اقتصاد

یادداشت: بریتانیا و چین به یک رابطه تجاری جدید نیاز دارند؛ نه فقط یک رابطه بزرگ‌تر

با قدم زدن در مجامع تجاری و نمایشگاه‌های تجاری گوانجو این هفته، یک چیز به‌طور فزاینده‌ای روشن شد: اقتصاد چین بسیار سریع‌تر از آنچه بسیاری از کسب‌وکارهای خارجی هنوز درک می‌کنند در حال تغییر است.

سال‌ها رابطه تجاری بریتانیا با چین حول بخش‌های نسبتاً آشنایی بنا شده بود — تولید، خرده‌فروشی لوکس، آموزش عالی و خدمات مالی. آن مدل جریان‌های تجاری و فرصت‌های سرمایه‌گذاری بسیار بزرگی ایجاد کرد، اما در مقایسه با مسیر واقعی اقتصاد چین به‌طور فزاینده‌ای کهنه احساس می‌شود.

مرحله بعدی روابط تجاری بریتانیا-چین احتمالاً کمتر به تجارت سنتی و بیشتر به فناوری، زیرساخت سبز، هوش مصنوعی، بهداشت و تولید پیشرفته بستگی خواهد داشت.

و در حال حاضر، بریتانیا خطر حرکت بیش از حد کند را دارد.

در شهرهایی مثل گوانجو و شنزن، گفتگوها دیگر فقط بر تولید کم‌هزینه متمرکز نیستند. شرکت‌ها درباره رباتیک، ادغام هوش مصنوعی، خودروهای برقی، فناوری‌های باتری و اکوسیستم‌های تجارت دیجیتال که با مقیاس خارق‌العاده فعالیت می‌کنند بحث می‌کنند.

چین دیگر صرفاً «کارخانه دنیا» نیست. به‌طور فزاینده‌ای می‌خواهد یکی از اقتصادهای نوآوری پیشتاز جهان شود.

این هم فرصت و هم ناراحتی برای بریتانیا ایجاد می‌کند.

بریتانیا هنوز مزایای بزرگی در مالیه، پژوهش، خدمات حقوقی، آموزش عالی و مهندسی پیشرفته دارد. لندن همچنان در بازارهای سرمایه و خدمات حرفه‌ای از نظر جهانی تأثیرگذار است. دانشگاه‌های بریتانیایی هنوز تعداد زیادی دانشجوی چینی جذب می‌کنند.

اما از نظر اقتصادی، این رابطه اغلب هنوز بیش از حد به فرضیات قدیمی وابسته به نظر می‌رسد: چین تولید می‌کند، بریتانیا مصرف می‌کند و تأمین مالی می‌کند.

واقعیت دارد پیچیده‌تر می‌شود. شرکت‌های فناوری چینی اکنون به‌طور جهانی در بخش‌هایی رقابت می‌کنند که بریتانیا روزی انتظار داشت راحت‌تر بر آن‌ها تسلط داشته باشد. در همان حال، شرکت‌های بریتانیایی در دوره‌ای از توسعه اقتصادی داخلی کندتر همچنان به دنبال بازارهای رشد هستند.

این باید انگیزه‌هایی برای همکاری عمیق‌تر ایجاد کند، نه کمتر.

چالش این است که تنش‌های سیاسی به‌طور فزاینده‌ای بحث‌های اقتصادی را شکل می‌دهند. نگرانی‌های امنیتی، وابستگی زنجیره تأمین و رقابت ژئوپلیتیکی در سال‌های اخیر روابط بریتانیا-چین را محتاطانه‌تر کرده است. برخی احتیاط قابل درک است. هیچ اقتصاد بزرگی امروز وابستگی استراتژیک بیش از حد به کشور دیگری نمی‌خواهد.

اما یک ریسک هم وجود دارد که بریتانیا دقیقاً در لحظه‌ای که صنایع چینی سریع‌ترین تکامل را دارند به‌طور بیش از حد تدافعی به چین نزدیک شود.

از آنچه این هفته در گوانجو مشاهده کردم، شهرهای چینی به‌طور تهاجمی می‌کوشند خود را حول نوآوری، مصرف و صنعت پیشرفته بازموقعیت‌یابی کنند. جشنواره‌های خرده‌فروشی هوش مصنوعی و تجارت پخش زنده را ادغام می‌کنند. همایش‌های تجاری بر بیوتک، رباتیک و زیرساخت دیجیتال متمرکزند. خود تولید دارد فناوری‌محورتر و خودکارتر می‌شود.

کسب‌وکارهای بریتانیایی نباید آن گذار را نادیده بگیرند. بریتانیا نیازی ندارد نگرانی‌هایش پیرامون مقررات، شفافیت یا امنیت ملی را کنار بگذارد. اما از نظر اقتصادی، فضایی برای یک استراتژی تجاری مدرن‌تر متمرکز بر بخش‌هایی که هر دو کشور واقعاً به یکدیگر نیاز دارند وجود دارد.

انرژی سبز یک نمونه است. بریتانیا ظرفیت‌های قوی در مالیه آب‌وهوایی و مهندسی فراساحلی دارد. چین بخش‌های بزرگی از زنجیره‌های تأمین خورشیدی، باتری و EV را تسلط دارد. بهداشت نمونه دیگری است. نهادهای پژوهش پزشکی بریتانیایی همچنان از نظر جهانی مورد احترام هستند، در حالی که بخش‌های فناوری بهداشت و داروسازی چین همچنان به سرعت مقیاس می‌یابند.

آنچه در گوانجو برایم برجسته بود این است که فرهنگ تجاری چینی چقدر بین‌المللی شده است. مدیران جوان‌تر به‌طور فزاینده‌ای به‌صورت جهانی فکر می‌کنند، سریع حرکت می‌کنند و زبان سرمایه‌گذاری خطرپذیر، مقیاس‌گذاری و اکوسیستم‌های دیجیتال را صحبت می‌کنند.

آینده روابط تجاری بریتانیا-چین ممکن است کمتر درباره خود حجم تجارت باشد و بیشتر درباره اینکه آیا هر دو کشور می‌توانند خود را در صنایعی که بیست سال آینده اقتصاد جهانی را شکل می‌دهند موقعیت‌یابی کنند. چون دنیایی که بریتانیا اول با آن از نظر اقتصادی در چین درگیر شد دیگر واقعاً وجود ندارد.

 

 

عبدالرحمان

من خبرنگار حوزه اقتصاد و رمزارز هستم و سابقه فعالیت رسانه‌ای در امارات متحده عربی و بریتانیا را دارم. تمرکز من بر پوشش دقیق اخبار اقتصادی، تحلیل بازارهای مالی و فناوری‌های نوین است

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا