گزارش ویژه: کسبوکار بین دو دنیا؛ یک روز از زندگی یک کارآفرین ایرانی در لندن
تا ۷:۳۰ صبح، عرفان امین از قبل پیامهای سه کشور را بررسی میکند. یک تأمینکننده از دبی شبانه جواب داده. یک مشتری در لندن تأیید پرداخت میخواهد. یک مخاطب دیگر از استانبول قبل از اینکه روز کاری بریتانیا حتی شروع شود آپدیتهای قیمت فرستاده. برای امین، این همپوشانی مناطق زمانی غیرعادی نیست. فقط بخشی از نحوه کار کسبوکار است وقتی زندگیات بهطور همزمان در چندین بازار گسترش دارد.
«گاهی احساس میکنی روز قبل از بیدار شدن شروع میشود» — میگوید و در حالی که در یک کافه نزدیک خیابان ادگوِر رود نشسته میخندد، یکی از مناطقی که بسیاری از کسبوکارها و رستورانهای ایرانی به بخشی از چشمانداز تجاری محلی تبدیل شدهاند.
در نگاه اول، روتین امین شبیه هزاران کارآفرین دیگر در لندن به نظر میرسد. جلسات، فاکتورها، تماسهای تأمینکننده، مشکلات لجستیکی، ایمیلهای مداوم. اما زیر آن یک واقعیت خاصتر است که بسیاری از ایرانیان ساکن بریتانیا آن را دارند. کسبوکارهایشان بهندرت به یک مکان محدود میشود.
بریتانیا ممکن است جایی باشد که شرکت ثبت شده، مشتریان مستقر هستند یا بانکداری و اداره انجام میشود. اما تأمینکنندگان، روابط تجاری و شبکههای شخصی اغلب از دبی، ترکیه، اروپا و فراتر میگذرند. کسبوکار تقریباً بهصورت پیشفرض بینالمللی میشود.
برای امین، روز کاری معمولاً با لجستیک شروع میشود. «یاد میگیری سریع که تأخیرهای کوچک بعداً مشکلات بزرگ میشوند» — میگوید. «بهخصوص وقتی داری از طریق مرزها کار میکنی.» آن فشار یک واقعیت گستردهتر درون خود اقتصاد بریتانیا را بازتاب میدهد. بریتانیا بهطور فزایندهای به کسبوکارهای کوچک و متوسط وابسته شده که بیش از ۹۹ درصد جمعیت کسبوکاری را تشکیل میدهند و میلیونها نفر را استخدام کردهاند.
امین توضیح میدهد که فعالیت در بریتانیا به ساختار و ثبات نیاز دارد. قراردادها، مالیاتها، اظهارنامهها، بیمه، انطباق. «بریتانیا سیستمها را یاد میدهد» — میگوید. «اگر سازمانیافته نباشی، سیستم تو را مجبور میکند سازمانیافته بشوی.» اما یک طرف دیگر از این تجربه هم وجود دارد. راهاندازی یک کسبوکار در لندن گران است. اجاره بالاست. هزینه نیروی کار بالاست. مشتریان با هزینهکرد محتاطتر از چند سال پیش هستند.
تا ظهر، کارش از اداره به روابط تغییر میکند. تماسها تبدیل به جلسات میشوند. تأمینکنندگان تبدیل به مشتریان میشوند. بسیاری از اینها بهصورت غیررسمی، اغلب از طریق جوامعی که از قبل نحوه کار تجارت فرامرزی را درک میکنند، اتفاق میافتد. اینجاست که دیاسپورای ایرانی نقش مهمی ایفا میکند. کسبوکارهای ایرانی در بریتانیا اغلب به شدت به شبکههای شخصی، معارفهها و روابط مبتنی بر اعتماد متکی هستند. بسیاری از کارآفرینان بهطور منظم بین بریتانیا و خلیج فارس جابجا میشوند.
امین این را «زندگی در دو سیستم بهطور همزمان» توصیف میکند. بریتانیا ثبات، وضوح حقوقی و دسترسی به مالیه بینالمللی ارائه میدهد. خلیج فارس سرعت و دسترسی به بازار ارائه میدهد. بسیاری از کسبوکارها در جایی بین این دو عمل میکنند. عصر معمولاً تغییر دیگری در روز کاری ایجاد میکند. با کند شدن لندن، خلیج فارس دوباره فعال میشود. پیامهایی از دبی میرسند. تأمینکنندگان جواب میدهند. سفارشها تأیید میشوند. یک چرخه دیگر شروع میشود. تا شب، لپتاپ هنوز باز است.
برای بسیاری از ناظران خارجی، تصویر کارآفرینی مهاجر اغلب به داستانهای موفقیت یا کلیشه ساده میشود. واقعیت عادیتر و طاقتفرساتر است. ساعتهای طولانی، تنظیم مداوم و فعالیت در میان چندین سیستم بهطور همزمان. برای کارآفرینانی مثل عرفان امین، کسبوکار فقط درباره سود نیست. درباره ناوبری است. و در لندن مدرن، آن توانایی برای ناوبری بین دنیاها بهآرامی به مهارت اقتصادی خودش تبدیل شده است.



