اقتصاد

گزارش ویژه: لندن کُد می‌نویسد، دبی اجرا می‌کند؛ جغرافیای واقعی فین‌تک فضای بین این دو شهر است

نوعی از جلسات هست که امروزه تقریباً هر روز بین لندن و دبی اتفاق می‌افتد، حتی اگر کسی آن را اینگونه نام نگذارد. یک بنیان‌گذار در لندن سرمایه جمع می‌کند، به دبی می‌رود تا مشارکت‌ها را نهایی کند، و سپس به بریتانیا برمی‌گردد تا دور بعدی را ساختار دهد. دیگر هیچ چیز در آن غیرمعمول به نظر نمی‌رسد. این همان هدف است.

فین‌تک این جابجایی را عادی کرده است.

لندن هنوز در مرکز این سیستم قرار دارد. مقیاس، سرمایه و مهم‌تر از آن، معماری مالی دارد که در طول دهه‌ها ساخته شده و با فناوری جدید انطباق یافته است. تا سال ۲۰۲۴، بریتانیا میزبان بیش از ۳ هزار شرکت فین‌تک بود و به عنوان مرکز پیشتاز اروپا باقی ماند، در حالی که لندن بیشترین سرمایه‌گذاری خطرپذیر ورودی به این بخش را جذب کرد.

آنچه لندن را متمایز می‌کند فقط تعداد شرکت‌ها نیست. تراکم همه چیز پیرامون آن‌هاست. بانک‌ها، ناظران، سرمایه‌گذاران و سیستم‌های حقوقی همه در یک اکوسیستم واحد قرار دارند، که یعنی شرکت‌های فین‌تک به‌صورت منفرد فعالیت نمی‌کنند؛ آن‌ها درون سیستمی ساخته می‌شوند که از پیش مالیات را در مقیاس می‌فهمد. اما این سیستم محدودیت‌هایی هم دارد.

رشد در لندن از اوج دوران پس از کرونا کُند شده و سرمایه‌گذاری گزینشی‌تر شده است. فعالیت معاملاتی در طول ۲۰۲۴ با افزایش نرخ بهره به‌شدت کاهش یافت، چون سرمایه‌گذاران مجبور شدند عقب‌نشینی کنند و روی شرط‌بندی‌های کمتر اما بزرگ‌تر تمرکز کنند.

اینجاست که دبی وارد می‌شود — نه به عنوان رقیب، بلکه به عنوان دریچه تخلیه فشار.

اگر لندن جایی است که فین‌تک طراحی می‌شود، دبی به‌طور فزاینده‌ای جایی است که اجرا می‌شود. این شهر چیزی ارائه می‌دهد که لندن نمی‌تواند: سرعت. مقررات را می‌توان سریع‌تر پیمایش کرد، مشارکت‌ها اغلب آسان‌تر شکل می‌گیرند و دسترسی به بازار در خلیج فارس، آفریقا و جنوب آسیا گسترش می‌یابد. برای یک شرکت غیرعادی نیست که محصولش را در لندن بسازد و در عرض چند ماه آن را در دبی به‌صورت تجاری آزمایش کند.

با قدم زدن در مرکز مالی بین‌المللی دبی، می‌توانید ببینید این در عمل چگونه کار می‌کند. بسیاری از تیم‌های فعال اینجا هنوز در لندن سرمایه جمع می‌کنند. سرمایه‌گذارانشان اغلب بریتانیایی یا اروپامحور هستند. ساختارهای انطباق آن‌ها توسط استانداردهای بریتانیا شکل گرفته. اما استراتژی رشدشان در دبی لنگر انداخته، جایی که توسعه کمتر محدود به نظر می‌رسد.

برای دیاسپورای ایرانی، این تحول اهمیت ویژه‌ای داشته است.

سال‌ها شبکه‌های تجاری ایرانی در نوعی سیستم موازی فعالیت می‌کردند که متکی به اعتماد، روابط شخصی و کانال‌های غیررسمی بود که اجازه می‌داد سرمایه علی‌رغم محدودیت‌ها و پراکندگی جابجا شود. این شبکه‌ها انعطاف‌پذیر بودند، اما همیشه قابل مقیاس‌پذیری یا سازگار با سیستم‌های مالی رسمی نبودند.

فین‌تک این را تغییر داده است — نه با جایگزینی آن شبکه‌ها، بلکه با دادن ساختار به آن‌ها. پرداخت‌های دیجیتال، بانکداری مبتنی بر API و مالیه پلتفرم‌محور لایه‌ای از زیرساخت ایجاد کرده‌اند که فراتر از جغرافیا قرار می‌گیرد. ناگهان فعالیت فرامرزی می‌تواند استانداردسازی شود. تراکنش‌هایی که زمانی به روابط وابسته بودند، اکنون می‌توانند از طریق سیستم‌هایی که شناخته‌شده، تنظیم‌شده و مقیاس‌پذیر هستند پردازش شوند.

این تحول وقتی به نحوه بحث درباره کسب‌وکار گوش می‌دهید آشکار می‌شود. در لندن، گفتگوهای فین‌تک دقیق هستند. بنیان‌گذاران از انطباق، مجوزدهی و ادغام با سیستم‌های مالی موجود صحبت می‌کنند. در دبی، همان بنیان‌گذاران از مشارکت‌ها، ورود به بازار و رشد کاربران صحبت می‌کنند. زبان متفاوت است، اما سیستم زیرین یکسان است.

برای متخصصان ایرانی که بین این دو جابجا می‌شوند، این قرار گرفتن دوگانه قدرتمند است. بسیاری در بریتانیا تحصیل کرده یا کار کرده‌اند، جایی که یاد می‌گیرند سیستم‌های مالی چگونه ساخته و تنظیم می‌شوند. وقتی به دبی می‌روند، آن دانش را در محیطی به کار می‌برند که سرعت و اجرا را پاداش می‌دهد. نتیجه، شیوه‌ای از عمل کردن است که ساختار را با انعطاف ترکیب می‌کند.

این همان چیزی است که سواد تجاری در حال رشد واقعاً به نظر می‌رسد. فقط دانستن بیشتر نیست؛ تفاوتی در نوع تفکر است. تصمیم‌ها بر حسب ریسک، مقیاس‌پذیری و انطباق چارچوب‌بندی می‌شوند، حتی وقتی در بازارهای پرسرعت اجرا می‌شوند. شکاف بین مالیه غیررسمی و رسمی شروع به بسته شدن می‌کند.

یک تحول گسترده‌تر هم در درک خود فین‌تک در حال وقوع است. اغلب به عنوان یک بخش توصیف می‌شود، اما در واقعیت بیشتر شبیه زیرساخت عمل می‌کند. تعیین می‌کند پول چگونه جابجا می‌شود، کسب‌وکارها چگونه گسترش می‌یابند و بازارها چگونه به هم متصل می‌شوند. وقتی این زیرساخت برقرار شود، همه چیزی که بر آن ساخته می‌شود تغییر می‌کند.

ارتباط میان این دو دیگر انتزاعی نیست. عملیاتی است. و در درون آن ارتباط، دیاسپورای ایرانی جایگاه جدیدی می‌یابد — نه صرفاً به عنوان شرکت‌کنندگان در تجارت، بلکه به عنوان اپراتورهایی که می‌دانند چگونه بین سیستم‌ها جابجا شوند، بین بازارها ترجمه کنند و از زیرساختی استفاده کنند که یک دهه پیش وجود نداشت.

جابجایی بین لندن و دبی دیگر فقط درباره جغرافیا نیست. درباره فهمیدن نحوه کار مالیه مدرن است، و دانستن اینکه در هر مرحله از آن کجا باید بود.

 

عبدالرحمان

من خبرنگار حوزه اقتصاد و رمزارز هستم و سابقه فعالیت رسانه‌ای در امارات متحده عربی و بریتانیا را دارم. تمرکز من بر پوشش دقیق اخبار اقتصادی، تحلیل بازارهای مالی و فناوری‌های نوین است

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا