یادداشت: چرا بریتانیا و امارات به بیش از تجارت نیاز دارند — به تبادل فرهنگی نیاز دارند
— رابطه بین بریتانیا و امارات متحده عربی اغلب با اعداد توصیف میشود. تجارت از ۲۵ میلیارد پوند گذشته، جریانهای سرمایهگذاری در هر دو جهت ادامه دارند و مشارکتها اکنون در حوزههای انرژی، مالیه و فناوری گسترش یافتهاند.
اما سؤال واقعی این است که آیا این رابطه با پتانسیل خودش همگام است یا نه.
چون در حالی که سرمایه سریع بین لندن و ابوظبی حرکت میکند، فرهنگ همیشه با همان سرعت پیروی نمیکند. و آن شکاف بیشتر از آنچه به نظر میرسد اهمیت دارد.
مشارکتهای اقتصادی امروز دیگر فقط بر معاملات بنا نمیشوند. بر درک بنا میشوند. وقتی کسبوکارها به بازارهای جدید گسترش مییابند، فقط محصولات یا خدمات صادر نمیکنند. در حال ناوبری بین شیوههای مختلف تفکر، رفتارهای مختلف مصرفکننده و انتظارات مختلف از نحوه کار سیستمها هستند. بدون آشنایی فرهنگی، حتی قویترین رابطه مالی هم میتواند محدود شود.
امارات این موضوع را بهویژه بهخوبی درک کرده است. در طول دهه گذشته، بهشدت در موقعیتیابی خود نهتنها به عنوان یک مرکز تجاری، بلکه به عنوان یک چهارراه فرهنگی جهانی سرمایهگذاری کرده است. صنایع خلاق بهتنهایی اکنون سهم قابل اندازهگیریای از فعالیت اقتصادی جهانی دارند و تأیید میکنند که فرهنگ خود به یک محرک اقتصادی تبدیل شده نه یک مکمل فرعی.
برای بریتانیا، این فرصت روشن است. بریتانیا قبلاً فرهنگ را در مقیاس صادر میکند — چه از طریق آموزش، رسانه، ورزش یا هنر. آنچه اکنون نیاز است نه صادرات بیشتر، بلکه تبادل بیشتر است.
این به معنای حضور بیشتر نهادهای بریتانیایی در امارات نهتنها به شکل تجاری، بلکه به شکل فرهنگی است. به معنای داشتن حضور بیشتر صداهای اماراتی در پلتفرمهای بریتانیایی است. به معنای همپیوندتر شدن سیستمهای آموزشی، صنایع خلاق و حتی تجربیات روزمره است.
مزایای اقتصادی این موضوع اغلب دستکم گرفته میشود. وقتی تبادل فرهنگی عمیقتر شود، کسبوکار بهطور طبیعیتر دنبال میکند. اعتماد سریعتر ساخته میشود. مشارکتها آسانتر شکل میگیرند. بازارها آسانتر درک میشوند. شرکتها زمان کمتری صرف انطباق و زمان بیشتری صرف عملیات میکنند. در عمل، این به معنای معاملات سریعتر، سرمایهگذاریهای قویتر و روابط بلندمدت انعطافپذیرتر است.
برای سرمایهگذاران و کارآفرینانی که بین بریتانیا و امارات جابجا میشوند، این از قبل مشهود است. کسانی که هر دو محیط را درک میکنند نهتنها از نظر فرهنگی عملکرد بهتری دارند. از نظر تجاری هم بهتر عمل میکنند.
این موضوع برای جوامعی که از قبل در هر دو سیستم فعالیت میکنند بهویژه مرتبط است. کارآفرینان ایرانی، برای مثال، اغلب لندن و دبی را به عنوان بخشی از یک شبکه واحد ناوبری میکنند. برای آنها، آشنایی فرهنگی یک مفهوم انتزاعی نیست. یک مزیت تجاری است. به آنها اجازه میدهد با موانع کمتر بین بازارها حرکت کنند و ایدهها، انتظارات و فرصتها را در هر دو محیط ترجمه کنند.
مرحله بعدی این مشارکت با اینکه چقدر سرمایه بین دو کشور جابجا میشود تعریف نخواهد شد، بلکه با اینکه چقدر آسان افراد، ایدهها و سیستمها به هم متصل میشوند. توافقنامههای تجاری و معاملات سرمایهگذاری چارچوب را ایجاد میکنند. تبادل فرهنگی آن چارچوب را قابل استفاده میکند. اگر بریتانیا و امارات بخواهند پتانسیل اقتصادی بین خود را بهطور کامل آزاد کنند، باید نهتنها در زیرساخت و سرمایه، بلکه در چیزی کمتر ملموس و قدرتمندتر سرمایهگذاری کنند: درک.



