اقتصاد

گزارش ویژه: از کلاس‌های درس لندن تا میزهای مذاکره دبی؛ ظهور سواد کسب‌وکار در میان ایرانیان مهاجر

در یک فضای کار اشتراکی در نزدیکی شیخ زاید رود، گروهی از متخصصان ایرانی دور میزی نشسته‌اند و یک پیشنهاد تجاری را بررسی می‌کنند. بحث دقیق، ساختارمند و تقریباً به‌طور غریزی تحلیلی است. اصطلاحاتی چون ارزش‌گذاری، رقیق‌سازی سهام و استراتژی ورود به بازار بدون هیچ تردیدی در گفتگو جاری هستند. این جلسه شبیه یک گردهمایی غیررسمی مهاجران نیست؛ بیشتر به یک اتاق هیئت‌مدیره در لندن می‌ماند.

این آشنایی تصادفی نیست. در طول دهه گذشته، تحولی آرام اما معنادار در میان ایرانیان مهاجر، به‌ویژه آنانی که با بریتانیا پیوند دارند، رخ داده است. امروز کسب‌وکار دیگر صرفاً بر پایه شهود یا روابط شخصی پیش نمی‌رود؛ بلکه به‌طور فزاینده‌ای بر اساس چارچوب‌ها، آموزش و سیستم‌های ساختارمند بنا می‌شود.

لندن نقشی محوری در شکل‌دادن به این تحول ایفا کرده است.

بریتانیا میزبان جمعیت قابل توجهی از ایرانیان‌تبار است که بر اساس آخرین آمار، بیش از ۱۱۰ هزار نفر در این کشور زندگی می‌کنند و بسیاری از آن‌ها در لندن ساکن بوده و در بخش‌های حرفه‌ای از حوزه مالی تا فناوری حضور دارند. آنچه این گروه را متمایز می‌کند نه‌تنها حضورشان، بلکه پروفایل تحصیلی و حرفه‌ای آن‌هاست. در میان جوامع مهاجر جهانی، ایرانیان از باسوادترین گروه‌ها هستند؛ اکثریت آن‌ها حداقل دارای مدرک کارشناسی هستند و نمایندگی قوی در فعالیت‌های کارآفرینانه و خوداشتغالی دارند.

این پایه تحصیلی به چیزی ظریف‌تر اما قدرتمندتر تبدیل شده است: سواد کسب‌وکار.

در دهه‌های پیشین، بخش بزرگی از فعالیت اقتصادی مهاجران بر پایه تجارت سنتی، کسب‌وکارهای خانوادگی و شبکه‌های اجتماعی بنا می‌شد. این مدل‌ها کارآمد بودند، اما اغلب غیررسمی. آنچه تغییر کرده — به‌ویژه در میان کسانی که در لندن تحصیل کرده یا کار کرده‌اند — پذیرش تفکر ساختارمند است. مفاهیمی چون حاکمیت شرکتی، مقیاس‌پذیری، مدل‌سازی مالی و ریسک نهادی دیگر محدود به محیط‌های شرکتی نیستند؛ بلکه به بخشی از زبان روزمره کسب‌وکار تبدیل شده‌اند.

این تحول در خارج از بریتانیا، به‌ویژه در دبی، به‌وضوح دیده می‌شود.

خلیج فارس همواره مرکز تجاری مهمی برای کارآفرینان ایرانی بوده، اما امروز ماهیت این حضور در حال تغییر است. متخصصانی که بین لندن و دبی در رفت‌وآمدند، نه‌تنها سرمایه، بلکه شیوه‌ای از تفکر درباره کسب‌وکار را با خود می‌آورند که از قرار گرفتن در معرض یکی از پیشرفته‌ترین اکوسیستم‌های مالی و نظارتی جهان شکل گرفته است.

نتیجه این فرایند، یک مدل ترکیبی است.

در لندن، مهاجران با عمق نهادی، سیستم‌های حقوقی، اکوسیستم‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر و استانداردهای حاکمیت شرکتی آشنا می‌شوند که تصمیم‌گیری ساختارمند را تقویت می‌کند. در دبی، همین افراد در محیطی سریع‌تر و انعطاف‌پذیرتر فعالیت می‌کنند که اجرا سریع‌تر اتفاق می‌افتد و فرصت‌ها با سرعت بیشتری ظهور می‌کنند. این ترکیب نوعی رویه کسب‌وکاری ایجاد می‌کند که هم تحلیلی است و هم انطباق‌پذیر.

رویدادهایی چون همایش‌های کارآفرینی مهاجران و گردهمایی‌های جهانی نشان داده‌اند که چگونه متخصصان ایرانی در میان شهرها ارتباط برقرار می‌کنند و لندن، دبی و سایر مراکز را به یک تبادل مستمر ایده‌ها و سرمایه پیوند می‌دهند. این شبکه‌ها همیشه آشکار نیستند، اما نقش مهمی در تسهیل فعالیت‌های تجاری فرامرزی دارند.

در این تحول یک بُعد فرهنگی هم نهفته است. سواد کسب‌وکار دیگر محدود به آموزش رسمی یا محیط‌های حرفه‌ای نیست. در بخش‌هایی از جامعه مهاجران، این سواد در گفتگو و هویت جا افتاده است. بحث‌های مربوط به سرمایه‌گذاری، استراتژی و رشد حتی خارج از حلقه‌های تجاری سنتی رایج‌تر شده‌اند. این نه‌تنها بازتاب سطح تحصیلات بالاتر، بلکه نشانه یک تغییر گسترده‌تر به سمت نگاه به کسب‌وکار به‌مثابه یک رشته علمی است، نه صرفاً یک فعالیت.

برای لندن، این نوعی نفوذ نرم است که اغلب نادیده گرفته می‌شود. این شهر نه‌تنها استعداد جذب می‌کند، بلکه شیوه تفکر آن استعداد را شکل می‌دهد. حتی وقتی افراد آنجا را ترک می‌کنند، چارچوب‌هایی که فراگرفته‌اند با آن‌ها می‌ماند و بر نحوه عملکردشان در بازارهای دیگر تأثیر می‌گذارد.

برای دبی، تأثیر به همان اندازه قابل توجه است. این شهر از یک جامعه مهاجر بسیار پویا و تحصیلکرده بهره‌مند است که هم سرمایه و هم توانمندی با خود می‌آورند. حضور متخصصانی که در لندن آموزش دیده‌اند، لایه‌ای از پیچیدگی به محیط‌های تجاری محلی می‌افزاید، به‌ویژه در بخش‌هایی چون مالی، فناوری و مشاوره.

در فضای کار اشتراکی، جلسه به سمت اجرا پیش می‌رود. جداول زمانی تنظیم می‌شوند، مسئولیت‌ها تقسیم می‌شوند و پیگیری‌ها با سطحی از نظم‌وانضباط برنامه‌ریزی می‌شوند که در محله کنری وارف لندن هم غریب به نظر نمی‌رسید. گفتگو با قصدهای مبهم پایان نمی‌یابد، بلکه با گام‌های بعدی مشخص بسته می‌شود.

این لحظه‌ای کوچک است، اما یک تحول بزرگ‌تر را در خود دارد. دیاسپورای ایرانی تنها در شهرهایی مثل لندن و دبی در کسب‌وکار مشارکت نمی‌کند؛ بلکه به‌طور فزاینده‌ای به زبان خود کسب‌وکار مسلط شده و با مجموعه‌ای مشترک از ابزارها و انتظارات بین بازارها حرکت می‌کند. و این تسلط — آرام، ساختارمند و اغلب نامرئی — شاید ارزشمندترین دارایی آن باشد.

 

 

عبدالرحمان

من خبرنگار حوزه اقتصاد و رمزارز هستم و سابقه فعالیت رسانه‌ای در امارات متحده عربی و بریتانیا را دارم. تمرکز من بر پوشش دقیق اخبار اقتصادی، تحلیل بازارهای مالی و فناوری‌های نوین است

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا