اقتصاد

دیدگاه: خطرناک‌ترین افزایش‌های هزینهٔ سوخت آنهایی‌اند که کسب‌وکارها نمی‌توانند ببینند

وقتی هزینه‌های انرژی به‌شدت بالا می‌رود، ردیابی آسیب مرئی به‌قدر کافی آسان است. صورتحساب‌های حمل‌ونقل بالا می‌رود. فاکتورهای آب و برق بزرگ‌تر می‌شود. تولیدکنندگان در هر مرحلهٔ تولید بیشتر می‌پردازند. این اعداد در جدول‌های محاسباتی و صورت‌های مالی ظاهر می‌شوند، در گزارش‌های درآمدی حضور دارند و همین حالا محرک گفت‌وگوهای سیاستی در وست‌مینسترند. واقعی‌اند و اهمیت دارند. اما به تجربهٔ من، آسیب اقتصادی ماندگارتر یک شوک سوختی به‌ندرت از هزینه‌های مستقیم می‌آید. از همهٔ آن چیزهایی می‌آید که هزینه‌های مستقیم به راه می‌اندازند.

نخستین و کم‌قدرشناخته‌ترین پیامد، اتفاقی است که برای تصمیم‌گیری می‌افتد. وقتی هزینه‌ها پرنوسان و پیش‌بینی به‌راستی دشوار می‌شود، کسب‌وکارها بلافاصله تعطیل یا کوچک نمی‌شوند؛ مکث می‌کنند. خرده‌فروشی افتتاح شعبهٔ جدید را عقب می‌اندازد، چون فرض‌های هزینهٔ عملیاتی دیگر پابرجا نیست. تولیدکننده‌ای خرید تجهیزات را به تعویق می‌اندازد، چون اعدادی که سه ماه پیش توجیهش می‌کردند، دیگر نمی‌کنند. شرکت لجستیکی گسترش ناوگانش را نگه می‌دارد، چون حاشیه‌ها آن‌قدر غیرقابل پیش‌بینی شده که نمی‌شود زیر بار تعهد رفت. هر یک از این تصمیم‌ها به‌تنهایی کاملاً عقلانی است. در مجموع، در سطح هزاران بنگاهی که هم‌زمان محاسبات مشابهی می‌کنند، بار معناداری بر فعالیت اقتصادی می‌گذارند که هرگز در قالب یک رویداد دراماتیک واحد ظاهر نمی‌شود؛ فقط یک نرم شدنِ آرام و پیوسته که نسبت دادنش به علتی مشخص دشوار است.

هزینهٔ پنهان دوم، پهنای باند مدیریتی است؛ که انتزاعی به گوش می‌رسد تا وقتی به معنای عملی‌اش فکر کنی. هر ساعتی که یک تیم رهبری صرف بازمذاکرهٔ قراردادهای تأمین‌کنندگان، بازنگری بودجه‌ها یا بحث دربارهٔ اضافه‌بهای سوخت می‌کند، ساعتی است که صرف توسعهٔ محصول، جذب مشتری یا برنامه‌ریزی راهبردی نمی‌شود. این هزینه هرگز در گزارش‌های حسابداری ظاهر نمی‌شود، اما بسیار واقعی است. در دوره‌های باثبات، سازمان‌ها به جلو خم می‌شوند. در دوره‌های پرنوسان، بخش بزرگی از انرژی‌شان صرف مدیریت حال می‌شود، نه ساختن به سوی آینده؛ و اثر انباشتی این جابه‌جایی طی ماه‌ها قابل توجه است.

اثر سمت تقاضا هم هست که بسیاری از کسب‌وکارها را غافلگیر می‌کند. وقتی قیمت سوخت به‌شدت بالا می‌رود، کارگران صرفاً برای استخدام گران‌تر نمی‌شوند؛ در مقام مصرف‌کننده محتاط‌تر می‌شوند. خانوارهای زیر فشار مالی، هزینه‌کرد اختیاری را کم می‌کنند، خریدها را به تعویق می‌اندازند و سفر را کاهش می‌دهند. این سرانجام به بخش‌هایی می‌رسد که هیچ‌گونه وابستگی مستقیمی به انرژی ندارند. رستوران‌ها، خرده‌فروشان و کسب‌وکارهای پذیرایی می‌بینند تقاضا به شیوه‌هایی نرم می‌شود که از شوک اولیه بی‌ربط به نظر می‌رسد، اما در واقع در پایین‌دست همان است. سازوکار انتقال، غیرمستقیم اما یکدست است و هم‌اکنون در داده‌های اعتماد مصرف‌کننده در سراسر بریتانیا مرئی است.

آنچه در بنیان همهٔ این‌ها نشسته، چیزی است که اقتصاددانان دیرزمانی است می‌شناسند اما سیاست‌گذاران معمولاً کم‌وزنش می‌کنند: خودِ عدم قطعیت یک هزینه است. کسب‌وکار می‌تواند خود را با قیمت‌های بالای انرژی وفق دهد، اگر آن قیمت‌ها نسبتاً باثبات باشند؛ مدلش را تنظیم می‌کند، محصولاتش را بازقیمت‌گذاری می‌کند، قراردادهایش را بازمذاکره می‌کند و پیش می‌رود. آنچه به‌راستی مدیریتش دشوار است، ندانستن جای قیمت‌ها در سه ماه آینده است. غیرقابل پیش‌بینی بودن، برنامه‌ریزی را سخت‌تر می‌کند؛ و از آنجا که برنامه‌ریزی محرک سرمایه‌گذاری و سرمایه‌گذاری محرک رشد است، زنجیرهٔ پیامدها عمیق‌تر از آن است که قبض انرژی به‌تنهایی نشان دهد.

بریتانیا پیش‌تر هم اینجا بوده است. بحران‌های انرژی دههٔ ۱۹۷۰ و شوک‌های تازه‌ترِ پس از حملهٔ روسیه به اوکراین، هر دو نشان دادند نوسان طولانی به اقتصادها نه چندان از راه هزینه‌های مستقیم انرژی، که از راه فرسایش اعتماد آسیب می‌زند؛ اعتماد به تقاضای آینده، به بازده سرمایه‌گذاری، به پیش‌بینی‌پذیری محیط فعالیت. کارخانه‌هایی که ساخته نشدند، استخدام‌هایی که انجام نشدند، نوآوری‌هایی که تأمین مالی نشدند: هیچ‌کدام در هیچ آمار رسمی‌ای ظاهر نمی‌شوند، اما انباشته می‌شوند. سیاست‌گذارانی که تنها بر ارقام تیتر اولِ قیمت سوخت متمرکزند، در نتیجه احتمالاً هزینهٔ نهایی این دورهٔ اختلال را دست‌کم می‌گیرند. کنتوری که کنار پمپ می‌چرخ

عبدالرحمان

من خبرنگار حوزه اقتصاد و رمزارز هستم و سابقه فعالیت رسانه‌ای در امارات متحده عربی و بریتانیا را دارم. تمرکز من بر پوشش دقیق اخبار اقتصادی، تحلیل بازارهای مالی و فناوری‌های نوین است

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا