اقتصاد

ویژه‌نامه: لندن طراحی می‌کند، دبی اجرا؛ شکاف ساختاری پنهانی که اقتصاد هوش مصنوعی را شکل می‌دهد

روی کاغذ، لندن و دبی در حال انجام یک بازی مشترک هستند.

 

هر دو تلاش می‌کنند خود را در مرکز اقتصاد جهانی هوش مصنوعی قرار دهند. هر دو در حال سرمایه‌گذاری روی استعداد، سرمایه و زیرساخت هستند. و هر دو هوش مصنوعی را نه صرفاً یک فناوری، بلکه نیرویی تعیین‌کننده برای آینده اقتصاد می‌دانند.

 

اما اگر کمی دقیق‌تر نگاه کنیم، تفاوت‌ها آشکار می‌شود.

 

لندن در حال ساخت یک اکوسیستم است. دبی در حال ساخت یک سیستم.

 

و میان این دو، شبکه‌ای فرامرزی از کارآفرینان، از جمله ایرانیان، بی‌سروصدا در حال حرکت میان هر دو فضا هستند.

 

لندن؛ عمق نهادی و اجرای محتاطانه

 

مزیت لندن همچنان ماهیتی ساختاری دارد.

 

این شهر در نقطه تلاقی بازارهای سرمایه، دانشگاه‌ها و شرکت‌های چندملیتی قرار گرفته است. توسعه هوش مصنوعی در لندن از فیلتر همین نهادها عبور می‌کند؛ یعنی پیش از اجرا، ارزیابی، ممیزی و در ساختارهای موجود ادغام می‌شود، نه اینکه به‌سرعت وارد بازار شود.

 

این روند نوع خاصی از اکوسیستم ایجاد می‌کند.

 

هوش مصنوعی در لندن به‌صورت جداگانه ساخته نمی‌شود، بلکه درون سامانه‌های مالی، درمانی و لجستیکی ادغام می‌شود که از قبل تحت نظارت سنگین فعالیت می‌کنند. نتیجه، سرعت کمتر در اجرا اما سطح بالاتر اعتماد است.

 

زهرا بهره‌العلومی، مدیرعامل سلزفورس بریتانیا و ایرلند، می‌گوید:
«مشتریان نسبت به هوش مصنوعی هیجان‌زده‌اند، اما نسبت به ریسک آن محتاط هستند.»

 

این احتیاط اتفاقی نیست؛ بلکه بخشی از ساختار سیستم است.

 

بازاری که در آن، تطبیق مقررات، مسئولیت حقوقی و حاکمیت شرکتی به همان اندازه فناوری، سرعت نوآوری را تعیین می‌کنند.

 

اما همین ساختار اصطکاک ایجاد می‌کند.

 

عبور از مرحله آزمایشی، به‌ویژه در حوزه هوش مصنوعی مبتنی بر زیرساخت سنگین، همچنان تحت تأثیر محدودیت‌های زمین، هزینه و انرژی قرار دارد.

 

دبی؛ راهبرد متمرکز و اجرای شتاب‌گرفته

 

دبی به‌گونه‌ای متفاوت عمل می‌کند.

 

هوش مصنوعی در اینجا به‌صورت طبیعی و تدریجی از دل نهادها شکل نمی‌گیرد؛ بلکه هماهنگ می‌شود.

 

سیاست‌گذاری، سرمایه و زیرساخت از طریق راهبردی دولت‌محور همسو شده‌اند. هدف فقط پذیرش فناوری نیست؛ بلکه تثبیت جایگاه امارات در زنجیره جهانی تأمین هوش مصنوعی است.

 

و این موضوع سرعت بازی را تغییر می‌دهد.

 

جایی که لندن اعتبارسنجی می‌کند، دبی اجرا می‌کند.

 

جایی که لندن هوش مصنوعی را در سامانه‌های قدیمی ادغام می‌کند، دبی سامانه‌های جدید را پیرامون آن می‌سازد؛ اغلب با موانع مقرراتی کمتر و سرعت بالاتر در تخصیص سرمایه. این مسئله به‌ویژه در زیرساخت‌ها کاملاً مشهود است.

