یادداشت: ایرانیان نمیتوانند برای همیشه به ثروت سنتی تکیه کنند. فناوری دارد فرصت واقعی در امارات و بریتانیا میشود
— برای دههها، بخش بزرگی از جامعه تجاری ایرانی با ارتباط بینالمللی ثروت را از طریق بخشهایی ساخت که ملموس، آشنا و نسبتاً پایدار بودند. مسکن، تجارت، خردهفروشی، ساختوساز، لجستیک و کالاها ستون فقرات بسیاری از کسبوکارهای متعلق به ایرانیان در سراسر دبی و لندن را تشکیل میدادند.
آن صنایع هنوز اهمیت دارند. در بسیاری از موارد، همچنان بسیار سودآور هستند. اما اقتصاد جهانی سریعتر از آنچه بسیاری از ساختارهای سنتی کسبوکار دیاسپورا دارند انطباق مییابند در حال تغییر است.
فناوری دیگر یک بخش مجزا کنار اقتصاد نیست. بهطور فزایندهای دارد خودِ اقتصاد میشود.
آن تحول برای ایرانیانی که در سطح بینالمللی فعالیت میکنند، بهویژه در امارات و بریتانیا اهمیت بسیار زیادی دارد. هر دو کشور بهطور فعال اقتصادهایشان را حول هوش مصنوعی، فناوری مالی، زیرساخت دیجیتال، فناوری بهداشت و صنایع دادهمحور بازسازی میکنند. سرمایه، مقررات و استعداد بهطور فزایندهای به سمت بخشهایی جاری میشوند که قادر به مقیاسگذاری جهانی از طریق نرمافزار و مالکیت فکری هستند نه از طریق گسترش فیزیکی صرف.
ریسک برای بسیاری از سرمایهگذاران سنتی فروپاشی فوری نیست. بیربطی تدریجی است.
این بهویژه در دبی اهمیت دارد. امارات سالها را صرف معرفی خود به عنوان یک مرکز تجاری و مسکن کرده، اما بلندپروازیهایش اکنون بسیار گستردهتر است. ابوظبی بهشدت در هوش مصنوعی، نیمههادیها و محاسبات پیشرفته سرمایهگذاری میکند. دبی بهطور تهاجمی خود را به عنوان مرکزی برای فینتک، استارتاپها و داراییهای دیجیتال معرفی میکند. استراتژیهای دولتی بهطور فزایندهای حول صنایع دانش به جای صرفاً زیرساخت فیزیکی میچرخند.
در همان حال، بریتانیا همچنان یکی از قویترین اکوسیستمهای جهانی برای فناوری مالی، پژوهش، توسعه هوش مصنوعی و نوآوری مرتبط با آموزش عالی است. لندن علیرغم رشد اقتصادی کندتر همچنان جریانهای بزرگ سرمایهگذاری خطرپذیر و استعداد استارتاپ بینالمللی جذب میکند.
برای کارآفرینان ایرانی با ارتباطات بینالمللی، این ترکیب یک فرصت نادر ایجاد میکند. جوامع دیاسپورایی کمی بهطور طبیعی بین دو اقتصاد هستند که هر دو بهشدت در زیرساخت فناوری سرمایهگذاری میکنند.
با این حال بسیاری از کسبوکارهای ایرانی همچنان در بخشهای بسیار سنتی متمرکزند. بخشی از این از تاریخ میآید. بازرگانان و خانوادههای تجاری ایرانی اغلب از طریق فرهنگ تجاری، روابط واردات-صادرات و مالکیت ملک توسعه یافتند. این صنایع انعطافپذیری عملیاتی، مهارتهای مذاکره و شبکههای شخصی را پاداش میدادند. کسبوکارهای فناوری بهطور متفاوتی عمل میکنند. آنها بیشتر به مقیاسپذیری، مالکیت فکری و انطباق سریع وابستگی دارند. آن گذار میتواند برای سرمایهگذارانی که به داراییهای فیزیکی عادت دارند ناراحتکننده احساس شود.
ملک را میتوان دید. انبارها را میتوان لمس کرد. کسبوکارهای خردهفروشی جریان نقدی مشهود ایجاد میکنند. سرمایهگذاریهای فناوری اغلب در مقایسه انتزاعی به نظر میرسند. اما بازارهای سرمایه جهانی بهطور فزایندهای زیرساخت ناملموس را نسبت به مقیاس فیزیکی پاداش میدهند. ارزشمندترین شرکتهای جهان امروز دیگر عمدتاً تولیدکنندگان نفت، سازندگان یا شرکتهای ساختمانی نیستند. آنها پلتفرمهای فناوری، اکوسیستمهای نرمافزاری و شرکتهای هوش مصنوعی هستند.
آن تحول از قبل دارد الگوهای تولید ثروت را در سطح جهانی بازشکل میدهد. در امارات، پیامدها بهویژه قابل توجه هستند چون مصرفکنندگان و کسبوکارهای جوانتر سیستمهای دیجیتال را بهسرعت پذیرفتهاند. خدمات مالی، لجستیک، خردهفروشی و بهداشت همگی دارند صنایع فناوریمحور میشوند. شرکتهایی که انطباق نیابند خطر از دست دادن رقابتپذیری را دارند حتی اگر کسبوکارهای سنتیشان از نظر عملیاتی قوی باقی بمانند.
بریتانیا درس مهم دیگری ارائه میدهد. بخش بزرگی از ارتباط جهانی مداوم لندن نه از تولید بلکه از خدمات مرتبط با فناوری، مالیه و نوآوری میآید. اکوسیستم استارتاپ بریتانیا دقیقاً به این دلیل از نظر بینالمللی تأثیرگذار باقی میماند که دانشگاهها، سرمایهگذاری خطرپذیر، زیرساخت حقوقی و مالیه جهانی را در یک محیط ترکیب میکند.
برای ایرانیانی که بین امارات و بریتانیا زندگی میکنند، این یک مزیت استراتژیک ایجاد میکند اگر بهدرستی استفاده شود. بسیاری از قبل پسزمینه آموزشی بینالمللی، شبکههای چندزبانه و قرار گرفتن در معرض بازارهای متعدد دارند. این ویژگیها در صنایع فناوری که مقیاسگذاری فرامرزی ضروری است بهطور فزایندهای اهمیت دارند. یک بنیانگذار که بین دبی و لندن فعالیت میکند امروز بهطور بالقوه میتواند بهطور همزمان به سرمایه خلیجی، تخصص بریتانیایی و بازارهای بینالمللی دسترسی داشته باشد.
مسئله این است که بسیاری از سرمایهگذاران هنوز روانشناختی فناوری را به عنوان سفتهبازانه به جای ساختاری تلقی میکنند. یک شکاف نسلی هم دارد در درون جوامع تجاری دیاسپورایی پدیدار میشود. متخصصان جوانتر ایرانی در لندن و دبی بهطور فزایندهای هوش مصنوعی، فینتک و سیستمهای دیجیتال را بهطور شهودی درک میکنند چون در اقتصادهای فناوریمحور بزرگ شدند. ساختارهای تجاری قدیمیتر اغلب همچنان گسترش فیزیکی، موجودی و انباشت ملک را اولویت میدهند.
فناوری همچنین دارد ماهیت مهاجرت و نفوذ را تغییر میدهد. در دهههای قبلی، جوامع دیاسپورایی موفق از نظر بینالمللی اغلب اهرم را از طریق مسیرهای تجاری و روابط تجاری ساختند. امروز، نفوذ بهطور فزایندهای از کنترل پلتفرمها، نرمافزار و مالکیت فکری مقیاسپذیر میآید. امارات این را بهوضوح درک کرده. بریتانیا هم همینطور، حتی اگر ناهموار.
این به معنای کنار گذاشتن کامل صنایع سنتی نیست. مسکن، لجستیک و خردهفروشی همچنان ثروت ایجاد خواهند کرد. اما بهطور فزایندهای، بالاترین رشد حاشیه سود در آن صنایع از ادغام فناوری میآید نه از مقیاس فیزیکی صرف. ارزش آینده یک شرکت لجستیک ممکن است بیشتر به سیستمهای مسیریابی هوش مصنوعی وابسته باشد تا اندازه انبار. برای کارآفرینان ایرانی با ارتباطات بینالمللی، فرصت صرفاً سرمایهگذاری در شرکتهای فناوری نیست. بلکه فهمیدن این است که فناوری دارد لایه زیرین تقریباً هر صنعت سودآوری در هر دو امارات و بریتانیا میشود. کسانی که زودتر انطباق یابند ممکن است مزایای فوقالعادهای در دهه آینده به دست آورند.



