یادداشت: بزرگترین دارایی دستنخورده ایران ممکن است تاریخش باشد؛ و امارات و بریتانیا نشان میدهند چرا
تمدنهای کمی عمق تاریخی ایران را دارند. از معماری و شعر تا مسیرهای تجاری و دستاوردهای علمی، نفوذ ایرانی بخشهایی از جهان را برای قرنها شکل داده است. اما در اقتصاد جهانی مدرن، تاریخ بهتنهایی کافی نیست. چالش واقعی تبدیل میراث فرهنگی به ارتباط اقتصادی است.
اینجاست که هر دو امارات و بریتانیا درسهای مفیدی ارائه میدهند.
دبی نشان داده چگونه یک کشور میتواند یک برند جهانی با ترکیب میراث با زیرساخت مدرن بسازد. امارات در حالی که مدرن میشد هویت خلیجیاش را رها نکرد. در عوض، آن را بهطور هوشمندانه تجاری کرد. مهماننوازی اماراتی، فرهنگ صحرایی، طراحی عربی و هویت منطقهای در هوانوردی، گردشگری، خردهفروشی لوکس و مسکن ادغام شدند. فرهنگ بخشی از استراتژی اقتصادی شد.
بریتانیا برای دههها چیزی مشابه انجام داده است. لندن همچنان یکی از قویترین مراکز مالی جهان است، اما نفوذ بریتانیا فراتر از بانکداری است. دانشگاهها، موزهها، نشر، مد، فوتبال و صادرات رسانهای بریتانیایی قدرت نرم جهانی ایجاد کردهاند که بهطور مداوم به فعالیت اقتصادی تغذیه میکند. بریتانیا زودتر فهمید که هویت خودش میتواند یک صنعت شود.
ایران از قبل بسیاری از مواد تشکیلدهندهای را دارد که هر دو کشور سالها برایشان ساختند: فرهنگ شناختهشده بینالمللی، هویت تاریخی قوی، آشپزی، معماری، ادبیات و یک دیاسپورای پراکنده در سطح جهانی که از نظر تأثیرگذاری قدرتمند است.
مسئله این نیست که آیا فرهنگ ایرانی ارزش دارد یا نه. مسئله این است که آیا زیرساخت تجاری کافی پیرامون آن وجود دارد یا نه.
در سراسر دبی و لندن، بسیاری از کارآفرینان ایرانی از قبل نشان میدهند چه چیزی ممکن است. رستورانهای ایرانی، کافههای لوکس، برندهای مد، گالریهای هنر و آفرینندگان رسانهای بهطور فزایندهای مخاطبان بینالمللی فراتر از جامعه ایرانی خودشان جذب میکنند. در بخشهایی از دبی، غذا و زیباییشناسی ایرانی دیگر به عنوان پیشنهادات فرهنگی تخصصی دیده نمیشوند بلکه به عنوان تجربیات سبک زندگی ممتاز.
در بریتانیا، متخصصان ایرانی شهرتهایی در حوزه مالیه، پزشکی، دانشگاه و فناوری ساختهاند. جامعه تجاری ایرانی لندن به یکی از گروههای دیاسپورایی با بیشترین یکپارچگی اقتصادی در اروپا تبدیل شده در حالی که هنوز هویت فرهنگی قوی حفظ میکند.
آنچه هر دو امارات و بریتانیا نشان میدهند این است که اقتصادهای مدرن کشورها و جوامعی را پاداش میدهند که میتوانند هویت را بهصورت حرفهای بستهبندی کنند. گردشگری یک نمونه است. ایران برخی از غنیترین چشماندازهای تاریخی جهان را دارد. با این حال کشورهایی با تاریخ بسیار کوتاهتر اغلب درآمدهای گردشگری بهمراتب بزرگتری ایجاد میکنند چون برندسازی، زیرساخت و دسترسی را ساده کردند.
امارات با قابل ناوبری کردن خود برای سرمایهگذاران، گردشگران و کارآفرینان موفق شد. بریتانیا با نهادینه کردن اعتبار از طریق سیستمهای حقوقی، دانشگاهها و مالیه موفق شد. هر دو محیطهایی ایجاد کردند که سرمایه خارجی در آنها راحت احساس میکرد.
کارآفرینان و متخصصان ایرانی در خارج از کشور از قبل دارند از این سیستمها یاد میگیرند. در دبی، بسیاری از کسبوکارهای ایرانی اکنون با استانداردهای برندسازی بینالمللی فزایندهتری فعالیت میکنند. در لندن، ایرانیان نسل دوم اغلب هویت ایرانی را با فرهنگ تجاری جهانی روانتر از نسلهای قبلی پیوند میزنند.
فرصت بلندمدت ممکن است اصلاً سیاسی نباشد. ممکن است صرفاً مدرنیزاسیون اقتصادی همراه با اعتماد فرهنگی باشد. تاریخ ایرانی از قبل در سطح جهانی مورد احترام است. گام بعدی تبدیل بیشتر آن احترام به صنایع مقیاسپذیر است — گردشگری، مهماننوازی، کالاهای لوکس، غذا، آموزش، رسانه دیجیتال و صادرات فرهنگی. امارات نشان میدهد هویت منطقهای میتواند به شتاب اقتصادی تبدیل شود. بریتانیا نشان میدهد نهادها میتوانند نفوذ جهانی بلندمدت حفظ کنند. ایرانیان، بهویژه نسل جهانی جوانتر، بهطور فزایندهای بین هر دو مدل قرار گرفتهاند.



