گزارش ویژه: «کار میکنی، اما ذهنت جای دیگری است»: جامعهٔ ایرانی بریتانیا چگونه با جنگِ وطن کنار میآید
عارف علی، نشسته در کافهای نزدیک خیابان کنزینگتونهایاستریت، میان ایمیلهای مشتریان و بهروزرسانی جدولهای محاسباتی، مدام تلگرام را رفرش میکند.
این تحلیلگر مالی ۲۹ سالهٔ ایرانی میگوید چند روز است که تقریباً خواب درستوحسابی نداشته است.
او آهسته گفت: «مادرم مدام میگوید نگران نباش. اما بعد شش ساعت آفلاین میشود و ناگهان دیگر نمیتوانم روی هیچ چیز تمرکز کنم.»
در سراسر بریتانیا، بسیاری از ایرانیان میکوشند روال عادی کاری خود را حفظ کنند، در حالی که از نظر عاطفی درگیریای را دنبال میکنند که هزاران کیلومتر دورتر، لحظهبهلحظه در جریان است. برای متخصصانی که کسبوکار اداره میکنند، در جلسات حاضر میشوند یا در صنایع پرفشار کار میکنند، پنهان کردن این دوپارگی روانی روزبهروز دشوارتر میشود.
نیلوفر عزیزی، مشاوری که در «سیتیِ» لندن کار میکند، گفت: «جسمت در لندن است. اما ذهنت، بخشی از تو، مدام جای دیگری است.»
برای ایرانیان مقیم بریتانیا، این بحران فقط عاطفی نیست. بهطور فزایندهای اقتصادی هم میشود.
صاحبان کسبوکارهای کوچک، واردکنندگان، مشاوران و خانوادههای دارای پیوندهای بینالمللی میگویند هفتهٔ گذشته با افزایش شدید بیثباتی مالی همراه بوده است. نوسان ارزی، اختلال در ارتباطات، دشواریهای بانکی و بیم تشدید بیشتر تحریمها هماکنون در بخشهایی از این جامعه بر تصمیمهای تجاری اثر گذاشته است.
برخی کسبوکارهایی که بهطور غیرمستقیم با لجستیک خلیج فارس و تجارت منطقهای مرتبطاند، میگویند در حال بازنگری کلی در محمولهها، پرداختها و میزان وابستگی عملیاتی خود هستند. برخی دیگر از مشتریان و تأمینکنندگانی میگویند که ناگهان بسیار محتاطتر شدهاند.
احمد خسروی که در ادارهٔ یک کسبوکار تجاری خانوادگی در غرب لندن نقش دارد، گفت: «رفتارها بلافاصله عوض میشود. مردم تصمیمها را به تعویق میاندازند. ریسک نمیکنند. حتی اگر کسبوکارت مستقیماً هیچ ربطی به ایران نداشته باشد، فضای روانی تغییر میکند.»
چند نفر از مصاحبهشوندگان از تجربهٔ یک واقعیت دوگانهٔ عجیب در روزهای اخیر گفتند؛ حضور در جلسات، پاسخ به پیامهای اسلک و بحث دربارهٔ اهداف فصلی، در حالی که مدام هشدارهای خبری را رصد میکنند و با بستگان در وطن در تماساند.
عزیزی گفت: «یک دقیقه داری دربارهٔ پیشبینی درآمد حرف میزنی. دقیقهٔ بعد داری چک میکنی ببینی پسرعمویت هنوز برق دارد یا نه.»
برای متخصصان جوانتر ایرانی بهویژه، فشار عاطفی کمکم حسی عمیقاً منزویکننده پیدا کرده است.
بسیاری از آنان مهاجران نسل اول یا دانشجویان بینالمللیای هستند که والدینشان در ایران ماندهاند. برخی دیگر دقیقاً در جستوجوی ثبات و فاصله گرفتن از بیثباتی ژئوپلیتیک به بریتانیا آمده بودند. اکنون بسیاری میگویند آن فاصلهٔ عاطفی ناگهان فروریخته است.
یک دانشجوی تحصیلات تکمیلی در لندن که خواست نامش فاش نشود، گفت: «خیلی زود میفهمی که جغرافیا از ذهنت محافظت نمیکند. بدنت اینجاست، اما از نظر عاطفی همزمان در دو جا زندگی میکنی.»
اثر این وضعیت بر کسبوکار، در بُعد اجتماعی نیز کمکم نمایان میشود.
چند کارآفرین ایرانی گفتند که این هفته به دلیل بیثباتی بازارهای انرژی و ناآرامی منطقهای، برنامههای توسعه را متوقف یا تصمیمهای استخدامی را به تعویق انداختهاند. برخی دیگر اذعان کردند که حتی تمرکز سادهٔ سر کار هم برایشان دشوار شده است.
عبدالله جعفری، بنیانگذار یک استارتاپ مستقر در شوردیچ، گفت: «توضیح دادن این حس به همکاران سخت است. مردم انتظار دارند عادی کار کنی، چون جنگ از نظر فیزیکی اینجا اتفاق نمیافتد. اما از نظر عاطفی، سیستم عصبیات مرز نمیشناسد.»
نگرانی فزایندهای نیز دربارهٔ پیامدهای احتمالی یک درگیری طولانی برای اقتصاد جهانی در سطح گستردهتر وجود دارد. بسیاری از اعضای جامعهٔ تجاری ایرانیان بریتانیا در بخشهایی کار میکنند که پیوندی تنگاتنگ با قیمت نفت، لجستیک، هوانوردی، کشتیرانی و امور مالی دارند؛ صنایعی که هماکنون نیز با اضطراب به بیثباتی منطقه واکنش نشان میدهند.
با این همه، بهرغم فشارها، بسیاری نیز از نوعی تابآوری خاموش گفتند که در رگهای این جامعه جاری است.
رستورانها همچنان شلوغاند. دفترها باز میمانند. دانشجویان به کلاسها میروند. کسبوکارها به فعالیت ادامه میدهند. زندگی روزمره، دستکم در ظاهر، به پیش میرود.
اما در زیر این روالها، به گفتهٔ بسیاری، واقعیتی عاطفی و خاموشتر جریان دارد که بیشتر بیگانگان هرگز آن را بهتمامی نمیبینند.



