گزارش ویژه | خیابانهای سیلیکونی و مدارهای بیابانی؛ مسیرهای متفاوت لندن و دبی برای تبدیل شدن به قدرت هوش مصنوعی
— پس از ماهها گزارشنویسی از لندن، ورود به دبی تفاوتها را فوراً آشکار میکند. هر دو شهر در رقابتی فشرده برای تعریف آینده هوش مصنوعی قرار دارند. اما شیوهای که این هدف را دنبال میکنند، تفاوتی بنیادین دارد؛ تفاوتی که نه تنها از اقتصاد، بلکه از هویت و فلسفه توسعه آنها سرچشمه میگیرد.
در لندن، هوش مصنوعی لایهلایه و تدریجی به نظر میرسد؛ محصول دههها پژوهش دانشگاهی، سرمایه فکری و شبکهای متراکم از شرکتهای نوآور.
اوایل سال جاری، مایکروسافت لندن را برای تأسیس یک مرکز مهم هوش مصنوعی انتخاب کرد و دلیل این تصمیم را «استخر عظیم استعدادهای هوش مصنوعی» و نزدیکی به دانشگاهها و استارتاپهای پیشرو عنوان کرد.
این تصمیم جایگاه لندن را به عنوان شهری تثبیت کرد که در آن هوش مصنوعی از طریق رقابت، تجمع استعدادها و پیشرفتهای تدریجی تکامل پیدا میکند.
در دفاتر فناوری منطقه شورِدیچ یا کاناری وارف، فضای حاکم محتاطانه اما بلندپروازانه است.
جاهطلبی وجود دارد، اما همزمان موضوعاتی مانند مقررات، اخلاق، امنیت و رقابت جهانی نیز در مرکز توجه قرار دارند.
رویکرد بریتانیا بیشتر بر پایداری بلندمدت متمرکز است تا سرعت.
هدف این است که اکوسیستم هوش مصنوعی کشور بتواند در بلندمدت با غولهایی مانند ایالات متحده و چین رقابت کند.
اما دبی تصویر متفاوتی ارائه میدهد.
دبی شهری است که تصمیم گرفته منتظر نماند.
در اینجا، هوش مصنوعی صرفاً یک صنعت نیست؛ بلکه همزمان یک سیاست ملی، یک پروژه زیرساختی و بخشی از روایت توسعه کشور محسوب میشود.
حرکت امارات به سمت هوش مصنوعی را میتوان در همکاریها و سرمایهگذاریهای عظیم آن مشاهده کرد.
در ماه آوریل، مایکروسافت از سرمایهگذاری ۱.۵ میلیارد دلاری در شرکت هوش مصنوعی G42 مستقر در ابوظبی خبر داد؛ بخشی از برنامه گستردهتر امارات برای تبدیل شدن به یک قطب جهانی فناوری.
اهمیت این سرمایهگذاری تنها در بعد مالی آن نیست.
این اقدام نشانهای از همگرایی ژئوپلیتیکی و شکلگیری یک مرکز جدید توسعه هوش مصنوعی است که خاورمیانه، آفریقا و بخشهایی از آسیا را به هم متصل میکند.
سرعت اجرا در امارات بیش از هر چیز جلب توجه میکند.
تنها چند روز پس از این توافق، شرکت G42 همکاری جدیدی با کوالکام آغاز کرد تا فناوریهای پیشرفته هوش مصنوعی را در زیرساختهای خود ادغام کند.
نتیجه، اکوسیستمی است که در آن فاصله میان تدوین استراتژی و اجرای عملی بسیار کوتاه است؛ جایی که سرمایه، زیرساخت و حمایت دولتی به صورت هماهنگ عمل میکنند.
اگر لندن هوش مصنوعی را از طریق شبکهها میسازد، دبی آن را از طریق اراده و تصمیمگیری متمرکز توسعه میدهد.
با این حال، این تفاوت به معنای رقابت مستقیم نیست.
در واقع، دو شهر بهتدریج در حال تبدیل شدن به گرههای مکمل در یک سیستم جهانی گستردهتر هستند.
لندن همچنان مرکز پژوهش، استعداد و اندیشه مقرراتی باقی میماند.
دبی نیز خود را به عنوان پلی میان فناوریهای غربی و بازارهای نوظهور معرفی میکند و بر توسعه سریع و مقیاسپذیری تمرکز دارد.
در هر دو شهر، ایرانیان مهاجر بخشی از این داستان هستند.
مهندسان، برنامهنویسان و کارآفرینان ایرانی که میان اروپا و خلیج فارس در رفتوآمد هستند، نقش مهمی در شکلگیری این مسیر جدید ایفا میکنند.
برای برخی، لندن محیطی مناسب برای پژوهش، آزادی علمی و توسعه فناوریهای پیشرفته فراهم میکند.
برای برخی دیگر، دبی به دلیل دسترسی به سرمایه، نزدیکی جغرافیایی و موانع کمتر برای راهاندازی کسبوکار جذابتر است.
حرکت این افراد میان دو شهر، بازتاب واقعیتی بزرگتر است.
هوش مصنوعی دیگر صرفاً توسط دولتها ساخته نمیشود؛ بلکه توسط شبکههایی از افراد، شرکتها و سرمایهها شکل میگیرد که فراتر از مرزهای ملی فعالیت میکنند.
وقتی میان لندن و دبی قرار میگیری، آینده هوش مصنوعی دیگر متمرکز به نظر نمیرسد.
بلکه توزیعشده است.
یک شهر ایدهها را پرورش میدهد و پالایش میکند؛ شهر دیگر آنها را با سرعت به اجرا درمیآورد.
یکی پرسش میکند؛ دیگری عمل میکند.
و جایی میان این دو، در امتداد مسیرهای هوایی، کابلهای فیبر نوری و شبکههای انسانی، مرحله بعدی اقتصاد جهانی هوش مصنوعی در حال شکلگیری است.
آرام، اما با سرعتی که هر روز بیشتر میشود.



