یادداشت: کارآفرینان مهاجر بریتانیا بار اقتصادی نیستند. آنها دارند آرام به نگه داشتن آن کمک میکنند
یک تناقض خاص در نحوه بحث درباره مهاجرت در بریتانیا وجود دارد. از نظر سیاسی، اغلب پیرامون فشار، هزینه و رقابت چارچوببندی میشود. از نظر اقتصادی، اما، بسیاری از فعالترین بخشهای کسبوکارهای کوچک کشور بهطور فزایندهای توسط افرادی ساخته میشوند که از جای دیگری آمدهاند.
با قدم زدن در بخشهایی از لندن، این موضوع خیلی سریع آشکار میشود. کافههای مستقل، شرکتهای لجستیکی، رستورانها، فروشگاههای خردهفروشی، استارتاپهای فناوری، کسبوکارهای واردات، استودیوهای طراحی و عملیاتهای تولیدی کوچک اغلب توسط مهاجران نسل اول یا فرزندان خانوادههای مهاجر تأسیس یا اداره میشوند. این کسبوکارها خارج از اقتصاد نشستهاند. عمیقاً درون آن هستند.
اعداد بهطور فزایندهای این واقعیت را پشتیبانی میکنند. پژوهشها نشان دادهاند که مهاجران بهطور قابل توجهی بیشتر از جمعیت متولد بریتانیا احتمال دارد کسبوکار راهاندازی کنند، با شرکتهای تأسیسشده توسط مهاجران که میلیونها نفر را در سراسر بریتانیا استخدام کردهاند.
این اهمیت دارد چون اقتصاد بریتانیا وارد دورهای شده که تولید رشد سختتر است. هزینههای استقراض بالا، رشد بهرهوری ضعیف و هزینهکرد محتاطانه مصرفکننده همگی شتاب را کند کردهاند. در آن محیط، کارآفرینی مهمتر میشود. کسبوکارهای کوچک و متوسط شغل ایجاد میکنند، شکافهای بازار را پر میکنند و اغلب در بخشهایی فعالیت میکنند که شرکتهای بزرگتر از آنها دوری میکنند.
کسبوکارهای مبتنی بر مهاجران بهشدت در دقیقاً همان حوزهها متمرکزند. بسیاری از مهاجران بدون شبکههای تثبیتشده یا ثروت موروثی به بریتانیا میرسند که آنها را به سمت کارآفرینی از روی ضرورت سوق میدهد. اما آن ضرورت اغلب انعطافپذیری تولید میکند. صاحبان کسبوکاری که قبلاً با یک کشور، زبان یا سیستم جدید سازگار شدهاند تمایل دارند راحتتر تحت عدم قطعیت عمل کنند.
یک اثر ساختاری مهم هم وجود دارد که اغلب نادیده گرفته میشود. کسبوکارهای متعلق به مهاجران اغلب پیوندهای اقتصادی بین بریتانیا و بازارهای خارجی ایجاد میکنند. هر دو سیستم، هر دو پایگاه مصرفکننده و هر دو فرهنگ تجاری را درک میکنند. کارآفرینان ایرانی نمونه خوبی از این پویایی هستند. در بخشهایی مثل تجارت، مهماننوازی، ملک و خدمات حرفهای، کسبوکارهای ایرانی در بریتانیا اغلب با شبکههایی فعالیت میکنند که به خلیج فارس، اروپا و بخشهایی از آسیا امتداد مییابند.
منطقههایی که کارآفرینان مهاجر را جذب میکنند اغلب از نظر تجاری در کل فعالتر میشوند. فروشگاهها دیرتر باز میمانند، ترافیک مصرفکننده افزایش مییابد، ارزش ملک بالا میرود و بخشهای کاملاً جدیدی پدیدار میشوند. صنعت غذایی لندن یک مثال است. بسیاری از محلههای رستورانهای تهران تبدیل به فعالیت تجاری گستردهای شدهاند که گردشگری، سرمایهگذاری و اشتغال جذب میکنند.
واقعیت کمتر ایدئولوژیک و عملیتر است. بسیاری از کسبوکارهای تأسیسشده توسط مهاجران در حوزههایی فعالیت میکنند که فعالیت اقتصادی در غیر این صورت ضعیفتر بود. ریسکهایی را میپذیرند که شرکتهای بزرگتر اغلب در آنها مکث میکنند. پیوندهای تجاری میسازند که به بریتانیا کمک میکند از نظر بینالمللی متصل بماند. این مثل فشار اقتصادی به نظر نمیرسد. مثل مشارکت اقتصادی به نظر میرسد.



