اقتصاد

تحلیل: توافق آمریکا و ایران کسب‌وکارها را یک‌شبه به حالت عادی بازنمی‌گرداند

 

لندن، ۲۲ ژوئن ۲۰۲۶ — بازارهای مالی عادت دارند نخستین نشانه‌های صلح را بسیار زودتر از آنکه کسب‌وکارها بتوانند، جشن بگیرند. به نظر می‌رسد این بار هم همین در حال رخ دادن است؛ در حالی که واشنگتن و تهران در پی تمدید آتش‌بس و بازگشایی تردد تجاری از تنگهٔ هرمز، به فاز تازه‌ای از مذاکرات وارد می‌شوند. قیمت نفت از اوج‌های دوران جنگ فروکش کرده، شرکت‌های کشتیرانی با احتیاط به مسیرهای خلیج فارس بازمی‌گردند و سرمایه‌گذاران از نشانه‌های جایگزینی موشک با دیپلماسی استقبال کرده‌اند.

اما برای کسب‌وکارها در بریتانیا و ایران، پرسش مهم‌تر این نیست که آیا توافقی امضا می‌شود. این است که بعدش چه می‌شود.

بازارها اغلب فرض می‌کنند وقتی سیاستمداران دست دادند، تجارت به‌سادگی از همان‌جا که رها شده بود از سر گرفته می‌شود. تاریخ چیز دیگری می‌گوید. زنجیره‌های تأمین آهسته ترمیم می‌شوند، بیمه‌گران محتاط می‌مانند، بانک‌ها به بازارزیابی ریسک ادامه می‌دهند و شرکت‌هایی که ماه‌ها صرف یافتن تأمین‌کنندگان جایگزین کرده‌اند، به‌ندرت صرفاً به این دلیل که تیترها خوش‌بین‌تر شده‌اند، شتاب‌زده بازمی‌گردند.

نخستین صنعتی که احتمالاً واکنش نشان می‌دهد کشتیرانی است. اگرچه شناورهای تجاری در پی تازه‌ترین گشایش دیپلماتیک بازگشت به تنگهٔ هرمز را آغاز کرده‌اند، بیمه‌گران هنوز سفرهای خاورمیانه را بسیار بالاتر از سطوح پیش از جنگ قیمت‌گذاری می‌کنند و بسیاری از شرکت‌های کشتیرانی تا زمانی که مطمئن نشوند توافق پابرجا می‌ماند، از بازگرداندن کامل برنامه‌ها اکراه دارند. برای واردکنندگان بریتانیایی، به‌ویژه آنها که به پتروشیمی، کالاهای صنعتی و محصولات انرژی‌بر وابسته‌اند، هزینه‌های حمل‌ونقل بنابراین احتمالاً حتی با ادامهٔ کاهش قیمت نفت هم بالا خواهد ماند.

بازارهای انرژی داستان مشابهی می‌گویند. نفت برنت به‌طور چشمگیری از سطوح هراس‌آلود دوران درگیری عقب نشسته، اما معامله‌گران دیگر نفت را صرفاً بر پایهٔ عرضهٔ فیزیکی قیمت‌گذاری نمی‌کنند. ریسک سیاسی را قیمت‌گذاری می‌کنند. حالا هر دور مذاکره، هر اختلاف فنی و هر ناسازگاری بر سر تحریم‌ها یا بازرسی‌های هسته‌ای، بالقوه می‌تواند بازارها را تکان دهد. یعنی نوسان شاید به‌جای ویژگی موقتِ دوران پس از جنگ، به وضعیت عادی جدید بدل شود.

کسب‌وکارهای بریتانیایی باید انتظاراتشان دربارهٔ تورم را هم تعدیل کنند. قیمت‌های پایین‌تر نفت بلافاصله به هزینه‌های عملیاتی پایین‌تر ترجمه نمی‌شود. تولیدکنندگان مواد اولیه را ماه‌ها جلوتر می‌خرند. شرکت‌های هواپیمایی سوخت را پوشش می‌دهند. شرکت‌های لجستیک قراردادها را در دوره‌های طولانی مذاکره می‌کنند. شوک تورمی‌ای که ماه‌ها اختلال آفریده، بنابراین تا مدت‌ها پس از اعلام موفقیت از سوی دیپلمات‌ها همچنان در حساب‌های شرکت‌ها نفوذ خواهد کرد.

برای کسب‌وکارهای ایرانی هم چشم‌انداز به همان اندازه پیچیده است. حتی اگر تحریم‌ها در چارچوب توافقی گسترده‌تر شروع به سبک شدن کنند، بازسازی روابط تجاری بین‌المللی به‌مراتب طولانی‌تر از بازگشایی مسیرهای تجاری طول خواهد کشید. بانک‌های خارجی شفافیت دربارهٔ قواعد انطباق مقرراتی می‌خواهند. سرمایه‌گذاران بین‌المللی پیش از تعهد سرمایه، قطعیت حقوقی می‌طلبند. شرکت‌های چندملیتی‌ای که سال‌ها پیش از بازار ایران خارج شدند، پیش از اندیشیدن به بازگشت، به تأیید هیئت‌مدیره، ارزیابی‌های مقرراتی و تحلیل تفصیلی ریسک نیاز دارند.

این شاید بدفهمیده‌شده‌ترین جنبهٔ تحریم‌ها باشد. اعمالشان نسبتاً آسان است اما در عمل، بازگشایی‌شان به‌طرزی چشمگیر کند. بخش‌های انطباق مقرراتی به‌ندرت به سرعت سیاستمداران حرکت می‌کنند.

اما یک بخش هست که خوش‌بینی در آن موجه است: سرمایه‌گذاری. کسب‌وکارها از درگیری بیزارند، اما از بی‌ثباتی بیشتر بیزارند. اگر مذاکره‌کنندگان بتوانند چارچوبی معتبر دربارهٔ تحریم‌ها، امنیت دریایی و نظارت هسته‌ای برقرار کنند، سرمایه‌گذاران احتمالاً شروع می‌کنند به نگاه کردن به فراسوی تیترهای فوری. زیرساخت خلیج فارس، لجستیک، بنادر، انرژی تجدیدپذیر و خدمات مالی، همگی در صورت بازگشت تدریجی اعتماد، می‌توانند از جریان‌های سرمایهٔ تازه بهره‌مند شوند.

لندن از این فرایند سود خواهد برد. «سیتی» همچنان یکی از پیشروترین مراکز جهان در بیمه، خدمات حقوقی، تأمین مالی تجاری و داوری بین‌المللی است. هر افزایش در سرمایه‌گذاری فرامرزی مرتبط با خلیج فارس، احتمالاً تقاضایی برای خدمات حرفه‌ای بریتانیایی می‌آفریند؛ حتی اگر تجارت مستقیم با ایران در چنبرهٔ الزامات مقرراتی محدود بماند.

شاید بزرگ‌ترین درس چند ماه گذشته این باشد که تاب‌آوری از کارایی باارزش‌تر شده است. شرکت‌هایی که تأمین‌کنندگان را متنوع کردند، در موجودی سرمایه‌گذاری کردند و برنامه‌ریزی اضطراری را تقویت کردند، بحران را بسیار بهتر از آنهایی از سر گذراندند که به‌تمامی حول زنجیره‌های تأمین جهانیِ لاغر ساخته شده بودند. این درس با بازگشت صلح بعید است ناپدید شود.

کسب‌وکارها بنابراین باید از تلقی توافق آمریکا و ایران به‌عنوان خط پایان بپرهیزند. بهتر است آن را نقطهٔ آغاز بازسازی اعتماد بفهمند. دیپلماسی می‌تواند خطوط کشتیرانی را بازگشایی کند، اما نمی‌تواند آناً اعتماد را بازگرداند. تنها ماه‌ها ثبات، سیاست‌گذاری پیش‌بینی‌پذیر و اجرای منسجم است که کسب‌وکارها را متقاعد می‌کند منطقه به‌راستی وارد فصلی تازه شده است.

برای مدیران در لندن و کارآفرینان در تهران، ماه‌های آینده کمتر دربارهٔ جشن گرفتن صلح خواهد بود و بیشتر دربارهٔ سنجیدن اینکه آیا این صلح دوام می‌آورد یا نه.

عبدالرحمان

من خبرنگار حوزه اقتصاد و رمزارز هستم و سابقه فعالیت رسانه‌ای در امارات متحده عربی و بریتانیا را دارم. تمرکز من بر پوشش دقیق اخبار اقتصادی، تحلیل بازارهای مالی و فناوری‌های نوین است

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا