گزارش ویژه | علاءالدین در دبی؛ وقتی تئاتر بریتانیایی به یک کسبوکار در خلیج فارس تبدیل میشود
زمانی که چراغهای سالن تئاتر هتل جمیرا بیچ در شامگاه چهارشنبه خاموش شد، نمایش فراتر از یک سرگرمی ساده عمل میکرد.
پانتومیم سالانه دبی، که امسال با اجرای «علاءالدین» روی صحنه رفت، به یکی از آن عناصر ثابت و کمسروصدای تقویم ماه دسامبر شهر تبدیل شده است؛ رویدادی که بهخوبی نشان میدهد فرهنگ، تجارت و زندگی مهاجران چگونه در دبی به یکدیگر گره خوردهاند.
خود نمایش از فرمولی آشنا پیروی میکرد.
یک پانتومیم سنتی بریتانیایی با شخصیتهای اغراقآمیز، مشارکت مستقیم تماشاگران و کمدی موزیکال که داستان کلاسیک علاءالدین را با آنچه برگزارکنندگان «حالوهوای خاورمیانهای» توصیف میکنند، بازآفرینی کرده بود.
در واقع، قالب نمایشی بریتانیایی با فضای خلیج فارس ترکیب شده بود.
اما اهمیت اصلی ماجرا در خود اجرا نیست، بلکه در مخاطبانی است که این نمایش را جذب میکند.
جامعه بزرگ بریتانیاییهای مقیم دبی طی سالها تقاضایی پایدار برای چنین برنامههایی ایجاد کرده است؛ تا جایی که آنچه زمانی یک سنت وارداتی محسوب میشد، امروز به بازاری فصلی و قابل اتکا تبدیل شده است.
این نمایش در چندین تاریخ مختلف در طول ماه دسامبر اجرا میشود و برگزارکنندگان از استقبال گسترده و محدود شدن ظرفیت بلیتها در اوج فصل تعطیلات خبر دادهاند.
و همین تقاضا مستقیماً به درآمد تبدیل میشود.
پانتومیمها در دبی پروژههای فرهنگی یارانهای نیستند.
آنها تولیدات تجاری هستند که بر پایه فروش بلیت، حمایت مالی برندها و هزینهکرد در بخش مهماننوازی فعالیت میکنند.
محل برگزاری نمایش نیز از این جریان بهره میبرد.
هتل جمیرا بیچ، یکی از شناختهشدهترین هتلهای ساحلی دبی، در دورهای که شهر بهطور طبیعی شاهد افزایش گردشگری و هزینهکرد فصلی است، از ورود بازدیدکنندگان بیشتر سود میبرد.
در چنین شرایطی، تئاتر به بخشی از اقتصاد ماه دسامبر تبدیل میشود؛ در کنار خردهفروشی، سفر و صنعت مهماننوازی.
در عین حال، انتخاب اجرای یک پانتومیم بریتانیایی در دبی تصادفی نیست.
این محصول فرهنگی دقیقاً برای گروه خاصی طراحی شده است؛ خانوادهها و متخصصانی که از بریتانیا به امارات نقل مکان کردهاند اما همچنان انتظار دارند ریتم و حالوهوای فصل کریسمس بریتانیایی را تجربه کنند.
این قالب برای آنها کاملاً آشناست و همین آشنایی عامل اصلی فروش آن محسوب میشود.
نمایش صرفاً یک اجرا نیست.
محصولی است که بر پایه نوستالژی ساخته شده است.
لارنس ویلیام، یکی از بریتانیاییهای حاضر در سالن، این تجربه را بیشتر نوعی تداوم فرهنگی توصیف کرد تا صرفاً سرگرمی.
برای بسیاری از خانوادهها، پانتومیم بخشی از ساختار ماه دسامبر است؛ فارغ از اینکه در کدام کشور زندگی میکنند.
بازسازی این تجربه در دبی به مهاجران امکان میدهد بخشی از عادتها و سنتهای فرهنگی خود را حفظ کنند، حتی اگر هزاران کیلومتر دورتر از خانه باشند.
اما این پدیده تنها به جامعه بریتانیایی محدود نمیشود.
مخاطبان دبی به ندرت یکدست هستند و نمایشهایی مانند «علاءالدین» طیف گستردهای از ساکنان شهر را جذب میکنند؛ افرادی که به زندگی میان چند فرهنگ مختلف عادت کردهاند.
در میان آنها ایرانیان مقیم نیز حضور دارند؛ کسانی که در چارچوب شبکههای تجاری و خانوادگی خود میان لندن و دبی در رفتوآمد هستند.
برای این گروه، جذابیت نمایش شکل متفاوتی دارد.
قالب بریتانیایی برای بسیاری از آنها آشناست، بهویژه برای کسانی که در بریتانیا تحصیل یا زندگی کردهاند.
در عین حال، دبی از نظر اجتماعی و عملیاتی محیطی در دسترس و آشنا باقی مانده است.
عبدالعزیز، کارآفرین ایرانی فعال میان لندن و امارات، این تجربه را بخشی از الگوی بزرگتری میداند.
به گفته او، لندن ساختار، امنیت حقوقی و مرجعیت فرهنگی فراهم میکند.
دبی انعطافپذیری، دسترسی و سرعت ارائه میدهد.
رویدادهایی از این دست جایی میان این دو جهان قرار میگیرند و بازتاب هر دوی آنها هستند.
از این زاویه، پانتومیم دیگر صرفاً یک نمایش فصلی نیست.
بلکه بخشی از اکوسیستمی است که در آن دبی سنتهای جهانی را جذب کرده و به محصولات اقتصادی تبدیل میکند.
این سنتها فقط کپی نمیشوند.
بلکه بازطراحی، بازاریابی و به جوامعی عرضه میشوند که خواهان آنها هستند.
نتیجه چیزی شبیه به یک زیرساخت نرم است.
در کنار مدارس بینالمللی، رستورانهای جهانی و شبکههای مالی، تئاتر نیز نقشی در قابلزندگی کردن شهر برای جمعیتی ایفا میکند که دائماً در حال جابهجایی است.
این رویدادها به افراد کمک میکنند در شهری که بسیاری از ساکنان آن مهاجر هستند، احساس تعلق و ثبات بیشتری داشته باشند.
در پایان نمایش، داستان همانطور که همیشه در پانتومیمها اتفاق میافتد به سرانجام میرسد؛ پرهیاهو، قابل پیشبینی و همراه با مشارکت کامل تماشاگران.
اما بیرون از سالن، داستان جالبتر همچنان ادامه دارد.
یک سنت بریتانیایی که در خلیج فارس اجرا میشود، از طریق تقاضای مهاجران تأمین مالی میشود و توسط مخاطبانی جهانی مصرف میشود، به چیزی کاملاً دبیایی تبدیل شده است؛
محصولی فرهنگی که دقیقاً به این دلیل موفق است که همزمان به همه جا تعلق دارد و در عین حال به هیچ جا تعلق ندارد.



