اقتصاد

یادداشت: لندن هنوز کارآفرین ایرانی را بهتر از اکثر کشورها درک می‌کند

یک نوع خاص از صاحب کسب‌وکار ایرانی در لندن وجود دارد که به‌ندرت در گفتگوهای اقتصادی بریتانیا به‌درستی بحث می‌شود. ممکن است صاحب یک شرکت کوچک واردات غذا در پارک رویال باشد. ممکن است یک کسب‌وکار توزیع لوازم آرایشی اداره کند که کلینیک‌های سراسر شمال لندن را تأمین می‌کند. دیگری ممکن است آرام یک دفتر لجستیک نزدیک خیابان ادگوِر رود اداره کند در حالی که به‌طور همزمان از یک گوشی دوم که هرگز از ارتعاش باز نمی‌ایستد تأمین‌کنندگان در دبی، استانبول و کوالالامپور را مدیریت می‌کند.

آن‌ها به‌ندرت چهره‌های عمومی کسب‌وکار بریتانیا هستند. در کمپین‌های استارتاپ یا پادکست‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر ظاهر نمی‌شوند. بیشتر حتی خود را کارآفرین توصیف نمی‌کنند. اما برخی از سازگارترین افراد از نظر تجاری در اقتصاد بریتانیا هستند.

برای دهه‌ها، ایرانیان در شرایطی کسب‌وکار ساختند که در آن قطعیت به‌زحمت وجود داشت. شوک‌های ارزی، تحریم‌ها، دسترسی ناپایدار به بانکداری، محدودیت‌های واردات و بی‌ثباتی سیاسی، انعطاف‌پذیری تجاری غریزی‌ای ایجاد کردند که حالا، به‌طور عجیبی، در بریتانیای مدرن بسیار مرتبط احساس می‌شود.

اقتصاد بریتانیا در ورود به سال ۲۰۲۶ از نظر روان‌شناختی خسته احساس می‌شود. تورم ممکن است نسبت به سال‌های بحران کاهش یافته باشد، اما روحیه کسب‌وکار ملی به شکل غیرمعمولی شکننده باقی می‌ماند. استخدام محتاطانه است. خرده‌فروشان نسبت به تقاضای مصرف‌کننده نگران هستند. بحث‌های حضور در دفتر همچنان انرژی مدیریتی مصرف می‌کنند. کارگران جوان‌تر به‌طور فزاینده‌ای به ساختارهای شغلی سنتی بی‌اعتماد هستند، در حالی که صاحبان کسب‌وکار در خلوت شکایت می‌کنند که برنامه‌ریزی بلندمدت تقریباً غیرممکن شده است.

اما در بسیاری از کسب‌وکارهای متعلق به ایرانیان در سراسر لندن، همچنان حرکتی وجود دارد. حرکت آرام، اما حرکت.

بخشی از این از ذهنیت می‌آید. کارآفرینان ایرانی تمایل دارند با یک درک عمیقاً درونی‌شده عمل کنند که ثبات موقت است. کسب‌وکارهای بریتانیایی به‌طور تاریخی سیستم‌هایی پیرامون قابل پیش‌بینی بودن ساختند: بانکداری پایدار، ارز پایدار، مقررات پایدار، روابط تجاری پایدار. وقتی آن فرضیات ضعیف می‌شوند، فرهنگ از نظر روان‌شناختی مشکل پیدا می‌کند. ایرانیان، در مقابل، اغلب با انتظار اختلال کسب‌وکار می‌سازند.

این رفتار را تغییر می‌دهد. اپراتورهایی ایجاد می‌کند که به‌طور طبیعی در کشورها، ارزها و صنایع تنوع یافته‌اند. یک مالک رستوران ممکن است به‌طور همزمان در ملک سرمایه‌گذاری کند. یک خرده‌فروش آرام موجودی جانبی را از طریق شبکه‌های منطقه‌ای جایگزین وارد می‌کند. یک مشاور ممکن است روابط تجاری فعال در سه حوزه قضایی مختلف به‌طور همزمان داشته باشد. آنچه از بیرون پراکنده به نظر می‌رسد اغلب در واقع انعطاف‌پذیری است.

لندن هنوز آن نوع تفکر را بهتر از اکثر مکان‌ها در اروپا پاداش می‌دهد. علی‌رغم سال‌ها بدبینی پیرامون برگزیت و کند شدن رشد، این شهر برای جوامع دیاسپورایی با تمرکز بین‌المللی به‌طور منحصربه‌فردی ارزشمند باقی می‌ماند چون در تقاطع مالیه، حقوق، رسانه و تحرک جهانی قرار دارد به شیوه‌ای که تعداد بسیار کمی از شهرها هنوز دارند. زیرساخت اعتماد اینجا همچنان قدرتمند است. قراردادها هنوز اهمیت دارند. دادگاه‌ها هنوز اهمیت دارند. شهرت هنوز اهمیت دارد.

برای ایرانیان به‌طور خاص، لندن همچنین چیزی ظریف‌تر ارائه می‌دهد: آشنایی روان‌شناختی. یکی از معدود شهرهای غربی است که هویت لایه‌لایه از نظر تجاری عادی احساس می‌شود. می‌توانی همزمان از نظر فرهنگی ایرانی، از نظر مالی خلیج‌گرا، از نظر حقوقی بریتانیایی و از نظر تجاری جهانی باشی بدون اینکه دائماً مجبور باشی خودت را توضیح دهی.

اما هشداری هم زیر این خوش‌بینی نهفته است. بخش بزرگی از متخصصان دیاسپورایی نسل دوم کاملاً از کارآفرینی دور می‌شوند. بسیاری به‌جای ساختن کسب‌وکار، مشاغل نهادی ایمن‌تر در مالیه، مشاوره یا فناوری را انتخاب می‌کنند. آن تحول قابل درک است. کارآفرینی در بریتانیا سخت‌تر شده. هزینه‌های انرژی، مالیات، فشار انطباق و هزینه‌های کارمندی همچنان بالا می‌روند. جذابیت عاطفی که زمانی با اداره کردن یک کسب‌وکار مرتبط بود تا حد زیادی ناپدید شده است.

با این حال در از دست دادن فرهنگ کارآفرینانه‌ای که به‌طور تاریخی بخش بزرگی از دیاسپورای ایرانی در خارج از کشور را تعریف می‌کرد خطری وجود دارد.

نسل اول کسب‌وکار ساخت چون بقا ابتکار عمل را می‌طلبید. نسل دوم به‌طور فزاینده‌ای ثبات را جستجو می‌کند چون بی‌ثباتی همان چیزی بود که در حال رشد دیدند. این یک گذار بسیار انسانی است، اما ممکن است به‌تدریج یکی از بزرگترین نقاط قوت اقتصادی دیاسپورا را ضعیف کند.

با قدم زدن در لندن در این ژانویه، می‌توانی احساس کنی که شهر می‌کوشد اطمینان خود را دوباره کشف کند. دفاتر دوباره بعد از تعطیلات پر هستند. کافه‌ها در ماریلبون و کنزینگتون پر از جلساتی درباره بازسازی، سرمایه‌گذاری و برنامه‌های توسعه برای ۲۰۲۶ هستند. همه با احتیاط خوش‌بین هستند، اما احتیاط اول می‌آید.

صاحبان کسب‌وکار ایرانی این جو عاطفی را بهتر از اکثر مردم می‌فهمند. آن‌ها دهه‌ها گذرانده‌اند که یاد گرفتند بدون قطعیت عمل کنند. در یک اقتصاد جهانی به‌طور فزاینده‌ای غیرقابل پیش‌بینی، این دیگر ممکن است یک معایب نباشد.

 

 

عبدالرحمان

من خبرنگار حوزه اقتصاد و رمزارز هستم و سابقه فعالیت رسانه‌ای در امارات متحده عربی و بریتانیا را دارم. تمرکز من بر پوشش دقیق اخبار اقتصادی، تحلیل بازارهای مالی و فناوری‌های نوین است

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا