اقتصاد

ویژه‌نامه: درون شبکه تجاری ایرانیان لندن؛ جایی که سرمایه خاموش یک شهر جهانی را شکل می‌دهد

حدود ساعت ۸:۳۰ صبح، در یک صبح خاکستری لندن، کافه‌ای کوچک در نزدیکی خیابان کنزینگتون های‌استریت کم‌کم پر می‌شود. گفت‌وگوها میان انگلیسی و فارسی در رفت‌وآمد است؛ از نرخ ارز گرفته تا تأمین‌کنندگان کالا و محموله‌هایی که با تأخیر رسیده‌اند.

 

یکی از مردها در حالی که تلفنش را نگاه می‌کند می‌گوید:
«قیمت‌های دبی دوباره بالا رفته.»

 

دیگری بدون اینکه سرش را بلند کند پاسخ می‌دهد:
«حمل‌ونقله. همیشه مشکل حمل‌ونقله.»

 

برای رهگذران، این صحنه چیز خاصی به نظر نمی‌رسد. اما همین فضاها بازتاب بخشی از اقتصاد گسترده‌تر لندن هستند که به‌ندرت در تیتر خبرها دیده می‌شوند؛ شبکه‌هایی غیررسمی و به‌هم‌پیوسته که به همان اندازه که بر قراردادها متکی‌اند، بر اعتماد نیز تکیه دارند.

 

شبکه تجاری ایرانیان لندن اغلب همین‌گونه عمل می‌کند.

 

جامعه‌ای که بر پایه کارآفرینی ساخته شده

 

ابعاد این جامعه معمولاً کمتر از واقعیت برآورد می‌شود.

 

حدود ۱۱۴ هزار ایرانی متولد ایران در بریتانیا زندگی می‌کنند که بخش بزرگی از آنها در لندن مستقر هستند؛ موضوعی که این جامعه را به یکی از مهم‌ترین جوامع فارسی‌زبان اروپا تبدیل کرده است. درون این جمعیت، کسب‌وکارها در حوزه‌هایی مانند واردات و صادرات، لجستیک، امور مالی، مهمان‌داری و به‌طور فزاینده فناوری فعالیت می‌کنند. اگرچه تعیین آمار دقیق دشوار است، اما اسناد ثبت شرکت‌های بریتانیا هزاران شرکت ثبت‌شده را نشان می‌دهد که با مدیران یا سهامداران ایرانی‌تبار مرتبط هستند.

 

اما اعداد واقعاً توضیح نمی‌دهند این شبکه چگونه کار می‌کند.

 

آرمان عباس، کارآفرین ایرانی-بریتانیایی که یک شرکت تجاری متوسط در زمینه جابه‌جایی کالاهای مصرفی میان اروپا و خلیج فارس را اداره می‌کند، می‌گوید:
«چیزی که این شبکه را تعریف می‌کند اندازه آن نیست؛ ساختار آن است، یا شاید نبودِ ساختار. »

 

او می‌افزاید:
«اینها شبکه‌های رسمی نیستند. همه‌چیز به آدم‌ها برمی‌گردد. »

 

فرهنگ معامله‌گری

 

در مرکز این اکوسیستم، شیوه‌ای از تجارت قرار دارد که بیشتر بر روابط انسانی تکیه دارد تا نهادها.

 

در دفترهایی در میفر، قراردادها در نهایت به زبان حقوقی انگلیسی نوشته می‌شوند، اما اغلب خیلی زودتر و به فارسی آغاز می‌شوند؛ بر سر چای، معرفی‌های دوستانه و آشنایی‌هایی که سال‌ها قدمت دارند.

 

لیلا فرحبُد، مشاوری که به شرکت‌های اروپایی برای ورود به بازارهای خاورمیانه کمک می‌کند، می‌گوید:
«قبل از هر چیز باید اعتماد وجود داشته باشد. قراردادها بعداً می‌آیند؛ اگر اصلاً برسند. »

 

این رویکرد در دوره‌های مختلف نااطمینانی سیاسی و اقتصادی، انعطاف‌پذیری خود را ثابت کرده است.

