یادداشت: چرا امارات و بریتانیا میتوانند شرکای طبیعی در اقتصاد فضایی شوند
— فضا دیگر فقط درباره فضانوردان و اعتبار ملی نیست.
بعد از گذراندن وقت در رویدادهای فناوری و سرمایهگذاری در هر دو دبی و لندن، بهطور فزایندهای فکر میکنم اقتصاد فضایی دارد به چیزی بسیار بزرگتر تبدیل میشود: یک اکوسیستم کسبوکار شامل مخابرات، لجستیک، هوش مصنوعی، دفاع، پایش آبوهوایی و مالیه.
و در بسیاری از جهات، امارات و بریتانیا بهطور شگفتانگیزی برای همکاری در آن موقعیت خوبی دارند.
در نگاه اول، دو کشور نقاط قوت بسیار متفاوتی میآورند. بریتانیا دههها پژوهش هوافضایی، استعداد دانشگاهی، مهندسی ماهواره و زیرساخت مالی دارد. امارات سرعت، سرمایه، تمرکز سیاسی و تمایل به سرمایهگذاری تهاجمی در بخشهای نوظهور میآورد. آن ترکیب میتواند از نظر تجاری قدرتمند باشد.
امارات در سالهای اخیر سریع حرکت کرده تا خود را به عنوان یک بازیگر فضایی جدی مطرح کند. مأموریت مریخ این کشور تصورات بینالمللی را تغییر داد، اما آنچه از نظر اقتصادی اهمیت دارد آن چیزی است که بعد از آن آمد: سرمایهگذاری در زیرساخت ماهوارهای، مشارکتهای پژوهشی، اکوسیستمهای استارتاپ و تولید پیشرفته.
دبی بهطور فزایندهای درباره فضا همانطور صحبت میکند که زمانی درباره هوانوردی و لجستیک صحبت میکرد — نه به عنوان یک حوزه علمی تخصصی، بلکه به عنوان زیرساخت اقتصادی بلندمدت.
بریتانیا در این میان یکی از قویترین صنایع فضایی اروپا را دارد. بریتانیا در تولید ماهواره، تحلیل داده، مهندسی هوافضا و خدمات مالی مرتبط با سرمایهگذاری فناوری نقاط قوت بزرگی دارد. لندن همچنان یکی از مهمترین مراکز جهان برای سرمایهگذاری خطرپذیر، بیمه و مالیه بینالمللی است.
مشکل بسیاری از صنایع پیشرفته امروز بهسادگی نوآوری نیست. تجاریسازی است.
اینجاست که فکر میکنم همکاری امارات-بریتانیا منطقی است. خلیج فارس سرمایه و بلندپروازی استراتژیک دارد. بریتانیا عمق نهادی و تخصص فنی دارد. بهطور فزایندهای هر دو کشور در جستجوی بخشهای رشد فراتر از صنایع سنتی هستند. فضا بهطور طبیعی در آن مکالمه جا میافتد.
آنچه همچنین برجسته است اینکه اقتصاد فضایی چقدر گسترده شده است. اکثر مردم هنوز با شنیدن کلمه «فضا» به موشک فکر میکنند، اما بخش بزرگی از صنعت در واقع درباره داده است. ماهوارهها اکنون بر کشاورزی، کشتیرانی، تحلیل آبوهوا، هوانوردی، بانکداری و مخابرات تأثیر میگذارند. این فرصتهای تجاری بسیار فراتر از خود شرکتهای هوافضایی ایجاد میکند.
آنچه همچنین در رویدادهای فناوری و سرمایهگذاری در دبی متوجه شدم این است که گفتگوهای پیرامون فضا بهطور فزایندهای شبیه گفتگوهایی است که چند سال پیش درباره هوش مصنوعی داشتیم. در میان سرمایهگذاران احساس رو به رشدی وجود دارد که کشورهایی که رهبری اولیه ایجاد کنند میتوانند مزایای اقتصادی بلندمدت به دست آورند. امارات این را بهوضوح درک کرده. بریتانیا احتمالاً هم همینطور.
سؤال الان این است که آیا هر دو کشور فراتر از همکاری نمادین حرکت کرده و شروع به ساختن مشارکتهای تجاری عمیقتر پیرامون پژوهش، زیرساخت ماهوارهای، ادغام هوش مصنوعی و سرمایهگذاری خطرپذیر میکنند یا نه. چون رقابت فضایی آینده ممکن است فقط توسط کشورهایی که موشک پرتاب میکنند برنده نشود. ممکن است توسط کشورهایی برنده شود که قویترین اکوسیستمهای کسبوکار پیرامون آنها میسازند.



