دیدگاه: بریتانیا باید دست از تلقی طول عمر بهعنوان صرفاً «درمان» بردارد. این یک راهبرد اقتصادی است.
لندن، ۱۳ ژوئن ۲۰۲۶ — هر دولتی سرانجام به همان گفتوگوی ناخوشایند میرسد.
مردم بیشتر عمر میکنند. هزینههای درمان بالا میرود. نظامهای بازنشستگی زیر فشارند. نیروی کار پیر میشود. بحث تقریباً همیشه حول این میچرخد که آن چالشها را چگونه مدیریت کنیم.
فکر میکنم بریتانیا دارد سؤال اشتباهی میپرسد.
بهجای پرسیدن اینکه جمعیت سالخورده چقدر هزینه خواهد داشت، شاید باید بپرسیم سالمندیِ سالمتر چقدر میتواند ارزش بیافریند.
میان بیشتر زیستن و بهتر زیستن تفاوتی مهم هست. طول عمر اغلب همچون یک پیگیری علمی گرانقیمت تصویر میشود که مخصوص میلیاردرهای سیلیکونولی در جستوجوی راز جوانی ابدی است. این تصویر به این حوزه بد کرده است. در واقعیت، پژوهش طول عمر دربارهٔ به تأخیر انداختن بیماری، گسترش سالهای سالم زندگی و کاستن از زمانی است که مردم با بیماری جدی میگذرانند. کمتر دربارهٔ افزودن سال به زندگی است تا افزودن زندگی به آن سالها.
این تمایز، پیامدهای اقتصادی عظیمی دارد.
بریتانیا هماکنون برای تبدیل شدن به رهبری جهانی در این حوزه خوشموقعیت است. دانشگاههای معتبر بینالمللی دارد، یکی از قویترین بخشهای علوم زیستی جهان، جامعهٔ زیستفناوری پررونق و سازمان ملی سلامت (NHS) که حجم بیهمتایی از دادهٔ سلامت تولید میکند. اینها مزیتهایی است که بسیاری کشورها به آن غبطه میخورند. اما بریتانیا بهرغم داشتن مواد لازم، هرگز واقعاً طول عمر را بهعنوان صنعتی درخور ساختن تلقی نکرده است.
این یک فرصت ازدسترفته به نظر میرسد.
طی دههٔ گذشته، دولتها بهدرستی هوش مصنوعی، فناوری سبز و تولید پیشرفته را بخشهایی معرفی کردند که میتوانند موتور رشد آینده باشند. طول عمر شایستهٔ نشستن کنار آنهاست. فرصتهای تجاری بسیار بزرگتر از آناند که نادیده گرفته شوند. با سالخوردهتر شدن جمعیتها در اروپا، آسیا و آمریکای شمالی، تقاضا برای داروهای جدید، تشخیص، فناوریهای پوشیدنی، مراقبت شخصیسازیشده و درمانهای پیشگیرانه فقط افزایش خواهد یافت. کشورهایی که آن صنایع را رهبری کنند، صرفاً سلامت عمومی را بهبود نمیدهند؛ مشاغل بسیار ماهر میآفرینند، سرمایه جذب میکنند و نوآوری صادر میکنند.
دلیل دیگری هم هست که بریتانیا باید این را جدیتر بگیرد.
گفتوگوی اقتصادی کشور در تسخیر بهرهوری درآمده است. چگونه به مردم کمک کنیم کارآمدتر کار کنند؟ چگونه هزینههای بلندمدت رفاه را کم کنیم؟ چگونه نیروهای کار باتجربه را در بازار کار نگه داریم؟ پژوهش طول عمر پاسخی بهطرزی شگفتآور عملی به هر سه میدهد. اگر کسی بیماری قلبی را پنج سال دیرتر از انتظار بگیرد، تا دههٔ هفتاد زندگیاش از نظر جسمی فعال بماند یا مدتی طولانیتر از افت شناختی در امان باشد، این نه فقط به سود آن فرد، که به سود کارفرمایان، مالیهٔ عمومی و اقتصاد گستردهتر است.