 

بسیاری از کسب‌وکارهای مرتبط با ایرانیان به‌طور هم‌زمان در چند مرکز فعالیت می‌کنند؛ لندن، دبی، استانبول. این پراکندگی باعث تقسیم ریسک میان بازارها می‌شود. در دوران برگزیت و همه‌گیری، همین انعطاف برای بسیاری تفاوت میان بقا و تعطیلی بود.

 

آرمان می‌گوید:
«هیچ‌وقت وابسته به فقط یک سیستم نیستی. اصل ماجرا همین است. »

 

لندن به‌عنوان پایگاه راهبردی

 

لندن دهه‌هاست که به‌نوعی نقطه اتکای فعالیت‌های تجاری جامعه مهاجر تبدیل شده است.

 

نظام حقوقی، زیرساخت مالی و ارتباطات جهانی این شهر باعث شده لندن مکان طبیعی برای رسمی‌کردن معاملات باشد؛ حتی زمانی که خود تجارت در جای دیگری انجام می‌شود.

 

رضا علی، مشاور حوزه کالاهای پایه در سیتی لندن، می‌گوید:
«لندن جایی است که معاملات ساختاربندی می‌شوند. اما خودِ فعالیت تجاری می‌تواند هرجای دیگری باشد.»

 

این موضوع به‌ویژه در حوزه تجارت کالاهای پایه مشهود است؛ جایی که متخصصان ایرانی-بریتانیایی سال‌ها نقش واسطه میان بازارها را ایفا کرده‌اند. افرادی مانند وحید علاقبند اغلب نمونه‌ای از این موقعیت فرامرزی دانسته می‌شوند؛ کسانی که نه درون یک حوزه قضایی، بلکه میان چند حوزه فعالیت می‌کنند.

 

حرکت میان محدودیت‌ها

 

اما این مدل بدون اصطکاک نیست.

 

تحریم‌ها، محدودیت‌های بانکی و مقررات تطبیق باعث شده حتی تراکنش‌های عادی نیز در صورت ارتباط با نهادهای مرتبط با ایران پیچیده شوند.

 

رضا می‌گوید:
«غیرممکن نیست. فقط زمان بیشتری می‌برد. و ساختار بیشتری می‌خواهد»

 

در طول زمان، همین موضوع شیوه فعالیت بسیاری از کسب‌وکارها را تغییر داده است.

 

برخی زنجیره‌های تأمین خود را از طریق کشورهایی مانند امارات یا ترکیه بازطراحی کرده‌اند. برخی دیگر از واسطه‌های چندلایه استفاده می‌کنند. بسیاری نیز در حوزه‌های مختلف تنوع ایجاد می‌کنند تا هیچ مسیر واحدی حیاتی نشود.

 

نتیجه، نوعی رفتار تجاری تطبیق‌پذیر است؛ کمتر خطی و بسیار انعطاف‌پذیرتر.

 

لیلا می‌گوید:
«خیلی سریع یاد می‌گیری سیستم‌ها چطور کار می‌کنند. چون مجبور هستی. »

 

مزیتی پنهان

 

نکته جالب اینجاست که همین محدودیت‌ها نوعی مزیت هم ایجاد کرده‌اند.

 

بسیاری از کارآفرینان ایرانی درک ژئوپولیتیکی دقیق‌تری نسبت به صاحبان کسب‌وکارهای صرفاً داخلی پیدا می‌کنند. نوسانات ارزی، قیمت نفت، اختلال‌های حمل‌ونقل؛ اینها روندهای انتزاعی نیستند، بلکه متغیرهای روزمره عملیاتی هستند.

 

این موضوع در سال ۲۰۲۴ اهمیت بیشتری پیدا کرده؛ زمانی که بازارهای انرژی همچنان نسبت به تنش‌های خاورمیانه حساس‌اند.

 

جایگاه جغرافیایی ایران باعث شده این کشور همچنان به‌طور غیرمستقیم با جریان جهانی عرضه مرتبط باشد؛ چه از طریق قیمت‌گذاری نفت و چه مسیرهای منطقه‌ای حمل‌ونقل.

