یادداشت | دو شهر، دو نظام متفاوت؛ لندن و دبی چگونه از بازار املاک درآمدزایی میکنند؟
در دورانی که روابط تجاری جهان بیش از پیش با چندپارگی و عدم قطعیت روبهرو شدهاند، همکاری میان بریتانیا و امارات متحده عربی بهعنوان یکی از کارآمدترین و آیندهنگرترین شراکتهای اقتصادی جهان خودنمایی میکند.
این رابطه صرفاً درباره جریان سرمایه یا روابط دیپلماتیک نیست.
بلکه نمونهای از همکاری میان دو اقتصاد است که بهطور واقعی یکدیگر را تکمیل میکنند.
امارات متحده عربی طی سالهای اخیر به یکی از پویاترین اقتصادهای غیرنفتی خاورمیانه تبدیل شده است. رشد پایدار در بخشهایی مانند تجارت، گردشگری و خدمات مالی باعث شده این کشور وابستگی کمتری به درآمدهای نفتی داشته باشد.
همزمان، بخش خصوصی غیرنفتی امارات نیز همچنان در حال گسترش است؛ روندی که با افزایش تقاضا و رشد سفارشهای جدید پشتیبانی میشود و نشاندهنده اقتصادی متنوع و مقاوم است.
برای شرکتهای بریتانیایی، این موضوع اهمیت ویژهای دارد.
امارات صرفاً یک بازار مصرفی نیست، بلکه سکویی برای رشد و توسعه محسوب میشود.
این کشور سرعت، دسترسی به بازارهای نوظهور و محیطی مقرراتی را فراهم میکند که بهطور مشخص برای جذب کسبوکارهای بینالمللی طراحی شده است.
اما این رابطه به همان اندازه به سود بریتانیا نیز هست.
لندن همچنان یکی از مهمترین مراکز مالی جهان به شمار میرود و عمق بازارهای مالی، نقدشوندگی بالا و اعتبار نظارتی لازم را برای سرمایهگذاران بینالمللی، از جمله سرمایهگذاران حوزه خلیج فارس، فراهم میکند.
دقیقاً همین ویژگیهاست که بریتانیا را به شریکی طبیعی برای امارات تبدیل میکند؛ بهویژه در زمانی که این کشور در حال گسترش حضور خود در تجارت و سرمایهگذاری جهانی است.
از منظر سیاسی نیز همسویی قابل توجهی میان دو طرف وجود دارد.
دولت بریتانیا بهطور فعال به دنبال تعمیق روابط اقتصادی با امارات بوده است.
کر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، در جریان سفر خود به منطقه در ماه دسامبر، کشورهای حوزه خلیج فارس را «شرکای حیاتی عصر جدید» توصیف کرد و بر تقویت همکاریهای تجاری و سرمایهگذاری تأکید داشت.
همین تقویت متقابل است که به این رابطه دوام میبخشد.
امارات به بازارهای سرمایه جهانی، تخصص مالی و شبکههای بینالمللی دسترسی پیدا میکند.
بریتانیا نیز از همکاری با اقتصادی برخوردار میشود که در مرکز مسیرهای اصلی تجارت جهانی قرار گرفته و از رشد بالایی برخوردار است.
در کنار یکدیگر، این دو کشور مسیری اقتصادی ایجاد میکنند که قدرت مالی تثبیتشده را به پویایی اقتصادهای نوظهور متصل میکند.
در جهانی که بسیاری از روابط اقتصادی صرفاً بر مبنای منافع کوتاهمدت شکل میگیرند، همکاری بریتانیا و امارات ارزش متفاوتی دارد.
این رابطه متوازن است.
هیچیک از طرفین صرفاً دریافتکننده یا ارائهدهنده نیستند؛ هر دو از نقاط قوت خود بهره میگیرند و کمبودهای طرف مقابل را پوشش میدهند.
شاید به همین دلیل است که این مشارکت نهتنها در برابر تغییرات سیاسی و اقتصادی دوام آورده، بلکه همچنان در حال گسترش است.
در نهایت، موفقترین روابط اقتصادی آینده احتمالاً آنهایی خواهند بود که بر پایه مکمل بودن شکل گرفتهاند، نه وابستگی.
و همکاری میان بریتانیا و امارات متحده عربی نمونهای روشن از همین الگو است.