سالمندیِ سالم، سالمندیِ مولد است.
آنچه بریتانیا نمیتواند از پسش برآید، تکرار الگویی است که پیشتر هم گرفتارش شده. این کشور توانایی چشمگیری در تولید پژوهشهای پیشگامانه دارد، اما بعد تماشا میکند که اقتصادهای دیگر آن را مؤثرتر تجاریسازی میکنند. استارتاپهای بریتانیایی بسیار زیادی با فناوریهای پزشکی امیدوارکننده سرانجام به دست سرمایهگذاران خارجی خریده میشوند. اکتشافات بسیار زیادی که در آزمایشگاههای بریتانیا انجام شده، بزرگترین بازده مالی را جای دیگری تولید میکند.
برتری علمی هرگز واقعاً مشکل بریتانیا نبوده است.
تبدیل علم به کسبوکارهای رقابتی جهانی بوده است.
به همین دلیل است که سیاستگذاری اهمیت دارد.
دولت لازم نیست خودش شرکتهای طول عمر بسازد، اما میتواند محیطی بیافریند که در آن احتمال موفقیتشان بیشتر باشد. حمایت بهتر از کارآزماییهای بالینی، مشوقهای قویتر برای سرمایهگذاری بلندمدت، مسیرهای مقرراتی سادهتر و همکاری نزدیکتر میان دانشگاهها، بیمارستانها و صنعت خصوصی همگی کمک میکنند. همچنین کمک میکند اگر بپذیریم نوآوری در سلامت باید زیرساخت اقتصادی دیده شود، نه صرفاً هزینهٔ عمومی.
یک تغییر فرهنگی هم لازم است.
وقتی سیاستمداران از جمعیت سالخورده حرف میزنند، لحن اغلب تدافعی است. بحث بهسرعت به سمت هزینهها، فهرستهای انتظار، بازنشستگی و فشار بر NHS میرود. آن نگرانیها واقعیاند، اما فقط یک روی سکهاند. هر چالش جمعیتی، فرصتی اقتصادی هم میآفریند. بریتانیا تخصص آن را دارد که یکی از پیشروترین صادرکنندگان فناوریها و خدمات طول عمر جهان شود. باید طوری رفتار کند که انگار این را باور دارد.
طنز ماجرا این است که بریتانیا در بسیاری حوزههای دیگر ارزش پیشگیری را از پیش میفهمد. کسبوکارها در امنیت سایبری سرمایهگذاری میکنند، چون پیشگیری از حمله ارزانتر از بازیابی پس از آن است. تولیدکنندگان تجهیزات را نگهداری میکنند، چون پیشگیری از خرابی کمهزینهتر از تعویض ماشینآلات است. همان منطق دربارهٔ سلامت هم صدق میکند. پیشگیری از بیماری تقریباً همیشه ارزانتر از درمان آن پس از وارد شدن آسیب خواهد بود.
مسابقهٔ جهانی برای رهبری اقتصاد طول عمر هماکنون آغاز شده است. ایالات متحده میلیاردها دلار به زیستفناوری و پژوهشهای مرتبط با سالمندی جذب میکند. سنگاپور سالمندیِ سالم را اولویت ملی کرده است. کشورهای خلیج فارس در چارچوب برنامههای تنوعبخشی اقتصادی، سرمایهگذاری سنگینی در نوآوری سلامت میکنند.
بریتانیا هر دلیلی برای رقابت دارد.
علم هست. استعداد هست. نهادها هستند.
آنچه غایب بوده، جاهطلبی دیدن طول عمر است، نه صرفاً بهعنوان چالشی پزشکی، بلکه بهعنوان یکی از بزرگترین فرصتهای اقتصادی بعدی کشور.
اگر بریتانیا صنایعی میخواهد که بتوانند طی بیست سال آینده رشد بیافرینند، باید کمتر نگران هزینهٔ بیشتر عمر کردن مردم باشد و بیشتر در کسبوکارهایی سرمایهگذاری کند که میتوانند آن سالهایاضافه را سالمتر کنند



