گزارش ویژه: جایی که تالارهای درس بریتانیا به بازار میرسند

در کمبریج، گاهی دشوار است بگویی دانشگاه کجا تمام میشود و جامعهٔ کسبوکار کجا آغاز. یک پژوهشگر میتواند آزمایشگاه را ترک کند، با یک سرمایهگذار قهوه بنوشد و تنها چند خیابان آنسوتر یک شرکت جوان فناوری را بیابد که روی نسخهٔ تجاری همان ایده کار میکند.
آکسفورد رابطهٔ مشابهی میان دانشگاه، بیمارستانها، پارکهای علمی و سرمایهگذارانش پرورانده است. لندن در مقیاسی بسیار بزرگتر عمل میکند و دانشگاههایش فارغالتحصیل و پژوهش را به حوزههای مالی، پزشکی، فناوری و صنایع خلاق تزریق میکنند. منچستر شبکههایی پیرامون سلامت، فناوری دیجیتال و مواد پیشرفته ساخته است، در حالی که ادینبرا و دانـدی به مراکزی شناختهشده برای داده، هوش مصنوعی و علوم زیستی تبدیل شدهاند.
این شهرها را معمولاً قطبهای آموزشی مینامند، اما این توصیف دیگر کامل به نظر نمیرسد. وقتی این نظام درست کار کند، یک دانشگاه بسیار بیش از آموزش دانشجویان انجام میدهد. به بخشی از ماشین کسبوکار محلی تبدیل میشود.
اعداد تا حدی مقیاس ماجرا را نشان میدهند. پژوهشی که «دانشگاههای بریتانیا» (Universities UK) سفارش داده بود برآورد کرد که آموزش عالی در سال تحصیلی ۲۰۲۱–۲۰۲۲ بیش از ۲۶۵ میلیارد پوند اثر اقتصادی تولید کرده است. تدریس و یادگیری ۹۵ میلیارد پوند از آن را تشکیل میداد، در حالی که پژوهش و تبادل دانش با کسبوکارها ۶۳ میلیارد پوند دیگرن افزود.
همچنین ۳۷ میلیارد پوند مرتبط با صادرات آموزشی وجود داشت، از جمله ارزش ایجادشده از راه جذب دانشجویان خارجی، و ۷۰ میلیارد پوند مرتبط با هزینهکرد خود دانشگاهها.
همهٔ این فعالیت به شکل یک شرکت فناوری یا یک جهش علمی ظاهر نمیشود. دانشجویان خانه اجاره میکنند، غذا میخرند و از خدمات محلی استفاده میکنند. دانشگاهها علاوه بر مدرسان، کارکنان اداری، تکنسینها و کارگران نگهداری را نیز به کار میگیرند. آنها پروژههای ساختمانی سفارش میدهند، تجهیزات میخرند و همایشها و بازدیدکنندگان را به شهرهایشان میآورند.
با این حال، ارزش بلندمدتتر کسبوکاری از تمرکز دانش و افراد ماهر میآید. شرکتها اغلب در نزدیکی دانشگاهها مستقر میشوند، چون به فارغالتحصیلان متخصص، دسترسی به آزمایشگاهها یا فرصت همکاری با پژوهشگران نیاز دارند. وقتی شمار کافی از شرکتها در یک مکان گرد آیند، سرمایهگذاران، تأمینکنندگان و کارکنان باتجربه معمولاً از پی آنها میآیند.
اسکاتلند نمونهٔ قدرتمندی است: بر پایهٔ برآورد لندن اکونومیکس، فعالیتهای تدریس، پژوهش و نوآوری آموزش عالی این کشور اثر اقتصادیای معادل ۱۷.۱ میلیارد پوند ایجاد کرده است.
آشکارترین پل میان آموزش و کسبوکار، شرکتهای منشعب از دانشگاه (اسپیناوت) هستند. این شرکتها پژوهشی را که در دانشگاه توسعه یافته برمیدارند و میکوشند آن را به چیزی قابلفروش تبدیل کنند، خواه تجهیزات پزشکی باشد، نرمافزار هوش مصنوعی، فناوری کوانتومی یا یک فرایند علمی تازه.
بر پایهٔ گزارش فرهنگستان سلطنتی مهندسی، از سال ۲۰۱۰ تاکنون حدود ۲,۰۰۰ اسپیناوت دانشگاهی در سراسر بریتانیا ایجاد شده است. این شرکتها رویهم از حدود ۲۷,۰۰۰ شغل پشتیبانی کردهاند، در حالی که ارزش بنگاهی مجموع آنها در سال ۲۰۲۵ به ۴۹ میلیارد پوند رسید؛ نزدیک به سه برابر سطح آن پنج سال پیشتر.
آکسفورد و کمبریج همچنان نامهای مسلطاند، اما دیگر تمام داستان نیستند. این فرهنگستان دریافت که فعالیت اسپیناوت در لیورپول، منچستر، لیدز و شفیلد و نیز ناتینگهام، دانـدی و ادینبرا رو به رشد است. بریستول نیز بهقوت سر برآورده و در کنار آکسفورد، کمبریج، یونیورسیتی کالج لندن و ایمپریال کالج لندن در میان ده دانشگاه برتر اروپا از نظر ارزش اسپیناوتها جای گرفته است.
با این همه، تبدیل یک ایدهٔ دانشگاهی به شرکتی کارآمد میتواند کند و ناکامکننده باشد. بنیانگذاران باید پیش از آنکه بتوانند جذب سرمایه یا استخدام را آغاز کنند، بر سر مالکیت، مالکیت فکری و سهام دانشگاه مذاکره کنند.
کسبوکارهای امیدبخش برای همیشه کوچک نمیمانند. وقتی یک اسپیناوت به کارخانههای بزرگتر، کارکنان متخصص و سرمایهگذاری چشمگیر نیاز پیدا میکند، ممکن است دریابد که بریتانیا در کمک به آغاز شرکتها بهتر عمل میکند تا در کمک به رشد آنها. سرمایهٔ خارجی میتواند این شکاف را پر کند، اما این احتمال را هم بالا میبرد که مالکیت فکری، مشاغل ارشد یا تصمیمگیری سرانجام به جای دیگری منتقل شود.
یک مشکل منطقهای هم وجود دارد. قراردادن یک دانشگاه در یک شهر بهطور خودکار یک خوشهٔ کسبوکار نمیسازد. فارغالتحصیلان اگر بخواهند پس از پایان تحصیل بمانند به شغلهای مناسب نیاز دارند. بنیانگذاران به سرمایهگذاران محلی، آزمایشگاهها و فضاهای کاری مقرونبهصرفه نیاز دارند. کارکنان به مسکن و حملونقل قابلاتکا نیاز دارند.
بدون این زیرساخت پیرامونی، ممکن است یک دانشگاه افراد بااستعداد را تربیت کند و تنها شاهد رفتنشان به لندن، آکسفورد یا کمبریج باشد. دانش بهصورت محلی تولید میشود، اما بخش عمدهٔ ارزش اقتصادی نهایی آن در جای دیگری تصاحب میشود.
کسبوکارها میتوانند نقش بزرگتری در بستن این شکاف ایفا کنند. شرکتها بیش از حد به دانشگاهها عمدتاً زمانی نزدیک میشوند که بخواهند فارغالتحصیل استخدام کنند. مشارکتهای عمیقتر میتواند شامل تأمین مالی پژوهش، کارآموزی، تسهیلات مشترک و همکاری بر سر مسائل واقعی تجاری باشد. دانشجویان تجربهٔ عملی به دست میآورند، در حالی که شرکتها به ایدهها و دانش تخصصیای دسترسی مییابند که توسعهٔ مستقل آن پرهزینه میبود.
در همین حال، دانشگاهها زیر فشار مالی فزایندهای هستند. دفتر دانشجویان (Office for Students) گزارش داد که ۳۵.۸ درصد مؤسسات آموزش عالی انگلستان در سال ۲۰۲۴–۲۰۲۵ کسری ثبت کردهاند. این نهاد پیشبینی کرد که بدون اقدام برای بهبود وضع مالی، ممکن است ۴۲.۷ درصد آنها در سال ۲۰۲۵–۲۰۲۶ با کسری روبهرو شوند.
این فشار پیامدهایی فراتر از محوطهٔ دانشگاه دارد. وقتی دانشگاهها کارکنان را کم میکنند، ساخت تأسیسات تازه را به تعویق میاندازند یا پژوهش را محدود میکنند، کسبوکارهای محلی بخشی از اکوسیستمی را که به آن وابستهاند از دست میدهند.
بریتانیا پیشاپیش دانش دانشگاهی لازم برای ساختن قطبهای کسبوکار موفقتر را در اختیار دارد. آنچه در بسیاری از مکانها کم دارد، سرمایهگذاری صبورانه و زیرساخت محلی لازم برای نگهداشتن فارغالتحصیلان، پژوهش و شرکتهای در حال رشد در کنار یکدیگر است.
تالار درس ممکن است جایی باشد که این فرایند آغاز میشود. اینکه آیا آن ایده به یک کسبوکار بریتانیایی تبدیل میشود یا نه، به آنچه بیرون در انتظار است بستگی دارد.