 

تمرکز سرمایه‌گذاری خلیج فارس فقط بر نرم‌افزار یا برنامه‌ها نیست، بلکه بر ظرفیت پردازشی، مراکز داده، مسیرهای ابری و زیرساخت دیجیتالی مبتنی بر انرژی متمرکز شده است.

 

یکی از مشاوران زیرساختی مستقر در دبی که در پروژه‌های منطقه‌ای فعالیت دارد می‌گوید:
«موضوع فقط ساخت مدل‌ها نیست؛ مسئله این است که کجا می‌توان آنها را اجرا کرد. »

 

و این تفاوت، روزبه‌روز تعیین‌کننده‌تر می‌شود.

 

محدودیت پنهان زیر روایت‌ها؛ انرژی و توان پردازشی

 

تفاوت میان لندن و دبی در نهایت به یک محدودیت فیزیکی بازمی‌گردد.

 

هوش مصنوعی به توان پردازشی نیاز دارد. و توان پردازشی به انرژی وابسته است.

 

لندن سرمایه فکری و ساختار مالی لازم برای طراحی و تأمین مالی سامانه‌های هوش مصنوعی را دارد. اما گسترش این سامانه‌ها، به‌ویژه مدل‌های بزرگ، با محدودیت‌هایی مرتبط با زمین، هزینه و تأمین برق مواجه می‌شود.

 

در مقابل، دبی در حال ساخت جایگاه خود بر پایه وفور منابع است؛ به‌ویژه انرژی و فضا.

 

و همین موضوع به آن در مرحله بعدی اقتصاد هوش مصنوعی قدرت می‌دهد؛ نه فقط در توسعه، بلکه در میزبانی و اجرای سامانه‌ها.

 

وابستگی متقابل، نه جدایی

 

با وجود این تفاوت‌ها، هیچ‌کدام از دو سیستم مستقل و خودکفا نیستند.

 

هم لندن و هم دبی همچنان به عوامل خارجی وابسته‌اند؛ از تراشه‌های آمریکایی گرفته تا ارائه‌دهندگان جهانی خدمات ابری و چارچوب‌های مقرراتی در حال تحول.

 

بریتانیا بیشتر بر حاکمیت و مقررات تمرکز کرده و تلاش دارد خود را به‌عنوان رهبر ایمنی و استانداردهای هوش مصنوعی معرفی کند.

 

امارات اما بر زیرساخت و اجرا تمرکز کرده است.

 

در کنار هم، این دو شهر بیشتر از آنکه رقیب باشند، گره‌های مکمل در یک شبکه گسترده‌تر محسوب می‌شوند.

 

لایه ایرانی؛ پلی عملیاتی میان دو جهان

 

در دل این ساختار، شبکه‌های مرتبط با ایرانیان نقش یک لایه اتصال را ایفا می‌کنند.

 

کارآفرینان ایرانی که از گذشته در اقتصاد تجاری دبی حضور داشته‌اند، اکنون بیش از پیش در حوزه‌های نزدیک به هوش مصنوعی، لجستیک، خدمات دیجیتال و پشتیبانی زیرساختی فعال هستند.

 

در همین حال، ایرانیان بریتانیایی همچنان بخشی از اکوسیستم مالی و فناوری لندن را تشکیل می‌دهند.

 

نتیجه، شکل‌گیری یک مدل عملیاتی توزیع‌شده است.

 

یکی از مشاوران فعال در حوزه شرکت‌های فرامرزی در امارات می‌گوید:
«بعضی از مشتریان ما سرمایه‌گذاری‌های خود را در لندن ساختاربندی می‌کنند و عملیات را از طریق دبی پیش می‌برند. این تقسیم‌بندی کاملاً طبیعی شده است. »

 

تشکیل سرمایه در لندن. اجرا در دبی.

 

برای شرکت‌هایی که با محدودیت‌های مالی و مقرراتی روبه‌رو هستند، این ساختار دوگانه دیگر انتخابی راهبردی نیست؛ بلکه یک ضرورت عملیاتی است.

 

فعالیت در شرایط محدودیت

 

اما این سیستم بدون اصطکاک هم نیست.

