یادداشت: یک جنگ ایران-اسرائیل در خاورمیانه نخواهد ماند — میتواند به اقتصادهای همه جا آسیب بزند
— در حال حاضر، بازارها طوری رفتار میکنند که گویی بدترین سناریو در درگیری ایران-اسرائیل هنوز قابل اجتناب است. قیمت نفت پس از حملات اسرائیل به ایران در ابتدای این ماه جهش کرد، خطوط هوایی پروازها را تغییر مسیر دادند و سرمایهگذاران به سمت داراییهای ایمنتر هجوم بردند. اما پس از نشانههای موقتی از کاهش تنش، بازارهای جهانی بهطور شگفتانگیزی سریع آرام شدند.
آن آرامش ممکن است گمراهکننده باشد.
خطر اقتصادی یک جنگ گستردهتر ایران-اسرائیل فقط درباره گرانتر شدن نفت نیست. درباره گسترش عدم قطعیت در هر لایه از اقتصاد جهانی در زمانی است که بسیاری از کشورها از تورم، بدهی و رشد کند از نظر مالی خسته هستند.
خاورمیانه حتی اگر اقتصادهای بسیاری امروز کمتر از دهههای گذشته به نفت وابسته باشند، همچنان در مرکز مسیرهای انرژی و تجاری جهانی قرار دارد. تقریباً یک پنجم از عرضه نفت و گاز جهان هنوز از تنگه هرمز میگذرد. بازارها این را خیلی خوب میفهمند. به همین دلیل است که قیمت نفت بلافاصله پس از حملات اسرائیل به ایران در ژوئن بهشدت جهش کرد. رویترز در ۱۳ ژوئن گزارش داد که سرمایهگذاران از اختلال در عرضه انرژی خاورمیانه و بیثباتی احتمالی پیرامون هرمز، یکی از مهمترین کانالهای کشتیرانی جهان، نگران بودند.
حتی اگر ایران هرگز تنگه را بهطور کامل مسدود نکند، تشدید نظامی طولانیمدت بهتنهایی میتواند هزینههای بیمه، کشتیرانی و تأخیرهای حملونقل را در سراسر منطقه افزایش دهد.
این بسیار بیشتر از شرکتهای نفتی را تحت تأثیر قرار میدهد. خطوط هوایی با مسیرهای طولانیتر و گرانتر مواجه میشوند. هزینههای تولید بالا میرود. قیمتهای مصرفکننده میتواند دوباره بالا رود بعد از اینکه دولتها سالها تلاش کردند تورم پس از همهگیری را کنترل کنند. بانکهای مرکزی که سرانجام داشتند به کاهش نرخ بهره فکر میکردند ممکن است ناگهان مجبور شوند دوباره محتاط باشند.
بریتانیا از این در امان نخواهد بود. بریتانیا بخش بزرگی از انرژیاش را از طریق بازارهای جهانی وارد میکند، یعنی افزایش قیمت نفت و گاز بهسرعت به هزینههای حملونقل، لجستیک و خانوارها تغذیه میکند. بازارهای مالی لندن هم بهطور عمیقی به اطمینان سرمایهگذار جهانی متصلند. بیثباتی ژئوپلیتیکی در خلیج فارس بلافاصله بر بازارهای ارز، کالاها و اشتهای ریسک تأثیر میگذارد.
رویترز در ۱۹ ژوئن گزارش داد که تحلیلگران نگران بودند نفت میتواند در یک سناریوی بدترینحالت که شامل اختلال در هرمز است به ۱۲۰ تا ۱۳۰ دلار در هر بشکه برسد. در آن سطوح، عواقب اقتصادی منطقهای نخواهد ماند. کشورهایی که از قبل با بدهی و رشد ضعیف دستوپنجه نرم میکنند میتوانند با شوکهای تورمی تجدیدشده مواجه شوند. خطوط هوایی، صنایع گردشگری و تولیدکنندگان همگی دوباره تحت فشار قرار میگیرند. مصرفکنندگان احتمالاً هزینهکرد را کاهش میدهند. کسبوکارها تصمیمات سرمایهگذاری را به تأخیر میاندازند.
اثر روانی ممکن است به همان اندازه آسیب اقتصادی مستقیم مهم باشد. اقتصادهای جهانی به شدت به اعتماد وابستهاند. شرکتها وقتی ثبات احساس میکنند استخدام میکنند. سرمایهگذاران وقتی ریسکها قابل مدیریت احساس میشوند سرمایهگذاری میکنند. جنگهایی که قدرتهای منطقهای بزرگ را درگیر میکنند محیط مخالف ایجاد میکنند.
این در زمانی که اقتصاد جهانی در سال ۲۰۲۵ از قبل غیرمعمول شکننده است بهویژه خطرناک است. رشد چین کند شده. اروپا از نظر اقتصادی ضعیف باقی میماند. بریتانیا هنوز با هزینههای زندگی بالا و رشد بهرهوری ضعیف دستوپنجه نرم میکند. بسیاری از کشورهای خلیجی میکوشند در حالی که ثبات مالی را حفظ میکنند پروژههای تنوعبخشی را متعادل کنند.
یک درگیری طولانیمدت منطقهای دقیقاً در بدترین لحظه ممکن فرا میرسد.
یک مسئله نادیدهگرفتهشده دیگر هم وجود دارد: کسبوکار بینالمللی امروز بیشتر از هر زمانی به ارتباط وابسته است. دبی تا حدی به یک مرکز تجاری جهانی تبدیل شد چون در مرکز مسیرهای هوانوردی، تجاری و مالی که اروپا، آسیا و آفریقا را به هم متصل میکنند قرار دارد. یک منطقه خلیج ناپایدار تهدیدی برای تمام آن مدل است. شرکتهای بریتانیایی که از طریق امارات فعالیت میکنند هم اثرات را از طریق سفر اختلالیافته، هزینههای بیمه فزاینده و کاهش اطمینان سرمایهگذار احساس میکنند.
بازارها الان آرامتر به نظر میرسند چون معاملهگران معتقدند تشدید هنوز میتواند مهار شود. اما تاریخ نشان میدهد اقتصادها اغلب در شناختن ریسک کُند هستند تا زمانی که اختلالات غیرقابل نادیدهگرفتن شوند.



