سیاسی

چرا گزینه نظامی در بن‌بست است؟ ۴ مانع راهبردی آمریکا برای درگیری جدید با ایران

در حالی که لابی‌های جنگ‌طلب برای تشدید تنش علیه ایران فشار می‌آورند، ارزیابی‌های کارشناسی حاکی از آن است که واشینگتن در برابر ۴ چالش بزرگِ «ابهام در نتیجه»، «توان بازدارندگی ایران»، «فرسایش زرادخانه‌های نظامی» و «محدودیت پایگاه‌های منطقه‌ای» قرار گرفته است که ورود به یک درگیری گسترده را به گزینه‌ای پرهزینه و غیرمنطقی تبدیل کرده است.

سرویس سیاسی ارغوان نیوز – تغییر موضع ناگهانی دونالد ترامپ و عقب‌نشینی از تهدیدات نظامی گسترده علیه ایران، پرسش‌های بسیاری را در محافل سیاسی ایجاد کرده است. اگرچه برخی این رویکرد را یک تغییر تاکتیکی می‌دانند، اما بررسی دقیق‌تر نشان می‌دهد که هیئت حاکمه آمریکا در مواجهه با ایران، با موانع ساختاریِ غیرقابل‌انکاری روبروست که تصمیم‌گیری برای هرگونه اقدام نظامی را با تردیدهای جدی مواجه کرده است.

۱. ابهام در کارآمدی استراتژی نظامی

اولین چالش پیش روی واشینگتن، پاسخ به این پرسش کلیدی است: آیا عملیات نظامی اساساً گره‌گشای بحران تنگه هرمز است؟ تجربیات نبردهای اخیر نشان داده است که محاسبات نظامی علیه ایران با واقعیت‌های میدانی همخوانی ندارد. جمهوری اسلامی ایران با اتخاذ مواضع مستحکم، نشان داده است که نه تنها در برابر فشارها تسلیم نمی‌شود، بلکه توانایی وارد کردن ضربات متقابل و تعیین‌کننده را حفظ کرده است.

۲. اعتبار تهدید و توان پاسخ‌دهی ایران

موضوع دوم، نگرانی شدید آمریکا از «کیفیت و کمیت» پاسخ ایران است. طی ماه‌های اخیر، ایران توانسته است اعتبار تهدیدهای خود را در محاسبات امنیتی واشینگتن به عنوان «تهدیدهای معتبر» تثبیت کند. کاخ سفید اکنون به‌خوبی می‌داند که واکنش ایران می‌تواند هزینه‌های غیرقابل تحملی را به منافع آمریکا در منطقه و فراتر از آن تحمیل کند.

۳. بحران تجهیزات و فرسایش ذخایر راهبردی

در حوزه لجستیکی، آمریکا با کمبود جدی تسلیحات راهبردی، به‌ویژه در بخش پدافندی (مانند موشک‌های پاتریوت) مواجه است. با توجه به تهدیدات در سایر نقاط جهان، ایالات متحده تمایلی ندارد که تمام ظرفیت نظامی خود را در یک درگیری منطقه‌ای فرسایشی به اتمام برساند. این محدودیت تسلیحاتی، یکی از بزرگترین موانع در برابر استراتژیست‌های پنتاگون است.

۴. بن‌بست پایگاه‌های نظامی در منطقه

وضعیت پایگاه‌های آمریکا در منطقه نیز به پاشنه آشیل این کشور تبدیل شده است. بسیاری از این زیرساخت‌ها یا به دلیل صدمات زیرساختی در وضعیت عملیاتی نیستند و یا با ممانعت کشورهای میزبان برای استفاده علیه ایران مواجه شده‌اند. این محدودیتِ جغرافیایی، قدرت مانور عملیاتی آمریکا را به شدت کاهش داده است.

فاکتور هزینه‌های نجومی

علاوه بر موانع نظامی، هزینه‌های مالی نیز نقش تعیین‌کننده‌ای در تغییر محاسبات واشینگتن دارد. برآوردها حاکی از هزینه مستقیم ۲۰۰ میلیارد دلاری تنها در ۵ ماهِ اخیر است؛ رقمی که در فضای سیاسی داخلی آمریکا به نقطه اشتعالِ مخالفت‌ها تبدیل شده است. در حالی که لابی‌های صهیونیستی و جریان‌های جنگ‌طلب به دنبال فشار حداکثری هستند، ترامپ اکنون میان فشارهای سیاسی از یک سو و محدودیت‌های واقعی نظامی و اقتصادی از سوی دیگر، در میانه میدان گرفتار شده است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا