یادداشت: دانشگاههای بریتانیایی دیگر نمیتوانند فرض کنند دانشجویان بینالمللی همچنان خواهند آمد
— سالها دانشگاههای بریتانیایی با یک فرض اصلی فعالیت کردند: تقاضای دانشجویان بینالمللی هر قدر هم که سیستم گرانتر شود همچنان رشد خواهد کرد. آن فرض الان شروع به نظر رسیدن خطرناک کرده است.
در سراسر بخش آموزش عالی بریتانیا، دانشگاهها با فشار مالی فزایندهای مواجهند چرا که تعداد دانشجویان بینالمللی کند میشود، قوانین ویزا سختتر میشوند و دانشجویان به خاطر شرایط اقتصادی جهانی بیشتر به قیمت حساس میشوند. آنچه زمانی به عنوان یک منبع قابل اعتماد درآمد تلقی میشد به مراتب کمتر قابل پیشبینی میشود.
این اهمیت دارد چون آموزش بینالمللی دیگر فقط یک بخش آکادمیک در بریتانیا نیست. یک صنعت اقتصادی عمده است. بر اساس Universities UK، دانشجویان بینالمللی سالانه دهها میلیارد پوند به اقتصاد بریتانیا از طریق شهریه، مسکن، حملونقل و هزینهکرد مصرفکننده کمک میکنند. کل اقتصادهای محلی در شهرهایی مثل لندن، منچستر و بیرمنگام الان تا حدی به هزینهکرد دانشجویان خارجی وابستهاند.
اما بسیاری از دانشگاهها همچنان طوری رفتار میکنند که گویی بریتانیا بهطور خودکار مقصد پیشفرض برای دانشجویان جهانی باقی میماند. باقی نمیماند. رقابت بسیار قویتر شده است. کشورهایی مثل کانادا، استرالیا و امارات بهطور تهاجمی پیشنهادات آموزش بینالمللی را گسترش میدهند در حالی که سیستمهای ویزای سادهتر، فرصتهای کار قویتر و هزینه زندگی پایینتر تبلیغ میکنند. دانشجویان امروز مقاصد را با دقت بیشتری از قبل مقایسه میکنند، بهویژه خانوادههایی که مبالغ قابل توجهی را در آموزش خارج از کشور سرمایهگذاری میکنند.
بریتانیا همچنین با یک مشکل ادراک مواجه است. شهریهها در طول سالها بهشدت افزایش یافتهاند، در حالی که هزینه زندگی در بریتانیا، بهویژه اجاره، حملونقل و هزینههای روزانه، برای بسیاری از دانشجویان بینالمللی سختتر شده است. در همان حال، عدم قطعیت پیرامون قوانین مهاجرت برخی دانشجویان را به این فکر انداخته که آیا بریتانیا هنوز آنها را در بلندمدت میخواهد یا نه.
آن عدم قطعیت اطمینان را حتی قبل از ارسال درخواستها آسیب میزند.
برای دانشجویانی که از کشورهایی مثل ایران، هند، نیجریه یا بخشهایی از خاورمیانه میآیند، تحصیل در خارج بهندرت فقط یک تصمیم آموزشی است. اغلب یک سرمایهگذاری مالی در سطح خانوادگی است که شامل پساندازهایی است که در طول سالهای زیادی جمع شده. خانوادهها در ازای آن ثبات، فرصتهای شغلی و ارزش بلندمدت میخواهند.
دانشگاهها بنابراین باید از فکر کردن صرفاً مثل نهادهای آکادمیک دست بکشند و شروع کنند بیشتر بهصورت استراتژیک مثل ارائهدهندگان خدمات جهانی که در یک بازار بینالمللی رقابت میکنند فکر کنند. این به معنای پایین آوردن استانداردها نیست. به معنای بهبود ارزش است.
دانشجویان بهطور فزایندهای به قابلیت استخدام، اتصالات صنعتی، وضوح ویزا، پشتیبانی از سلامت روانی، اقامت و مسیرهای شغلی واقعی بعد از فارغالتحصیلی اهمیت میدهند. رتبهبندی دانشگاه بهتنهایی دیگر برای توجیه هزینههای بسیار بالا کافی نیست.
نهادهای بریتانیایی هم باید چیزی ناراحتکننده را بفهمند. تصویر جهانی اقتصاد بریتانیا مستقیماً بر استخدام دانشجو تأثیر میگذارد. وقتی اخبار بینالمللی بهطور مکرر بر تورم، کمبود مسکن، سختگیری ویزا و رشد اقتصادی ضعیف متمرکز میشود، خانوادههای خارج از کشور شروع به زیر سؤال بردن اینکه آیا بریتانیا ارزش سرمایهگذاری را دارد میکنند. دانشگاهها نمیتوانند خود را از محیط اقتصادی گستردهتر اطرافشان جدا کنند.
به همین دلیل است که این بخش به یک بازاندیشی گستردهتر نیاز دارد. مشارکت با کسبوکارها، ساختارهای پرداخت انعطافپذیر، پشتیبانی قویتر از اشتغال فارغالتحصیل و همکاری بینالمللی بیشتر ممکن است به همان اندازه برندسازی آکادمیک مهم شوند. دانشگاههایی که با انتظارات در حال تغییر دانشجویان سازگار شوند احتمالاً دوام خواهند آورد. آنهایی که همچنان بهشدت به فرضهای قدیمی وابستهاند ممکن است از نظر مالی مشکل داشته باشند.
طنزآمیز است که بریتانیا هنوز مزایای بسیار زیادی دارد. دانشگاههایش همچنان از نظر جهانی مورد احترام هستند. انگلیسی همچنان زبان تجاری بینالمللی غالب باقی میماند. لندن همچنان به عنوان یکی از پایتختهای مالی و فرهنگی بزرگ جهان عمل میکند. مدارک بریتانیایی همچنان در سطح بینالمللی وزن دارند.
اما شهرت بهتنهایی در یک بازار آموزشی جهانی بسیار رقابتیتر دیگر کافی نیست. دانشجویان الان بیشتر مثل سرمایهگذاران رفتار میکنند تا متقاضیان — و سرمایهگذاران قبل از تصمیم درباره محل قرار دادن پولشان ارزش را با دقت مقایسه میکنند.



