گزارش ویژه: بین فارسی، انگلیسی و عربی؛ چگونه زبان برای ایرانیان در لندن و دبی به ابزاری تجاری تبدیل شد
گفتگو با فارسی شروع میشود، در میان یک جمله به انگلیسی تغییر میکند، و وقتی یک تأمینکننده به میز میپیوندد به عربی ختم میشود. هیچکس مکثی برای ترجمه نمیکند. هیچکس تغییر زبان را نشان نمیدهد. فقط اتفاق میافتد.
در یک دفتر تجاری نزدیک به بندر دبی، روشن میشود که زبان اینجا فقط ارتباط نیست. نحوه انجام کسبوکار است.
در طول دهه گذشته، کارآفرینان ایرانی که بین لندن و دبی فعالیت میکنند یک تحول آرام را تجربه کردهاند. آنها دیگر فقط با بازارهای مختلف سازگار نمیشوند — بلکه خود را از نظر زبانی بازسازی میکنند تا در آنها فعالیت کنند. انگلیسی به زبان سیستمها تبدیل شده. عربی زبان دسترسی. فارسی پایهای که همه چیز را به هم متصل میکند.
این تحول یک شبه اتفاق نیفتاد. وقتی اوایل امسال در لندن بودم و با متخصصان ایرانی در حوزه مالیه، فناوری و تجارت صحبت میکردم، بسیاری نقطه شروع بسیار متفاوتی را توصیف کردند. برای نسلهای قبلی، انگلیسی چیزی بود که یاد میگرفتید تا ادغام شوید. برای تحصیل، کاغذبازی، زندگی روزمره کمک میکرد. خود کسبوکار — بهویژه در جوامع مهاجر — هنوز میتوانست به فارسی انجام شود، اغلب درون شبکههای منسجم.
این تغییر کرده است.
«حالا اگر به انگلیسی فکر نکنی، نمیتوانی مقیاس کنی» — آرش موحدی، تحلیلگر سرمایهگذاری مستقر در لندن که در کنری وارف با او آشنا شدم، گفت: «موضوع روانی صحبت کردن نیست. موضوع فهمیدن نحوه ساختاردهی معاملات، نوشتن قراردادها، طرز تفکر سرمایهگذاران است.»
حرف او یک تحول گستردهتر را منعکس میکند که با دادهها پشتیبانی میشود. دیاسپورای ایرانی، که در سراسر اروپا و آمریکای شمالی پراکنده است، یکی از تحصیلکردهترین گروههای مهاجر در جهان است، با مشارکت قوی در بخشهای حرفهای و کارآفرینانه. اما تحصیلات بهتنهایی دیگر آنچه برجسته است نیست. این است که زبان چگونه به عنوان پلی به سیستمهای جهانی مورد استفاده قرار میگیرد.
در لندن، آن پل رسمی است. کسبوکار از طریق اسناد حقوقی، مدلهای مالی و چارچوبهای نظارتی انجام میشود — همهاش به انگلیسی فنی دقیق. کارآفرینانی که در آن محیط موفق میشوند فقط روان نیستند؛ آنها در ناوبری قراردادها، ساختارهای انطباق و انتظارات سرمایهگذاران در آن زبان راحتند. در طول زمان، این نوع متفاوتی از اعتمادبهنفس ایجاد میکند. تصمیمات سریعتر گرفته میشوند، ریسکها روشنتر درک میشوند، و کسبوکارها با مقیاسپذیری در ذهن ساخته میشوند.
اما لندن فقط یک طرف معادله را یاد میدهد. در دبی، محیط دوباره تغییر میکند. انگلیسی همه جا هست — در جلسات، قراردادها و تراکنشهای روزانه — اما بهتنهایی کافی نیست. عربی به شیوههایی که همیشه از بیرون قابل مشاهده نیست اهمیت دارد. شکل میدهد که فرآیندهای دولتی چگونه کار میکنند، چگونه روابط ساخته میشوند، و چگونه اعتماد در بخشهای خاص برقرار میشود.
«با این تصور آمدم که انگلیسی کافی است» — احمد عراقچی، که بیش از یک دهه است بین ایران و امارات تجارت میکند، گفت: «برای شروع کافی است. اما اگر میخواهی رشد کنی، اگر میخواهی شرکای بلندمدت داشته باشی، به عربی نیاز داری. مردم متفاوتتر باز میشوند.»
این کاملاً جدید نیست. از نظر تاریخی، تاجران ایرانی در میان زبانهای مختلف فعالیت کردهاند، بهویژه در شبکههای تجاری خلیج فارس که در آن فارسی و عربی از دیرباز همپوشانی داشتهاند. آنچه متفاوت است قصد پشت آن است. کارآفرینان جوانتر زبانها را بهصورت انفعالی نمیآموزند. آنها را عمداً، به عنوان بخشی از استراتژی تجاری، یاد میگیرند.
عربی دیگر فقط آشنایی فرهنگی نیست. دسترسی به بازار است. در دبی، آن تمایز بهسرعت روشن میشود. یک مذاکره که کاملاً به انگلیسی انجام میشود ممکن است معاملاتی بماند. همان بحث، وقتی به عربی تغییر میکند، اغلب رابطهمحور میشود. شرایط نرم میشوند. گفتگوها گسترش مییابند. معاملات پیش میروند.
و اینجاست که ترکیب قدرتمند میشود. انگلیسی کارآفرینان ایرانی را به سیستمهای جهانی وصل میکند — مالیه، فناوری، سرمایهگذاری. عربی آنها را به شبکههای منطقهای وصل میکند — دولت، تجارت، مشارکتها. فارسی هر دو را به هم وصل میکند و اعتماد را در جوامع مهاجری که در شهرها و قارهها پراکندهاند لنگر میاندازد.
«در امارات به دنیا آمدم. انگلیسی را در مدرسه یاد گرفتم اما عربی را از دوستانم. عربی برایم طبیعیتر از انگلیسی است» — سامان نیکپور، دانشجوی ایرانی مقیم در شارجه، گفت.
در طول زمان، این شیوه ساختاردهی کسبوکارهای ایرانی را تغییر داده است. مدلهای قدیمی به شدت به شبکههای شخصی و واسطهها متکی بودند، اغلب در حال ناوبری در اطراف سیستمهای رسمی. امروز، تغییر قابل توجهی به سمت ادغام وجود دارد — کار در چارچوبهای نظارتی، جمعآوری سرمایه، ساختن عملیات مقیاسپذیر. زبان نقش مرکزی در آن انتقال دارد.
آنچه در این میان شگفتانگیز است چقدر عادی شده. در دفتر در دیره، گفتگو بدون وقفه ادامه دارد. یک مشکل لجستیکی به فارسی بحث میشود، یک بند قرارداد به انگلیسی روشن میشود، یک توافق تأمینکننده به عربی تنظیم میشود. هیچکس اظهارنظر نمیکند. این فقط نحوه کار کردن چیزهاست.
این دیگر درباره هویت یا فرهنگ نیست. درباره کارایی است. برای نسلی از کارآفرینان ایرانی، زبان دیگر چیزی نیست که یک بار یاد بگیری. چیزی است که لایهلایه میشود، بسته به اینکه کجا هستی، با چه کسی صحبت میکنی، و چه میخواهی به دست بیاوری. و با همپیوندتر شدن لندن و دبی به عنوان مراکز تجاری، آن توانایی در حال تبدیل شدن از یک مزیت به یک الزام است.



