دیدگاه: امارات در حال تبدیل شدن به یکی از مهمترین کشورها برای کسبوکار بریتانیا در خاورمیانه است
جنگ ایران در حال تغییر شیوهٔ نگاه کسبوکارها به خاورمیانه است.
نه بهشکلی دراماتیک و یکباره. بلکه آهسته، از خلال تصمیمهای روزمره. اینکه شرکتها دفاتر مرکزی منطقهای خود را کجا مستقر کنند. مدیران از کدام فرودگاهها راحتتر پرواز میکنند. سرمایهگذاران در دوران بیثباتی به کدام کشورها اعتماد دارند. کدام شهرها وقتی منطقهٔ پیرامونی ملتهب میشود، هنوز «عملیاتی» به نظر میرسند.
و پاسخ این پرسشها روزبهروز بیشتر یک نام است: امارات.
طی چند هفتهٔ گذشته، نکتهای برای بسیاری از کسبوکارهای بریتانیاییِ فعال در منطقه کاملاً آشکار شد: خودِ ثبات به یکی از باارزشترین داراییهای اقتصادی جهان بدل شده است.
و اهمیت عظیم امارات دقیقاً همینجاست.
دبی و ابوظبی دیگر صرفاً شهرهایی در خلیج فارس با بازارهای املاک قوی و گردشگری لوکس دیده نمیشوند. آنها بهطور فزایندهای هابهای زیرساختی کسبوکار جهانی به شمار میروند؛ جاهایی که به شرکتهای بینالمللی امکان میدهند حتی وقتی منطقهٔ پیرامونشان غیرقابل پیشبینی میشود، به کار خود ادامه دهند.
این برای بریتانیا اهمیتی عظیم دارد.
رابطهٔ امروز بریتانیا با امارات بسیار عمیقتر از آن چیزی است که بسیاری تصور میکنند. بانکها، مؤسسات حقوقی، شرکتهای مشاوره، شرکتهای لجستیک و نهادهای مالی بریتانیایی عمیقاً در سراسر خلیج فارس ریشه دواندهاند. تنها در دبی هزاران متخصص بریتانیایی زندگی و کار میکنند. همزمان، سرمایهٔ خلیج فارس همچنان به املاک، زیرساخت، فناوری و بخش مالی بریتانیا سرازیر میشود.
این رابطه روزبهروز کمتر معاملاتی و بیشتر ساختاری میشود.
و راستش را بخواهید، امارات این دوره را با چنان آرامشی مدیریت کرده که بسیاری از سرمایهگذاران بینالمللی بلافاصله متوجهش میشوند. پروازها همچنان برقرارند. کسبوکارها همچنان فعالاند. جلسات ادامه دارند. فضا حتی در حالی که منطقهٔ وسیعتر ملتهب است، باثبات مانده است.
این یکنواختی، اعتماد میآفریند.
یک مدیر بریتانیایی مستقر در دبی اخیراً به من گفت: «امارات میفهمد که کسبوکار تقریباً از هیچ چیز به اندازهٔ بیثباتی بیزار نیست.»
این جمله در ذهنم ماند، چون بخش بزرگی از دلیل رشد نفوذ این کشور را توضیح میدهد.
اقتصادهای مدرن دیگر فقط با پول نمیچرخند. با پیشبینیپذیری میچرخند. با این که متخصصانِ دارای تحرک جهانی احساس کنند میتوانند جایی بدون اختلال دائمی زندگی بسازند. با این که شرکتها باور داشته باشند برنامهریزی بلندمدت ممکن است.
همین حالا، بسیاری از کسبوکارهای بینالمللی هنوز این باور را دربارهٔ امارات دارند.
و از منظر بریتانیایی، این موضوع در حالی اهمیت فزاینده مییابد که خودِ لندن پس از چند سال دشوار با رشد کندتر، خستگی سیاسی و فشار اقتصادی دستبهگریبان است. بریتانیا هنوز نقاط قوت عظیمی دارد؛ مالیهٔ تراز جهانی، آموزش، نظام حقوقی و اعتبار جهانی. اما امارات چیزی عرضه میکند که بریتانیا در حال حاضر در نمایش پیوستهٔ آن ناتوان است: شتاب.
واقعیت دیگری هم هست که مردم بهندرت با صراحت کافی بر زبان میآورند.
امارات به یکی از معدود جاهایی بدل شده که میتواند تقریباً با همه همزمان زبان اقتصادی مشترک داشته باشد. غرب، آسیا، خلیج فارس، بازارهای نوظهور — این کشور روابط تجاریاش را در همهٔ جهتها همزمان حفظ میکند. این انعطاف در جهانی چندپاره، بهطرزی باورنکردنی ارزشمند میشود.
بهویژه حالا.
چون درگیری ایران به کسبوکارها یادآوری میکند که شوکهای ژئوپلیتیک دیگر منطقهای نمیمانند. اختلالی نزدیک تنگهٔ هرمز بر بازارهای بیمهٔ لندن اثر میگذارد. اختلال هوانوردی خلیج فارس بر سفرهای کاری اروپا اثر میگذارد. نوسان انرژی تقریباً بلافاصله انتظارات تورمی در بریتانیا را تغییر میدهد.
حالا دیگر همهچیز به هم متصل است.
و دقیقاً به همین دلیل است که نقش امارات در دوران بیثباتی بزرگتر میشود، نه کوچکتر.
چالش پیش روی بریتانیا، درک این نکته است که خلیج فارس دیگر صرفاً یک شریک اقتصادی «بیرونی» نیست. امارات از بسیاری جهات به بخشی از همان اکوسیستم تجاری بینالمللیای بدل شده که لندن به آن وابسته است.
کشورهایی که فاز بعدی تجارت جهانی را شکل میدهند، لزوماً پرسروصداترینها از نظر سیاسی نخواهند بود. آنهایی خواهند بود که بتوانند در حالی که باقی جهان نامطمئنتر میشود، چرخ کسبوکار را در حرکت نگه دارند.
همین حالا، امارات دارد ثابت میکند که این را بهتر از بیشترِ کشورها فهمیده است.