 

برای کسب‌وکارهای مرتبط با این شبکه‌ها، اقتصاد کلان چیزی دور و انتزاعی نیست؛ کاملاً فوری و روزمره است.

 

آرمان می‌گوید:
«کم‌کم نگاهت به ریسک فرق می‌کند. چون بی‌ثباتی همیشه بخشی از معادله است. »

 

نسل تازه

 

اگر نسل‌های قدیمی‌تر زیرساخت این شبکه را ساختند، اکنون نسل جوان ایرانیان بریتانیایی در حال بازتعریف آن هستند.

 

در سراسر لندن، حرکت قابل‌توجهی به سمت فناوری مالی، پلتفرم‌های لجستیکی، مشاوره و استارتاپ‌ها دیده می‌شود.

 

ابتکارهایی مانند آی‌بریجز فروم، که کارآفرینان ایرانی را به سرمایه‌گذاران جهانی متصل می‌کند، بازتاب همین گذار به مدل‌های مبتنی بر سرمایه‌گذاری و فناوری هستند.

 

اما منطق اصلی همچنان همان است: ارتباط فرامرزی.

 

حضور بدون ساختار

با وجود ابعاد گسترده، این اکوسیستم همچنان تا حد زیادی غیررسمی و کمتر نمایندگی‌شده باقی مانده است.

 

نهاد رسمی مشخصی وجود ندارد، اتاق مشترک واحدی دیده نمی‌شود و صدای واحدی برای نمایندگی عمومی آن شکل نگرفته است.

 

بخشی از این مسئله به تنوع خود جامعه برمی‌گردد؛ از نظر سیاسی، نسلی و فرهنگی.

 

اما بخشی دیگر نیز جنبه راهبردی دارد.

 

رضا می‌گوید:
«دیده‌شدن همیشه مفید نیست. مخصوصاً وقتی میان چند مرز فعالیت می‌کنی. »

 

با این حال، همین نبودِ ساختار نقطه‌ضعفی نیز ایجاد کرده است. در فضای پسابرگزیت که بریتانیا تلاش می‌کند روابط تجاری جهانی خود را بازسازی کند، شبکه‌های مهاجر می‌توانند نقشی بزرگ‌تر از امروز ایفا کنند.

 

جامعه تجاری ایرانیان، که از قبل میان اروپا، خلیج فارس و بخش‌هایی از آسیا ارتباط برقرار کرده، در موقعیتی منحصربه‌فرد قرار دارد.

 

اما بخش بزرگی از این ظرفیت همچنان غیررسمی باقی مانده است.

 

شهری در دل یک شهر

 

در کنزینگتون، جلسه صبحگاهی آرام‌آرام به پایان می‌رسد.

 

تلفن‌ها دوباره بررسی می‌شوند. یک محموله تأیید می‌شود. قیمتی تغییر می‌کند.

 

یکی از آنها می‌پرسد:
«هفته بعد، همین ساعت؟»

 

دیگری پاسخ می‌دهد:
«حتماً. »

 

هیچ‌کدام از این گفت‌وگوها در گزارش‌های رسمی ثبت نخواهد شد. به تیتر خبرها هم تبدیل نمی‌شود.

 

اما وقتی هزاران بار در کافه‌ها، دفترها، گروه‌های واتس‌اپ و اتاق‌های معاملاتی تکرار می‌شود، چیزی واقعی شکل می‌گیرد؛ لایه‌ای موازی از فعالیت درون اقتصاد لندن.

 

شهری در دل یک شهر.

 

آرام، انعطاف‌پذیر و عمیقاً جهانی.

 

و در جهانی که نفوذ اقتصادی بیش از گذشته از شبکه‌ها سرچشمه می‌گیرد، نه فقط از نهادها، این لایه بسیار مهم‌تر از چیزی است که از بیرون به نظر می‌رسد.

عبدالرحمان

من خبرنگار حوزه اقتصاد و رمزارز هستم و سابقه فعالیت رسانه‌ای در امارات متحده عربی و بریتانیا را دارم. تمرکز من بر پوشش دقیق اخبار اقتصادی، تحلیل بازارهای مالی و فناوری‌های نوین است

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا