دیدگاه: اقتصاد انتخاباتی بریتانیا دیگر فقط در وستمینستر شکل نمیگیرد

بریتانیا صبح ۳ ژوئن با آنچه در ظاهر یک خبر صرفاً سیاسی داخلی به نظر میرسد بیدار شد: تصمیم نایجل فاراژ برای بازگشت به سیاست خط مقدم و حضور در انتخابات سراسری. اما برای بازارها و جوامع تجاری جهانیِ مستقر در لندن، این لحظه درباره شخصیتها نیست؛ بلکه درباره نااطمینانی ساختاری است.
زیرا در سال ۲۰۲۴، اقتصاد بریتانیا دیگر عمدتاً درون مرزهای خودش شکل نمیگیرد.
بازارها هفته را با فضایی محتاطانه اما خوشبینانه آغاز کردند؛ فضایی که تحت تأثیر دادههای قویتر تولید صنعتی در آسیا و نشانههای بهبود صنعت جهانی ایجاد شده بود. اما پشت این خوشبینی، واقعیتی شکنندهتر قرار دارد: بهبود اقتصاد بریتانیا همچنان وابسته به عوامل خارجی است و در برابر نیروهایی قرار دارد که وستمینستر کنترل کاملی بر آنها ندارد.
انرژی روشنترین نمونه این وضعیت است.
قیمت گاز در اروپا بار دیگر در آغاز ماه ژوئن و پس از اختلال در عرضه نروژ افزایش یافت؛ اتفاقی که نشان داد بریتانیا حتی پس از فاصلهگرفتن از منابع روسیه، همچنان تا چه اندازه در برابر شوکهای خارجی آسیبپذیر است. این فقط یک داستان انرژی نیست؛ بلکه داستان تورم، تجارت و در نهایت سیاست است.
و دقیقاً در همین نقطه است که ایران، کشوری که اغلب صرفاً در قالب ژئوپولیتیک مورد بحث قرار میگیرد، بیسروصدا وارد معادله اقتصادی بریتانیا میشود.
بازارهای نفت نهفقط بر اساس حجم عرضه، بلکه بر اساس ادراک ریسک شکل میگیرند. جایگاه ایران در جریان جهانی انرژی و مسیرهای کشتیرانی باعث میشود هرگونه تنش، چه واقعی و چه احتمالی، مستقیماً وارد مدلهای قیمتگذاری شود. این موضوع فرضی نیست؛ بلکه بخشی از شیوهای است که معاملهگران در لندن بر اساس آن نوسان را قیمتگذاری میکنند، ریسک را پوشش میدهند و سرمایه تخصیص میدهند.
برای کسبوکارها، تأثیر این وضعیت فوری است. بخشهای وابسته به مصرف بالای انرژی، شرکتهای لجستیکی و کسبوکارهای وابسته به واردات، همگی با ساختار هزینهای مواجه هستند که بهطور غیرمستقیم به ثبات خاورمیانه گره خورده است.
برای جامعه فارسیزبان لندن، این ارتباط حتی پررنگتر است.
برخلاف نیروهای انتزاعی اقتصاد کلان، این تحولات هر روز از طریق روابط تجاری، محدودیتهای تطبیق مقررات و سامانههای مالی فرامرزی مدیریت میشوند. کسبوکارهای متعلق به ایرانیان در لندن در نقطه تلاقی بازارهای غربی و شبکههای خاورمیانه فعالیت میکنند و اغلب نااطمینانی ژئوپولیتیکی را به تصمیمگیری تجاری روزمره تبدیل میکنند.
این وضعیت نوعی سواد اقتصادی ایجاد کرده که تا حد زیادی در بحثهای سیاست داخلی غایب است.
و به همین دلیل است که فضای فعلی انتخابات ناقص به نظر میرسد.
تمرکز همچنان بر مالیات، هزینهکرد دولت و رشد کوتاهمدت باقی مانده است. در حالی که مسیر اقتصاد بریتانیا بیش از پیش توسط عواملی تعیین میشود که خارج از کنترل مستقیم آن قرار دارند: زنجیرههای تأمین جهانی، امنیت انرژی و ریسک ژئوپولیتیکی.
سؤال این نیست که آیا بریتانیا میتواند اقتصاد خود را در داخل بهتر مدیریت کند یا نه.
سؤال این است که آیا میتواند جایگاه خود را در نظامی تثبیت کند که کنترل در آن روزبهروز پراکندهتر میشود.
بازارها این موضوع را درک میکنند. به همین دلیل است که به همان اندازه که به اعلامیههای سیاسی وستمینستر واکنش نشان میدهند، به جریان نفت و دادههای تولید جهانی نیز حساس هستند.
جامعه تجاری ایرانیان لندن نیز این واقعیت را درک میکند؛ شاید شهودیتر از بسیاری دیگر.
بخش بزرگی از نظام سیاستگذاری هنوز در حال رسیدن به این درک است.
و تا زمانی که این اتفاق رخ ندهد، بحث اقتصادی بریتانیا همچنان در دو سطح متفاوت ادامه خواهد یافت: سطحی که دیده میشود، و سطحی که واقعاً اهمیت دارد.



