای رسانهای
دوگین در بخش دیگری از مصاحبه، به نحوه بازنمایی ایران در رسانههای غربی پیش از جنگ اخیر پرداخت. او مدعی شد که ایران پیش از آغاز درگیریها، همزمان بهعنوان کشوری تهاجمی و خطرناک و در عین حال ضعیف و آسیبپذیر معرفی میشد.
به گفته او، تأکید بر برنامه هستهای ایران، پهپادهای شاهد و توان نظامی کشور، بخشی از تصویری بود که در رسانههای غربی شکل گرفته بود و از نظر او برای توجیه حمله به ایران مورد استفاده قرار گرفت.
این فیلسوف روس همچنین به کلیپهای ساختهشده با الهام از لگو که به گفته او پس از آغاز جنگ از سوی ایرانیان تولید شدند، اشاره کرد و آنها را نمونهای از پاسخ تصویری به روایتهای رقیب دانست. او معتقد است تولیدکنندگان محتوای ایرانی نباید صرفاً به واکنش در برابر تصاویر منتشرشده از سوی دیگر کشورها بسنده کنند، بلکه باید پیش از شکلگیری بحرانها نیز روایتهای تصویری خود را تولید و منتشر کنند.
دوگین در همین زمینه، خواستار بهرهگیری فعالتر ایران و روسیه از ابزارهای فرهنگی برای بازنمایی دیدگاههای خود شد و بر اهمیت تولید محتوای مستقل در عرصه رسانه و هنر تأکید کرد.
دوگین و احتمال وقوع جنگ جهانی سوم در روایتهای سینمایی
این اندیشمند روس در پاسخ به پرسشی درباره نقش تولیدات هنری در آمادهسازی افکار عمومی برای جنگ جهانی سوم، گفت مضامین آخرالزمانی و روایتهای مربوط به جنگ و فروپاشی در آثار سینمایی و تلویزیونی معاصر جایگاه پررنگی دارند.
او با اشاره به سریال «سقوط» (Fallout) و روایت زندگی پس از یک فاجعه هستهای، معتقد است بخشی از تولیدات فرهنگی غرب، آینده را در قالب بحرانهای گسترده و درگیریهای نظامی به تصویر میکشند.
دوگین همچنین با طرح این ادعا که جهان عملاً وارد مرحلهای از جنگ جهانی سوم شده است، به نزدیکتر شدن روابط روسیه، ایران، چین و کره شمالی و افزایش هماهنگی کشورهای غربی در برابر آنها اشاره کرد. او در عین حال، جلوگیری از گسترش جنگ را مطلوب دانست، اما مدعی شد که در صورت تحمیل درگیری، پیروزی به هدف اصلی طرف مقابل تبدیل خواهد شد.
او با انتقاد از آنچه فقدان روایتهای جایگزین در سینمای ایران، روسیه و چین میداند، پیشنهاد کرد فیلمهایی مشترک درباره چگونگی آغاز جنگ جهانی سوم و راههای جلوگیری از وقوع آن ساخته شود. دوگین همچنین احتمال مشارکت چین در تأمین بودجه چنین پروژههایی را مطرح کرد.
این فیلسوف روس در پایان، بر ضرورت اقدام پیشدستانه ایران و روسیه در عرصه سیاست فرهنگی تأکید کرد و خواستار تولید آثار مشترکی شد که از منظر این کشورها، امکان جلوگیری از جنگ و ساختن آیندهای متفاوت را به تصویر بکشند.



