قد محاسبات ناصر هادیان؛ آیا رها کردن تنگه هرمز راهگشای صلح است یا تداوم درگیری؟
کارشناسان با رد برآوردهای ارائهشده توسط استاد دانشگاه تهران درباره درآمد ناچیز تنگه هرمز، معتقدند ظرفیت اقتصادی این آبراه میتواند تا ۴۰ میلیارد دلار باشد و چشمپوشی از آن، تنها هزینه تجاوزات دشمن را کاهش میدهد.

به گزارش ارغوان نیوز، بحث مدیریت استراتژیک تنگه هرمز و تقابل میان ملاحظات سیاسی و منافع اقتصادی، بار دیگر به کانون توجه تحلیلگران تبدیل شده است. در پی اظهارات اخیر ناصر هادیان، استاد دانشگاه تهران، مبنی بر اینکه اصرار ایران بر مدیریت و دریافت عوارض از تنگه هرمز میتواند به تداوم درگیریها منجر شود، موجی از واکنشها و نقدها از سوی اقتصاددانان و استراتژیستها برانگیخته شده است.
هادیان در تحلیل خود پیشنهاد داده که مدیریت این آبراه استراتژیک باید در ازای رفع تحریمها معامله شود؛ وی مدعی است درآمد سالانه این تنگه حداکثر ۷ تا ۸ میلیارد دلار است که با تخفیفهای نفتی چین قابل مقایسه است. اما بررسی دقیقها، چهار چالش بنیادین را پیش روی این دیدگاه قرار میدهد:
۱. توهم رفع تحریمها: مخالفان معتقدند تکیه بر وعده رفع تحریمها، تجربهای است که برجام نیز نتوانست آن را تضمین کند. راهبردی که پیشفرض آن توافق با غرب باشد، میتواند محاسبات راهبردی کشور را با خطا مواجه کند.
۲. خطای محاسباتی در تخفیف نفتی: برخلاف ادعای مطرح شده، آمارهای S&P Global نشان میدهد تخفیف نفت ایران به چین در دورههای اخیر، بسیار کمتر از ارقام ادعایی است و نمیتواند مبنای درستی برای مقایسه با درآمد تنگه باشد.
۳. ظرفیت ۴۰ میلیارد دلاری تنگه هرمز: در حالی که هادیان درآمد تنگه را محدود به ۸ میلیارد دلار میداند، دادههای مؤسسه «بروگل» (Bruegel) نشان میدهد با اخذ عوارض مناسب، درآمد سالانه ایران میتواند به رقم خیرهکننده ۴۰ میلیارد دلار برسد؛ رقمی که میتواند خزانه کشور را در دوران تحریم، کاملاً بینیاز کند.
۴. مدیریت تنگه یا انفعال استراتژیک؟ چالش نهایی، بحث بازدارندگی است. کارشناسان استدلال میکنند که دقیقاً «رها کردن» تنگه است که میتواند جنگ را دائمی کند. عدم اعمال حاکمیت بر این آبراه، هزینه تجاوزات نظامی را برای دشمن کاهش داده و به ایالات متحده اجازه میدهد بدون دغدغه، منطقه را برای حملات احتمالی تجهیز کند.
در نهایت، بازتعریف معادله «هزینه و فایده» در تنگه هرمز مستلزم نگاهی فراتر از ارقام ساده است؛ جایی که قدرت بازدارندگی، رکن اصلی معادلات اقتصادی و سیاسی محسوب میشود.



