مذاکره باید ابزار سیاست خارجی باشد، نه راهی ناگزیر

به گفته کارشناسان، بحث اصلی درباره مذاکره با آمریکا، اصل استفاده از دیپلماسی نیست؛ بلکه جایگاه مذاکره در سیاست خارجی و نسبت آن با قدرت، بازدارندگی و تأمین منافع ملی است. بر این اساس، مذاکره زمانی میتواند یک ابزار مؤثر باشد که از موضع انتخاب و با پشتوانه قدرت انجام شود، نه بهعنوان تنها مسیر حل مسائل کشور.
متن کامل خبر
گروه سیاسی خبرگزاری ارغوان: در شرایطی که ایران تجربه مذاکره با آمریکا و خروج یکجانبه واشنگتن از برجام را پشت سر گذاشته است، بار دیگر موضوع نحوه مواجهه با مذاکره و دیپلماسی در فضای سیاسی کشور مورد بحث قرار گرفته است.
در این میان، برخی جریانهای سیاسی بر ازسرگیری مذاکرات با آمریکا تأکید دارند؛ در مقابل، کارشناسان معتقدند مسئله اصلی نه پذیرش یا رد اصل دیپلماسی، بلکه تعیین جایگاه مذاکره در منظومه سیاست خارجی کشور است.
بر اساس این دیدگاه، مذاکره باید در کنار سایر ابزارهای سیاست خارجی قرار گیرد و نباید بهعنوان مسیری اجتنابناپذیر یا تنها راه حل مشکلات معرفی شود. این بحث در حالی مطرح است که در ماههای اخیر نیز میانجیگری کشورهای منطقه برای انتقال پیام میان تهران و واشنگتن ادامه داشته است.
مذاکره از موضع انتخاب یا نیاز؟
جواد بخشیالموتی، استاد دانشگاه، در گفتوگو با فارس با تأکید بر اینکه ایران اصل دیپلماسی را کنار نگذاشته است، اظهار کرد حتی در دورههای افزایش تنش نیز کانالهای ارتباطی و تلاش میانجیگران برای انتقال پیام میان تهران و واشنگتن ادامه داشته است.
به گفته وی، بنابراین مسئله امروز را نمیتوان صرفاً با این پرسش تعریف کرد که «ایران مذاکره میکند یا نه»، بلکه پرسش مهمتر این است که مذاکره از چه موضعی انجام میشود؛ موضع انتخاب یا موضع نیاز.
بخشیالموتی توضیح داد که در حالت نخست، مذاکره یکی از ابزارهای سیاست خارجی است، اما در حالت دوم، مذاکره ممکن است به تنها گزینه باقیمانده تبدیل شود.
تجربه برجام و اهمیت قدرت در مذاکره
این استاد دانشگاه با اشاره به تجربه برجام و خروج آمریکا از این توافق، بر اهمیت حفظ قدرت چانهزنی در مذاکرات تأکید کرد.
آمریکا در هشتم مه ۲۰۱۸ بهطور رسمی از برجام خارج شد و پس از آن روند بازگشت تحریمهای آمریکا علیه ایران آغاز شد. این تجربه همچنان یکی از محورهای اصلی بحث درباره اعتبار تعهدات و سازوکارهای تضمین اجرای توافقهای احتمالی میان دو کشور است.
از این منظر، موضوع صرفاً حضور ایران و آمریکا پشت میز مذاکره نیست؛ بلکه توانایی حفظ مواضع، امکان دریافت امتیازات متقابل و وجود سازوکارهایی برای اجرای تعهدات طرفین نیز اهمیت دارد.
پرسش درباره مذاکرات آینده
در ماههای اخیر، میانجیگری کشورهای منطقه برای کاهش تنش میان ایران و آمریکا ادامه داشته است. در همین چارچوب، گزارشهای اخیر از تلاش میانجیگران برای بازگرداندن دو طرف به تفاهمهای پیشین و پیشبرد یک روند اعتمادسازی حکایت دارد.
در چنین شرایطی، یکی از پرسشهای اساسی این است که تجربه توافق پیشین چه جایگاهی در طراحی هرگونه توافق یا مذاکره جدید خواهد داشت و سازوکار اجرای تعهدات طرفین چگونه تعریف خواهد شد.
بر این اساس، در ارزیابی جایگاه مذاکره در سیاست خارجی، موضوع تنها «نشستن پشت میز» نیست؛ بلکه نسبت مذاکره با قدرت ملی، بازدارندگی، منافع کشور و امکان اجرای تعهدات نیز از محورهای اصلی این بحث به شمار میرود.



