دبی با امید به آتشبس صعود کرد؛ این روند برای لندن چه معنایی دارد؟
بازار سهام دبی روز جمعه در حالی رشد کرد که امیدها به دستیابی به آتشبس در غزه موجب بهبود احساسات سرمایهگذاران در سراسر خلیج فارس شد و بخشی از نگرانیهای ناشی از تنشهای ژئوپلیتیکی اخیر را کاهش داد.
شاخص اصلی بازار دبی حدود ۰.۳ درصد افزایش یافت. این رشد با عملکرد مثبت سهام شرکتهای صنعتی و خدماتی از جمله سالیک و پارکین همراه بود. همچنین سهام بانک امارات و شرکت برق و آب دبی نیز افزایش محدودی را ثبت کردند و به ادامه روند صعودی بازار برای سومین هفته متوالی کمک کردند.
این بهبود پس از هفتهای پرتنش در منطقه رخ داد.
تنشهای فزاینده در خاورمیانه، از جمله حملات اسرائیل در سوریه و لبنان، در روزهای گذشته فشار قابل توجهی بر بازارهای مالی منطقه وارد کرده بود و اکثر شاخصهای خلیج فارس را با افت مواجه کرده بود. با این حال، بازار دبی توانست بخش قابل توجهی از ثبات خود را حفظ کند.
عامل اصلی تغییر فضای بازار در روز جمعه، ازسرگیری مذاکرات آتشبس و تلاشهای دیپلماتیک در دوحه بود که احتمال کاهش تنشهای منطقهای را افزایش داد.
همزمان قیمت نفت نیز اندکی افزایش یافت و از روند مثبت بازارهای سهام منطقه حمایت کرد.
اما شاید مهمترین نکته برای سرمایهگذاران بینالمللی، بهویژه در لندن، تفاوت رفتاری میان بازارهای دبی و اروپا باشد.
در سالهای اخیر، بازارهای اروپایی معمولاً واکنشهای تندتری نسبت به شوکهای ژئوپلیتیکی نشان دادهاند. در مقابل، بازار دبی به تدریج سطح بالاتری از مقاومت را به نمایش گذاشته است؛ مقاومتی که از نقدینگی داخلی، حضور گسترده شرکتهای وابسته به دولت و ورود مداوم سرمایههای منطقهای حمایت میشود.
این موضوع بازتابدهنده تغییری عمیقتر در اقتصاد خلیج فارس است.
اقتصادهای منطقه در سالهای اخیر روابط تجاری و سرمایهگذاری خود را فراتر از شرکای سنتی غربی گسترش دادهاند و تلاش کردهاند نقش مستقلتری در جریان سرمایه جهانی ایفا کنند.
با این وجود، ارتباطات میان دبی و لندن همچنان بسیار مهم باقی مانده است.
بخشهای بانکی، مدیریت دارایی، سرمایهگذاریهای فرامرزی و خدمات مالی همچنان پیوندهای عمیقی میان دو مرکز مالی ایجاد کردهاند.
برای سرمایهگذاران مستقر در لندن، عملکرد اخیر دبی حامل چند پیام مهم است.
نخست، سرمایه جهانی بیش از گذشته به دنبال مناطقی است که بتوانند رشد اقتصادی، ثبات مالی و فرصتهای سرمایهگذاری را همزمان ارائه دهند.
دوم، بازارهای خلیج فارس دیگر صرفاً به عنوان بازارهای وابسته به نفت دیده نمیشوند، بلکه بهعنوان مراکز مالی در حال بلوغ شناخته میشوند که میتوانند در برابر شوکهای منطقهای مقاومت بیشتری نشان دهند.
و سوم، رقابت میان مراکز مالی جهانی وارد مرحله جدیدی شده است.
لندن همچنان از مزیتهایی مانند عمق بازار، تخصص مالی و چارچوبهای نظارتی پیشرفته برخوردار است. اما دبی در حال ساخت مزیتهای متفاوتی است؛ سرعت تصمیمگیری، دسترسی به سرمایه منطقهای و نزدیکی به بازارهای در حال رشد آسیا، آفریقا و خاورمیانه.
تحولات مرتبط با ایران نیز همچنان یکی از عوامل زمینهای مؤثر بر بازارها محسوب میشود.
مسائلی مانند امنیت مسیرهای انرژی، تحولات دیپلماتیک و خطر گسترش درگیریهای منطقهای، همچنان بر ارزیابی ریسک سرمایهگذاران تأثیر میگذارد؛ حتی زمانی که اثر آن به طور مستقیم در معاملات روزانه مشاهده نمیشود.
در این میان، شبکههای تجاری و سرمایهگذاری ایرانی نیز نقش مهمی ایفا میکنند. بسیاری از سرمایهگذاران و واسطههای مالی ایرانی از طریق اکوسیستم مالی لندن فعالیت میکنند و به تسهیل جریان سرمایه و ارتباطات اقتصادی میان اروپا و خلیج فارس کمک میکنند.
در نهایت، رشد بازار دبی در بحبوحه تنشهای منطقهای نشاندهنده روندی بزرگتر است:
دبی بیش از گذشته در حال شکل دادن به روایت مستقل خود در بازارهای مالی جهانی است؛ بازاری که اگرچه همچنان تحت تأثیر تحولات ژئوپلیتیکی قرار دارد، اما به تدریج بر پایه نقش فزاینده خود به عنوان یک مرکز مالی بینالمللی تعریف میشود، نه صرفاً بر اساس رویدادهای منطقهای.



