راهنما: آنچه کارآفرینان ایرانی باید درباره مالیات در بریتانیا و امارات بدانند
برای صاحبان کسبوکار ایرانی که بین بریتانیا و امارات فعالیت میکنند، مالیات دیگر نمیتواند چیزی باشد که بعداً به آن فکر کنند. هر دو کشور اکنون سیستمهای مالیات شرکتی بهوضوح تعریفشده دارند، اما به شیوههای بسیار متفاوتی ساخته شدهاند و درک آن تفاوتها برای ساختاردهی صحیح یک کسبوکار ضروری است.
نقطه شروع در بریتانیا از نظر اصول ساده اما در اجرا پیچیده است. شرکتها مالیات بر درآمد شرکتی را بر سود خود میپردازند و این سیستم بهطور گسترده تقریباً به تمام کسبوکارهای فعال در کشور اعمال میشود. از آوریل ۲۰۲۳، بریتانیا یک ساختار دو لایه معرفی کرده است: شرکتهایی با سود بالای ۲۵۰ هزار پوند نرخ اصلی ۲۵ درصد میپردازند، در حالی که شرکتهای کوچکتر با سود زیر ۵۰ هزار پوند نرخ کاهشیافته ۱۹ درصد میپردازند.
آنچه سیستم بریتانیا را طاقتفرسا میکند نهتنها نرخ، بلکه سطح انطباق مورد نیاز است. شرکتها باید سوابق مالی دقیقی نگهداری کنند، سود مشمول مالیات را طبق قوانین سختگیرانه محاسبه کنند و اظهارنامهها را در بازههای زمانی تعریفشده به HMRC ارسال کنند. این سیستم برای جامع بودن طراحی شده است.
امارات، در مقابل، یک ساختار مالیات شرکتی بسیار سادهتر معرفی کرده، اما یکی که نیاز به تفسیر دقیق دارد. از زمان معرفی مالیات شرکتی در سال ۲۰۲۳، کسبوکارها با نرخ ۰ درصد بر سود تا سقف ۳۷۵ هزار درهم و ۹ درصد بر سود بالاتر از آن مشمول مالیات هستند. این امارات را در میان کممالیاتترین حوزههای قضایی شرکتی جهانی قرار میدهد، بهویژه در مقایسه با نرخ ۲۵ درصد بریتانیا.
با این حال، مفهوم کلیدی در سیستم امارات نه فقط سود، بلکه حضور اقتصادی است. یک شرکت در صورتی مشمول مالیات شرکتی امارات است که در این کشور ثبت شده، از داخل آن مدیریت شده، یا درآمدی با منبع اماراتی کسب کند. کسبوکارهای خارجی بدون حضور روشن معمولاً خارج از محدوده مالیات هستند، به همین دلیل امارات برای ساختارهای بینالمللی جذاب باقی میماند.
برای کارآفرینان ایرانی، این تفاوت یک چارچوب استراتژیک روشن ایجاد میکند. بریتانیا قطعیت حقوقی، دسترسی به سیستمهای مالی جهانی و اعتبار در بازارهای بینالمللی ارائه میدهد، اما با مالیات بالاتر و انطباق سختگیرانهتر همراه است. امارات مالیات کمتر و انعطافپذیری عملیاتی ارائه میدهد، اما نیاز به ساختاردهی دقیق دارد.
در عمل، بسیاری از کسبوکارهایی که بین این دو فعالیت میکنند یکی را بر دیگری انتخاب نمیکنند. در عوض، وظایف را جدا میکنند. یک نهاد بریتانیایی ممکن است برای قراردادها، مالیه و موقعیتیابی بینالمللی استفاده شود، در حالی که یک نهاد اماراتی تجارت منطقهای، لجستیک یا عملیات را مدیریت میکند. نتیجه مالیاتی بستگی دارد به اینکه سود کجا حاصل میشود و کسبوکار در هر دو حوزه چگونه ساختاردهی شده است.
پیام عملی ساده اما مهم است. مالیات دیگر فقط یک هزینه انجام کسبوکار نیست. بخشی از نحوه طراحی یک کسبوکار از همان ابتدا است. کسانی که هر دو سیستم را میفهمند میتوانند از آنها بهطور مؤثر با هم استفاده کنند.



