اقتصاد

یادداشت: چرا هر شغل «مبتدی» ناگهان به ۵ سال تجربه نیاز دارد؟

یکی از عجیب‌ترین چیزها درباره بازار کار جهانی امروز این است که تقریباً همه توافق دارند که شکسته احساس می‌شود، اما شرکت‌ها همچنان به شیوه‌هایی استخدام می‌کنند که آن را بدتر می‌کند.

الان در هر دو امارات و بریتانیا این را دائماً می‌بینید: مشاغل «مبتدی» که سه تا پنج سال تجربه، مهارت‌های نرم‌افزاری متعدد، دانش صنعتی و گاهی حتی تجربه مدیریتی می‌خواهند — همه در حالی که حقوق‌های نسبتاً متوسطی ارائه می‌دهند.

برای متخصصان جوان‌تر، این ناامیدی دارد جهانی می‌شود.

بعد از صحبت با فارغ‌التحصیلان، متخصصان استخدام و صاحبان کسب‌وکار در لندن و دبی در طول سال گذشته، به‌طور فزاینده‌ای فکر می‌کنم مسئله صرفاً یک اقتصاد ضعیف نیست. مشکل این است که شرکت‌ها در سطح جهانی پس از سال‌ها عدم قطعیت اقتصادی بسیار ریسک‌گریزتر شده‌اند.

کسب‌وکارها امروز کارمندانی می‌خواهند که بتوانند با حداقل آموزش بلافاصله ارزش تولید کنند. این روی کاغذ کارآمد به نظر می‌رسد. اما وقتی همه شرکت‌ها به‌طور همزمان اینگونه فکر می‌کنند، بازاری ایجاد می‌کند که در آن هیچ‌کس دیگر نمی‌خواهد مبتدی‌ها را آموزش دهد.

امارات و بریتانیا هر دو این مشکل را بازتاب می‌دهند، اگرچه به شیوه‌های متفاوت. در بریتانیا، بسیاری از کارفرمایان به دلیل رشد اقتصادی کندتر، فشار تورم و هزینه‌های عملیاتی بالا محتاط باقی می‌مانند. شرکت‌ها اغلب استخدام فارغ‌التحصیل را اول کاهش می‌دهند چون کارکنان ارشد به آموزش، نظارت و زمان قبل از کاملاً مولد شدن نیاز دارند.

در دبی، بازار بیشتر رقابتی احساس می‌شود تا راکد. امارات همچنان شغل ایجاد می‌کند، اما حجم خالص متقاضیان از سراسر جهان رفتار کارفرما را تغییر می‌دهد. متخصصان استخدام می‌دانند اغلب می‌توانند نامزدهایی با چند سال تجربه را پیدا کنند که حاضرند حقوق‌هایی که قبلاً با نقش‌های ارشدتر مرتبط بود بپذیرند. این انتظارات را در سراسر بازار بالا می‌برد.

یک فارغ‌التحصیل در لندن ممکن است به این دلیل مشکل داشته باشد که شرکت‌ها استخدام را متوقف کرده‌اند. یک فارغ‌التحصیل در دبی ممکن است به این دلیل مشکل داشته باشد که مجموعه رقابت جهانی شده است. نتیجه در هر دو جا مشابه احساس می‌شود: متخصصان جوان‌تر از صنایعی که برایشان تحصیل کردند قفل شده احساس می‌کنند.

فناوری هم آرام مشکل را بدتر کرده است. لینکدین، درخواست‌های آنلاین و سیستم‌های استخدام با کمک هوش مصنوعی درخواست شغل را به‌طور چشمگیری آسان‌تر کرده‌اند. اما حجم درخواست‌های عظیمی هم ایجاد کردند. متخصصان استخدام اکنون برای یک نقش صدها یا هزاران رزومه دریافت می‌کنند. وقتی این اتفاق می‌افتد، تجربه به آسان‌ترین فیلتر تبدیل می‌شود. همیشه منطقی نیست. اما از منظر کارفرما صرفاً کارآمد است.

