اقتصاد

گزارش ویژه: در خانه‌های مهاجران، ممنوعیت پیشنهادی شبکه‌های اجتماعی برای زیر ۱۶ ساله‌ها در بریتانیا حسی شخصی دارد

— وقتی دولت اوایل این هفته ممنوعیت شبکه‌های اجتماعی برای زیر ۱۶ ساله‌ها را پیشنهاد کرد، بسیاری از والدین یک اعلام سیاستی شنیدند. در خانه‌های مهاجران سراسر بریتانیا، بیشتر شبیه گفت‌وگویی بود که سال‌هاست در جریان است.

برای خانواده‌های ایرانی، عرب، جنوب آسیایی و اروپای شرقی، پرسش صرفاً این نیست که بچه‌ها زمان زیادی آنلاین می‌گذرانند یا نه. این است که آیا در جهانی بزرگ می‌شوند که والدینشان دیگر نمی‌توانند به‌تمامی واردش شوند. شبکه‌های اجتماعی جایی شده که بچه‌ها در آن زبان کوچه، سیاست، معیارهای زیبایی، شوخی، هویت و گاهی بی‌رحمی می‌آموزند. برای والدینی که همین حالا هم احساس می‌کنند فرزندانشان را میان دو فرهنگ بزرگ می‌کنند، این می‌تواند ترسناک باشد.

ندا شیرازی، مادر ایرانی در شمال لندن، گفت: «نمی‌خواهم کودکی دخترم را غریبه‌های پشت یک صفحه رقم بزنند. به این کشور آمدم تا او آزادی و فرصت داشته باشد. اما آزادی در ۱۲ سالگی نباید یعنی در معرض همهٔ چیزهایی بودن که بزرگسال‌ها در معرضش‌اند.»

این تنش در مرکز بحث نشسته است. بسیاری از والدین از قواعد سخت‌گیرانه‌تر حمایت می‌کنند، چون احساس می‌کنند نظام کنونی به آنان پشت کرده است. می‌گویند پلتفرم‌ها بیش از حد اعتیادآورند، مدارس زیر بار مانده‌اند و خانواده‌ها تنها گذاشته شده‌اند تا با صنعتی بجنگند که برای اسکرول نگه داشتن بچه‌ها طراحی شده. اما دیگران نگران‌اند که یک ممنوعیت فراگیر، بچه‌ها را به حساب‌های مخفی، VPN و گوشه‌های کم‌دیده‌تر اینترنت براند.

میان والدین ایرانی، این بحث لایهٔ عاطفی اضافه‌ای دارد. آنان دربارهٔ دادن قدرت بیش از حد به دولت‌ها بر زندگی دیجیتال محتاط‌اند. هم‌زمان می‌دانند فضاهای آنلاین بی‌ضابطه با اعتماد به نفس و سلامت روان کودکان چه می‌کند.

عبدالله کریمی، پدر دو نوجوان در ایلینگ، گفت: «برای ما پیچیده است. از ممنوعیت خوشمان نمی‌آید، چون از جاهایی می‌آییم که ممنوع کردن چیزها اغلب مشکلات بیشتری می‌آفریند. اما هم‌زمان می‌بینیم بچه‌هایمان مضطرب، حواس‌پرت و اسیر مقایسه شده‌اند. پس شاید محدودیتی لازم باشد، اما باید هوشمندانه باشد.»

معلمان می‌گویند اثرش در کلاس هم‌اکنون آشکار است. معلم یک دبیرستان در غرب لندن گفت دعواهایی که در تیک‌تاک یا اسنپ‌چت آغاز می‌شود، صبح روز بعد اغلب به مدرسه می‌رسد. او گفت: «در چهره‌هایشان می‌بینی. بعضی بچه‌ها خسته و کوفته می‌آیند، چون تا دیروقت شب آنلاین بوده‌اند. بعضی دیگر ناراحت‌اند، چون در یک گروه چت حرفی زده شده. گوشی همه‌جا دنبالشان می‌آید.»

برای بچه‌های مهاجر، شبکهٔ اجتماعی هم پل است و هم تله. کمکشان می‌کند به زبان‌ها، بستگان و فرهنگ‌های دوردست وصل بمانند. نوجوانان ایرانی بریتانیا با آن موسیقی فارسی، شوخی‌های دایاسپورا و اخبار وطن را دنبال می‌کنند. اما همان پلتفرم‌ها در سنی که هنوز در حال فهمیدن این‌اند که کیستند، آنان را در معرض ترس سیاسی، تصاویر جنگ، فشار زیبایی و کشمکش هویتی هم قرار می‌دهد.

به همین دلیل است که برخی والدین ممنوعیت پیشنهادی را نه مجازات، که محافظت می‌بینند. اسما احمد که در منچستر کسب‌وکار کوچکی در حوزهٔ زیبایی دارد، گفت: «بچه‌ها به حوصله‌سررفتگی نیاز دارند. به شام‌های خانوادگی نیاز دارند. باید با پسرعموها و دخترعموها بنشینند و چرت‌وپرت بگویند. باید بتوانند بی‌آنکه مدام نمایش بدهند، بچه باشند.»

صاحبان کسب‌وکار هم از نزدیک تماشا می‌کنند. شبکه‌های اجتماعی حالا هستهٔ بازاریابی جوانان، مد، زیبایی، بازی، تحویل غذا و تجارت مبتنی بر اینفلوئنسرهاست. یک ممنوعیت واقعی زیر ۱۶ سال، شرکت‌ها را وادار می‌کند در چگونگی رسیدن به مشتریان جوان و طراحی محصولاتی که در حال حاضر به توجه کودکان وابسته‌اند بازاندیشی کنند. این شاید برای برخی کسب‌وکارها ناخوشایند باشد، اما احتمالاً دیر هم شده.

سال‌ها شرکت‌های فناوری کاربران جوان را بازارهای رشد تلقی کردند، پیش از آنکه جامعه درست تصمیم بگیرد آیا آنان را باید اول کودک به شمار آورد یا نه. نتیجه، اقتصادی است که تا حدی بر پایهٔ حواس‌پرتی ساخته شده. اگر بریتانیا پلتفرم‌ها را وادار کند حول کودکی بازطراحی شوند نه اعتیاد، این می‌تواند یکی از معنادارترین تحولات حمایت از مصرف‌کننده در این دهه شود.

با این حال، اجرا دشوار خواهد بود. والدین این را می‌دانند. نوجوانان بهتر می‌دانند. هر ممنوعیت جدی، احراز سن، پاسخگویی پلتفرم و حفاظت‌های قوی حریم خصوصی می‌طلبد. بدون این‌ها، این سیاست در خطر نمادین شدن است: محبوب میان بزرگسالان، به‌آسانی دورزدنی برای بچه‌ها و از نظر تجاری راحت برای پلتفرم‌هایی که وانمود می‌کنند «انطباق» کافی است.

راه‌حل واقعی احتمالاً یک قانون واحد نیست. یک بازتنظیم فرهنگی است. مدارس به آموزش دیجیتال بهتری نیاز دارند. والدین به حمایت نیاز دارند. پلتفرم‌ها به مسئولیت حقوقی نیاز دارند. تبلیغ‌کنندگان به مرز نیاز دارند. بچه‌ها به فضاهایی نیاز دارند که در آن همه‌چیز پولی نشده باشد.

ایران باید این بحث را با دقت تماشا کند. بسیاری کشورهای بیرون از غرب هم. در ایران، مثل بریتانیا، بچه‌ها سریع‌تر از آنکه خانواده‌ها و نهادها بتوانند پاسخ دهند، آنلاین بزرگ می‌شوند. پاسخ نباید سانسور دولتی در لباس محافظت باشد. اما تسلیم کردن کودکی به الگوریتم‌هایی که در اتاق‌های هیئت‌مدیرهٔ هزاران کیلومتر دورتر طراحی شده‌اند هم نباید باشد.

کشوری که به جوانانش اهمیت می‌دهد باید حاضر باشد سؤال‌های سختی بپرسد دربارهٔ آنچه مصرف می‌کنند، اینکه چه کسی از توجهشان سود می‌برد و اینکه چه زود به اضطراب‌های بزرگسالان کشیده می‌شوند.

ممنوعیت پیشنهادی بریتانیا شاید بی‌نقص نباشد. شاید به پالایش، تدابیر حفاظتی و بحث جدی نیاز داشته باشد. اما غریزهٔ پشت آن درست است.

بچه‌ها نباید مجبور باشند درون ماشینی بزرگ شوند که برای تماشا نگه داشتنشان ساخته شده است.

عبدالرحمان

من خبرنگار حوزه اقتصاد و رمزارز هستم و سابقه فعالیت رسانه‌ای در امارات متحده عربی و بریتانیا را دارم. تمرکز من بر پوشش دقیق اخبار اقتصادی، تحلیل بازارهای مالی و فناوری‌های نوین است

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا