یادداشت: دستکمگرفتهشدهترین کسبوکار ایرانی در بریتانیا شاید کافه باشد
وقتی مردم به مشارکت اقتصادی فکر میکنند، معمولاً چیز قابل اندازهگیری تصور میکنند. ارقام سرمایهگذاری، صادرات، ارزشگذاری شرکت، معاملات ملک. اما برخی کسبوکارها به شیوههای آرامتری که سختتر قابل محاسبه هستند بر اقتصاد تأثیر میگذارند.
یکی از آن کسبوکارها کافه است.
در سراسر لندن، کافههای ایرانی آرام به چیزی فراتر از غذا یا مهماننوازی تبدیل شدهاند. به فضاهای تجاری غیررسمی، مراکز شبکهسازی، دفاتر کار از راه دور، نقاط ملاقات و پلهای فرهنگی بهطور همزمان تبدیل شدهاند. در بسیاری از موارد، تقریباً مثل اتاقهای بازرگانی غیررسمی برای بخشهایی از اقتصاد دیاسپورا عمل میکنند.
وارد برخی کافهها در غرب لندن، کنزینگتون، ایلینگ یا خیابان ادگوِر رود در طول بعد از ظهر شوید و الگو آشکار میشود. کسی درباره واردات از دبی بحث میکند. میز دیگری در حال مذاکره درباره یک موضوع ملک است. در کنار آن، دو دانشجو روی برنامههای استارتاپ کار میکنند در حالی که یک فریلنسر بین لندن و استانبول تماس پاسخ میدهد. محیط اجتماعی به نظر میرسد، اما زیر آن عمیقاً تجاری است.
این اهمیت دارد چون اقتصادهای مدرن بهطور فزایندهای به «فضاهای سوم» متکی هستند — مکانهایی که نه خانه هستند نه دفاتر رسمی، اما جایی که تعامل اقتصادی هنوز اتفاق میافتد. پژوهشها در جوامع مهاجر بهطور مکرر نشان دادهاند که فضاهای اجتماعی غیررسمی اغلب نقش مهمی در ساختن شبکههای تجاری و انعطافپذیری اقتصادی دارند.
بخشی از دلیل فرهنگی است. فرهنگ کسبوکار ایرانی بهطور سنتی بهشدت به گفتگو، اعتمادسازی و روابط شخصی متکی بوده است. معاملات به ندرت صرفاً به قراردادها یا جلسات رسمی تقلیل مییابند. روابط اول اهمیت دارند. کافه به محیطی تبدیل میشود که آن روابط در آن حفظ میشوند.
یک دلیل عملیتر هم وجود دارد. اقتصاد بریتانیا در دهه گذشته بهطور قابل توجهی تغییر کرده. هزینههای دفتر بالاست، کار از راه دور گسترش یافته و کارآفرینان جوانتر بهطور فزایندهای بدون فضاهای تجاری فیزیکی دائمی فعالیت میکنند. کافهها بخشی از آن شکاف را پر کردهاند، بهویژه برای کارآفرینان مهاجر که در کشورها و مناطق زمانی متعدد کار میکنند.
کافههای ایرانی نقش دیگری هم دارند که اغلب در بحثهای مربوط به کسبوکار نادیده گرفته میشود. انزوا را کاهش میدهند. مهاجرت میتواند زندگیهای حرفهای پراکنده ایجاد کند. فضاهای غیررسمی با ایجاد تعامل تکراری در محیطهایی که از نظر فرهنگی آشنا احساس میشوند به حل آن مشکل کمک میکنند. آن آشنایی در نهایت تبدیل به اعتماد اقتصادی میشود.
یک طنز در اینجا وجود دارد. از نظر سیاسی، بحثهای مهاجرت در بریتانیا اغلب بر فشار بر زیرساخت و سیستمهای عمومی تمرکز دارند. اما کسبوکارهای مهاجر خودشان اغلب بهصورت غیررسمی زیرساخت جدید ایجاد میکنند. کافه ایرانی نمونه خوبی از آن پدیده است. از بیرون، ممکن است یک کسبوکار مهماننوازی کوچک به نظر برسد. در واقعیت، اغلب بهطور همزمان به عنوان پلتفرم شبکهسازی، محل کار از راه دور، کانال استخدام، نقطه ملاقات تجاری و سیستم پشتیبانی اجتماعی عمل میکند.



