سرمایهگذاران در لندن ماه ژوئن را در شرایطی آغاز کردند که بازارها میان نشانههای بهبود داخلی و تداوم نااطمینانی جهانی در حال بازتنظیم انتظارات خود درباره نرخهای بهره و ریسکهای ژئوپولیتیکی هستند. شاخص فوتسی ۱۰۰ آخرین هفته ماه مه را در وضعیتی نسبتاً باثبات به پایان رساند و بخشی از افتهای قبلی ناشی از افزایش بازده اوراق قرضه و تغییر انتظارات سیاست پولی را جبران کرد. دادههای اخیر تصویری دوگانه از اقتصاد بریتانیا ارائه کردهاند. شاخص اعتماد کسبوکار بانک لویدز در ماه مه به بالاترین سطح خود در نزدیک به یک دهه گذشته رسید؛ موضوعی که بازتاب خوشبینی نسبت به کاهش فشارهای تورمی و احتمال کاهش نرخ بهره در ادامه سال است. در عین حال، به نظر میرسد شتاب بنیادین اقتصاد در حال کندشدن است. نظرسنجیهای مربوط به فعالیتهای تجاری نشان داد رشد در بخشهای کلیدی، بهویژه خدمات، در حال کاهش است؛ نشانهای که حاکی از آن است بهبود اقتصاد پس از رکود ممکن است در حال تثبیت باشد، نه شتابگرفتن. در سطح جهانی، بازارها همچنان نسبت به سیگنالهای بانکهای مرکزی حساس باقی ماندهاند. دادههای اقتصادی قویتر از انتظار در آمریکا باعث شده سرمایهگذاران انتظار خود برای کاهش سریع نرخ بهره را تعدیل کنند؛ موضوعی که نوسانات را در بازار سهام و اوراق قرضه افزایش داده است. تحولات ژئوپولیتیکی همچنان نقش مهمی در شکلدهی به احساسات بازار دارند. قدرتهای اروپایی، از جمله بریتانیا، درگیر تلاشهای دیپلماتیک و گفتوگوهای نظارتی درباره برنامه هستهای ایران بودهاند؛ روندی که میتواند بر تحریمها و بازار انرژی تأثیر بگذارد. برای کسبوکارهای مستقر در لندن، این ارتباط مستقیم است. نوسانات قیمت نفت، که بهشدت به تحولات ژئوپولیتیکی خاورمیانه وابسته است، همچنان یکی از عوامل اصلی تأثیرگذار بر تورم، هزینههای حملونقل و ثبات زنجیره تأمین به شمار میرود. شرکتهای فعال در تجارت بینالمللی، از جمله کسبوکارهای مرتبط با شبکههای وابسته به ایران، همچنان در فضایی پیچیده از مقررات فعالیت میکنند؛ فضایی که تحت تأثیر الزامات رعایت تحریمها و تغییر الگوهای تجارت جهانی قرار دارد. تحلیلگران میگویند با ورود بازارها به ماه ژوئن، چشمانداز همچنان در وضعیتی حساس و متعادل قرار دارد. اگرچه کاهش تورم و بهبود اعتماد دلایلی برای خوشبینی فراهم کردهاند، اما ریسکهای خارجی، از ابهام در سیاست پولی گرفته تا تنشهای ژئوپولیتیکی، همچنان مسیر اقتصاد بریتانیا را شکل خواهند داد.
بریتانیا صبح ۳ ژوئن با آنچه در ظاهر یک خبر صرفاً سیاسی داخلی به نظر میرسد بیدار شد: تصمیم نایجل فاراژ برای بازگشت به سیاست خط مقدم و حضور در انتخابات سراسری. اما برای بازارها و جوامع تجاری جهانیِ مستقر در لندن، این لحظه درباره شخصیتها نیست؛ بلکه درباره نااطمینانی ساختاری است.
زیرا در سال ۲۰۲۴، اقتصاد بریتانیا دیگر عمدتاً درون مرزهای خودش شکل نمیگیرد.
بازارها هفته را با فضایی محتاطانه اما خوشبینانه آغاز کردند؛ فضایی که تحت تأثیر دادههای قویتر تولید صنعتی در آسیا و نشانههای بهبود صنعت جهانی ایجاد شده بود. اما پشت این خوشبینی، واقعیتی شکنندهتر قرار دارد: بهبود اقتصاد بریتانیا همچنان وابسته به عوامل خارجی است و در برابر نیروهایی قرار دارد که وستمینستر کنترل کاملی بر آنها ندارد.
انرژی روشنترین نمونه این وضعیت است.
قیمت گاز در اروپا بار دیگر در آغاز ماه ژوئن و پس از اختلال در عرضه نروژ افزایش یافت؛ اتفاقی که نشان داد بریتانیا حتی پس از فاصلهگرفتن از منابع روسیه، همچنان تا چه اندازه در برابر شوکهای خارجی آسیبپذیر است. این فقط یک داستان انرژی نیست؛ بلکه داستان تورم، تجارت و در نهایت سیاست است.
و دقیقاً در همین نقطه است که ایران، کشوری که اغلب صرفاً در قالب ژئوپولیتیک مورد بحث قرار میگیرد، بیسروصدا وارد معادله اقتصادی بریتانیا میشود.
بازارهای نفت نهفقط بر اساس حجم عرضه، بلکه بر اساس ادراک ریسک شکل میگیرند. جایگاه ایران در جریان جهانی انرژی و مسیرهای کشتیرانی باعث میشود هرگونه تنش، چه واقعی و چه احتمالی، مستقیماً وارد مدلهای قیمتگذاری شود. این موضوع فرضی نیست؛ بلکه بخشی از شیوهای است که معاملهگران در لندن بر اساس آن نوسان را قیمتگذاری میکنند، ریسک را پوشش میدهند و سرمایه تخصیص میدهند.
برای کسبوکارها، تأثیر این وضعیت فوری است. بخشهای وابسته به مصرف بالای انرژی، شرکتهای لجستیکی و کسبوکارهای وابسته به واردات، همگی با ساختار هزینهای مواجه هستند که بهطور غیرمستقیم به ثبات خاورمیانه گره خورده است.
برای جامعه فارسیزبان لندن، این ارتباط حتی پررنگتر است.
برخلاف نیروهای انتزاعی اقتصاد کلان، این تحولات هر روز از طریق روابط تجاری، محدودیتهای تطبیق مقررات و سامانههای مالی فرامرزی مدیریت میشوند. کسبوکارهای متعلق به ایرانیان در لندن در نقطه تلاقی بازارهای غربی و شبکههای خاورمیانه فعالیت میکنند و اغلب نااطمینانی ژئوپولیتیکی را به تصمیمگیری تجاری روزمره تبدیل میکنند.
این وضعیت نوعی سواد اقتصادی ایجاد کرده که تا حد زیادی در بحثهای سیاست داخلی غایب است.
و به همین دلیل است که فضای فعلی انتخابات ناقص به نظر میرسد.
تمرکز همچنان بر مالیات، هزینهکرد دولت و رشد کوتاهمدت باقی مانده است. در حالی که مسیر اقتصاد بریتانیا بیش از پیش توسط عواملی تعیین میشود که خارج از کنترل مستقیم آن قرار دارند: زنجیرههای تأمین جهانی، امنیت انرژی و ریسک ژئوپولیتیکی.
سؤال این نیست که آیا بریتانیا میتواند اقتصاد خود را در داخل بهتر مدیریت کند یا نه.
سؤال این است که آیا میتواند جایگاه خود را در نظامی تثبیت کند که کنترل در آن روزبهروز پراکندهتر میشود.
بازارها این موضوع را درک میکنند. به همین دلیل است که به همان اندازه که به اعلامیههای سیاسی وستمینستر واکنش نشان میدهند، به جریان نفت و دادههای تولید جهانی نیز حساس هستند.
جامعه تجاری ایرانیان لندن نیز این واقعیت را درک میکند؛ شاید شهودیتر از بسیاری دیگر.
بخش بزرگی از نظام سیاستگذاری هنوز در حال رسیدن به این درک است.
و تا زمانی که این اتفاق رخ ندهد، بحث اقتصادی بریتانیا همچنان در دو سطح متفاوت ادامه خواهد یافت: سطحی که دیده میشود، و سطحی که واقعاً اهمیت دارد.