طنزآمیز است که این مشکل بلندمدت دیگری ایجاد می‌کند که کسب‌وکارها به‌ندرت علناً از آن بحث می‌کنند: ناپدید شدن تدریجی توسعه واقعی سطح مبتدی. بسیاری از شرکت‌ها از کمبود استعداد شکایت می‌کنند در حالی که به‌طور همزمان از سرمایه‌گذاری در استعداد بی‌تجربه خودداری می‌کنند.

آن تناقض به‌ویژه در بخش‌هایی مثل بازاریابی، مالیه، مشاوره و فناوری قابل مشاهده است. در هر دو بریتانیا و امارات، کارفرمایان به‌طور فزاینده‌ای نامزدهایی می‌خواهند که از قبل روش‌های کار، سیستم‌های نرم‌افزاری و ارتباط مشتری را قبل از حتی ورود به نقش بفهمند. دانشگاه‌ها اغلب نمی‌توانند به‌تنهایی آن سطح از قرار گرفتن در معرض تجاری را واقعاً فراهم کنند.

فکر می‌کنم شبکه‌های اجتماعی هم تصورات پیرامون مشاغل را تحریف کرده‌اند. آنلاین، موفقیت اغلب فوری به نظر می‌رسد. متخصصان جوان دائماً بنیان‌گذاران استارتاپ، اینفلوئنسرها و کارآفرینانی می‌بینند که داستان‌های موفقیت سریع ارائه می‌دهند. اما بازار کار واقعی زیر آن سطح کندتر، رقابتی‌تر و مطالبه‌گرتر شده است.

این ناهماهنگی از هر دو طرف ناامیدی ایجاد می‌کند. کارفرمایان باور دارند فارغ‌التحصیلان مهارت‌های عملی کم دارند. فارغ‌التحصیلان باور دارند کارفرمایان سطوح آمادگی غیرممکنی برای حقوق‌های ارشد انتظار دارند. و صادقانه بگویم، هر دو طرف تا حدودی درست هستند.

بریتانیا هنوز مسیرهای حرفه‌ای نهادی قوی، به‌ویژه در مالیه، حقوق و خدمات حرفه‌ای ارائه می‌دهد. اما پیشرفت اغلب کندتر از قبل احساس می‌شود. امارات سرعت و فرصت ارائه می‌دهد، اما رقابت می‌تواند بی‌رحمانه احساس شود چون استعداد از هر قسمت از جهان می‌رسد.

آنچه بیشتر نگرانم می‌کند این است که اثر روان‌شناختی دارد جهانی می‌شود. بسیاری از متخصصان جوان دیگر احساس نمی‌کنند در حال پیشرفت به سمت مشاغل پایدار بلندمدت هستند. در عوض، احساس می‌کنند در رقابت دائمی گیر کرده‌اند، دائماً مهارت‌ها، برندهای شخصی و رزومه‌ها را ارتقا می‌دهند فقط تا دیده شوند. این نه‌تنها یک مسئله اقتصادی است. به‌تدریج به یک مسئله اجتماعی تبدیل می‌شود.

شرکت‌ها قطعاً به کارگران باتجربه نیاز دارند. اما اقتصادها هم به سیستم‌هایی نیاز دارند که به افراد بی‌تجربه اجازه می‌دهند در وهله اول باتجربه شوند. در حال حاضر، در بیشتر دنیا، آن نردبان سخت‌تر از یک دهه پیش قابل دسترسی به نظر می‌رسد.

 

 

عبدالرحمان

من خبرنگار حوزه اقتصاد و رمزارز هستم و سابقه فعالیت رسانه‌ای در امارات متحده عربی و بریتانیا را دارم. تمرکز من بر پوشش دقیق اخبار اقتصادی، تحلیل بازارهای مالی و فناوری‌های نوین است

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا