گزارش ویژه: جایی که فناوری بریتانیا با مقیاس خلیج تلاقی میکند؛ نگاهی به درون مشارکت بریتانیا-امارات که مرحله بعدی هوش مصنوعی را شکل میدهد
— اگر به اندازه کافی در محله مالی ابوظبی وقت بگذرانید، چیزی ظریف اما مهم را متوجه میشوید. گفتگوهای پیرامون فناوری آزمایشی به نظر نمیرسند. عملیاتی به نظر میرسند. تمرکز نه بر اینکه چیزی میتواند ساخته شود، بلکه بر اینکه چقدر سریع میتواند مستقر، گسترش یافته و به بازارهای فراتر از خلیج متصل شود.
برای شرکتهای فناوری بریتانیایی، آن تحول بهطور فزایندهای اهمیت مییابد. امارات دیگر فقط یک بازار بینالمللی دیگر نیست. دارد به جایی تبدیل میشود که ایدههای ساختهشده در بریتانیا سریعتر، به شکل گستردهتر و در مقیاس بزرگتری پیش برده میشوند.
این واقعیت در آوریل ۲۰۲۴ شروع به تبلور کرد، وقتی مایکروسافت موافقت کرد ۱.۵ میلیارد دلار در شرکت هوش مصنوعی G42 مستقر در ابوظبی سرمایهگذاری کند. این معامله به مایکروسافت یک سهم اقلیت و یک کرسی در هیئتمدیره داد و سیستمهای هوش مصنوعی G42 را مستقیماً به زیرساخت ابری مایکروسافت پیوند داد.
از منظر ابوظبی، آن مشارکت کمتر شبیه یک تیتر خبری و بیشتر شبیه یک پایه احساس میشود. استانداردهای فناوری جهانی — که عمدتاً در مکانهایی مثل ایالات متحده و بریتانیا شکل گرفتهاند — را با یک پلتفرم منطقهای طراحیشده برای گسترش در خاورمیانه، آسیای مرکزی و آفریقا پیوند میدهد.
این ترکیب دقیقاً همان جایی است که فناوری بریتانیا جا میافتد. بریتانیا همچنان یکی از قویترین محیطهای جهان برای ساختن صحیح شرکتهای فناوری است. وضوح حقوقی، حمایت از سرمایهگذار و بازارهای مالی عمیق هنوز به شرکتهای بریتانیایی سطحی از اعتبار میدهند که در سطح جهانی کاربرد دارد. اما آنچه در امارات روشن میشود این است که اعتبار بهتنهایی دیگر کافی نیست. سرعت به همان اندازه ساختار ارزش پیدا کرده است.
امارات سالها صرف همسوسازی سیاست، سرمایه و زیرساخت برای ممکن کردن آن سرعت کرده است. تصمیمات سریع حرکت میکنند چون سیستم برای کاهش اصطکاک بین ایده و اجرا طراحی شده است. وقتی مشارکتها توافق میشوند، تمایل دارند بدون تأخیرهای طولانی که اغلب بخشی از بازارهای بالغتر هستند اجرا شوند.
اینجاست که شرکتهای بریتانیایی مزیت خود را مییابند. آنها در امارات جایگزین نمیشوند. گسترش مییابند.
یک بنیانگذار که در ابوظبی با او صحبت کردم و یک شرکت تحلیل داده را بین لندن و امارات اداره میکند، این رابطه را به شکل عملی توصیف کرد. در لندن، گفت، همه چیز با دقت ساخته میشود. سرمایهگذاران وضوح میخواهند، ناظران انطباق انتظار دارند و رشد اندازهگیری میشود. در امارات، وقتی آن پایه وجود داشته باشد، توسعه اولویت میشود. استخدام سریعتر است، مشارکتها آسانتر شکل میگیرند و بازارهای منطقهای بلافاصله در دسترس هستند.
آن تفاوت رقابت بین دو سیستم ایجاد نمیکند. همسویی ایجاد میکند. استراتژی فناوری امارات حول تبدیل شدن به یک مرکز جهانی برای هوش مصنوعی و زیرساخت دیجیتال بنا شده است. مشارکتهایی مثل آن بین مایکروسافت و G42 نشان میدهند این بلندپروازی با چه جدیتی دنبال میشود.
برای شرکتهای بریتانیایی، این محیطی ایجاد میکند که در آن تخصصشان میتواند گستردهتر به کار رود. بهجای مقیاسگذاری آهسته در یک بازار واحد، میتوانند در مناطقی فراتر از بریتانیا فعالیت کنند.
یک بُعد انسانی هم در این رابطه وجود دارد که اغلب نادیده گرفته میشود. در میان کسانی که بین بریتانیا و امارات جابجا میشوند، کارآفرینان ایرانی هستند که از مدتها پیش در هر دو سیستم فعالیت میکنند. برای آنها، ارتباط بین لندن و خلیج جدید نیست، اما دارد مهمتر میشود.
علیرضا خسروی، بنیانگذاری که بین لندن و دبی کار میکند، آن را به زبانی ساده توضیح داد. لندن جایی است که شرکتش را درست میسازد. قراردادها، سرمایهگذاران و ساختار همه از آنجا میآیند. امارات جایی است که آن را رشد میدهد. دسترسی به مشتریان آسانتر است، تصمیمات سریعتر هستند و توسعه به بازارهای همسایه بلافاصله احساس میشود.
محمدحسین فرهادی، کارآفرین دیگری که در تهران، لندن و ابوظبی کار کرده، امارات را یک پل توصیف کرد نه یک مقصد. به او اجازه میدهد فرصتهای منطقهای را با سیستمهای جهانی پیوند دهد، در حالی که هنوز برای ثبات و موقعیتیابی بلندمدت به بریتانیا متکی است.
آنچه از این گفتگوها پدیدار میشود نه یک تحول دور شدن از بریتانیا، بلکه تحولی در نحوه عملکرد فناوری بریتانیایی است. شرکتها دیگر به یک جغرافیای واحد محدود نیستند. در سیستمهایی ساخته میشوند که اهداف مختلفی را دنبال میکنند. از ابوظبی، این رابطه متوازن احساس میشود. بریتانیا پایهای فراهم میآورد که کسبوکار جهانی هنوز به آن اعتماد دارد. امارات محیطی فراهم میآورد که در آن آن کسبوکار میتواند با سرعت حرکت کند. با هم، کریدوری ایجاد میکنند که دارد برای نحوه گسترش شرکتهای فناوری فراتر از بازارهای اولیهشان محوری میشود.