 

هوش مصنوعی به‌تدریج تحت نظارت سخت‌گیرانه‌تری قرار می‌گیرد. دسترسی به مدل‌های پیشرفته، سامانه‌های مالی و زیرساخت‌ها بیش از گذشته تحت تأثیر ژئوپولیتیک قرار گرفته است.

 

برای کسب‌وکارهای مرتبط با ایران، این وضعیت پیچیدگی بیشتری ایجاد می‌کند؛ از الزامات تطبیق مقررات گرفته تا محدودیت‌های بانکی و نظارت شدیدتر بر زنجیره‌های تأمین.

 

با این حال، همین محدودیت‌ها نوعی تاب‌آوری عملیاتی نیز ایجاد کرده‌اند.

 

مشاور مذکور می‌گوید:
«آنها عادت دارند با پیچیدگی کار کنند. و همین موضوع در یک سیستم چندپاره تبدیل به مزیت می‌شود. »

 

در اقتصادی که هوش مصنوعی در آن به همان اندازه که تحت تأثیر نوآوری است، تحت تأثیر مقررات هم قرار دارد، این توانایی تطبیق اهمیت زیادی پیدا می‌کند.

 

فراتر از رقابت؛ یک مدل توزیع‌شده

 

تعریف لندن و دبی به‌عنوان دو رقیب، اصل ماجرا را نادیده می‌گیرد.

 

این دو شهر در بخش‌های متفاوتی از یک زنجیره ارزش مشترک فعالیت می‌کنند.

 

لندن همچنان مرکز طراحی، حاکمیت و تخصیص سرمایه باقی مانده است. در مقابل، دبی به‌سرعت در حال تبدیل‌شدن به مرکز اجرا، زیرساخت و گسترش منطقه‌ای است.

 

و شرکت‌ها بیش از گذشته به‌جای انتخاب میان آنها، از هر دو استفاده می‌کنند.

 

ممکن است شرکتی سرمایه را در لندن جذب کند، مشارکت‌های زیرساختی را در خلیج فارس به دست آورد و فعالیت اجرایی را در چندین حوزه قضایی گسترش دهد.

 

این رقابت جغرافیایی نیست.

 

این یکپارچه‌سازی سیستم‌هاست.

 

جغرافیای جدید هوش مصنوعی

 

تا میانه سال ۲۰۲۴، ساختار اقتصاد هوش مصنوعی به‌تدریج شفاف‌تر شده است: این اقتصاد دیگر در یک مرکز جهانی واحد متمرکز نیست، بلکه میان شهرهایی توزیع شده که هرکدام در بخش متفاوتی از زنجیره ارزش تخصص دارند.

 

لندن همچنان ستون معماری فکری و مالی این اقتصاد محسوب می‌شود؛ شهری که سرمایه، عمق پژوهشی و چارچوب‌های مقرراتی را فراهم می‌کند.

 

در مقابل، دبی در حال تثبیت خود به‌عنوان لایه اجرایی کلیدی است؛ با تمرکز بر زیرساخت، پیاده‌سازی و توسعه منطقه‌ای.

 

و میان این دو، شبکه‌ای فرامرزی در حال شکل‌گیری است؛ سیال، به‌هم‌پیوسته و اغلب خارج از ساختارهای رسمی.

 

برای کسانی که سال‌هاست میان چند حوزه قضایی فعالیت می‌کنند، از جمله بخش بزرگی از جامعه ایرانیان مهاجر، این مدل پدیده‌ای جدید نیست؛ فقط اکنون در مقیاسی بزرگ‌تر و با اهمیتی بیشتر در حال گسترش است.

 

در مرحله بعدی هوش مصنوعی، توانایی حرکت میان چندین سیستم، مالی، مقرراتی و زیرساختی، ممکن است به همان اندازه خودِ فناوری اهمیت داشته باشد.

 

 

 

عبدالرحمان

من خبرنگار حوزه اقتصاد و رمزارز هستم و سابقه فعالیت رسانه‌ای در امارات متحده عربی و بریتانیا را دارم. تمرکز من بر پوشش دقیق اخبار اقتصادی، تحلیل بازارهای مالی و فناوری‌های نوین است

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا