یادداشت | ارزهای دیجیتال در حال بلوغ هستند؛ اما نه به یک شکل در همه جا
— اگر میان لندن و دبی زیاد سفر کنید، بهتدریج متوجه تغییر ظریفی در دنیای ارزهای دیجیتال میشوید. هیجان هنوز وجود دارد، اما لحن گفتگوها تغییر کرده است. دیگر کمتر شبیه یک تب ناگهانی است و بیشتر به پدیدهای شباهت دارد که در حال پیدا کردن جایگاه خود در اقتصاد جهانی است.
چند سال پیش، ارزهای دیجیتال عمدتاً با سفتهبازی شناخته میشدند. مردم درباره قیمتها، نوسانات شدید و سودهای یکشبه صحبت میکردند. امروز اما موضوعات اصلی چیزهای دیگری هستند؛ مقررات، زیرساختها و اینکه ارزهای دیجیتال چگونه میتوانند در اقتصاد واقعی جای بگیرند.
در لندن، این تغییر کاملاً مشهود است.
بریتانیا در تلاش است ارزهای دیجیتال را در همان چارچوبی قرار دهد که بر نظام مالی سنتی حاکم است. قوانین جدیدی در حال تدوین هستند تا شرکتهای فعال در حوزه داراییهای دیجیتال همانند بانکها و مؤسسات سرمایهگذاری تحت نظارت قرار گیرند و ملزم به رعایت استانداردهای شفافیت، رفتار حرفهای در بازار و مدیریت ریسک شوند.
این موضوع پیام مهمی دارد. بریتانیا در حال رد کردن ارزهای دیجیتال نیست؛ بلکه میخواهد آنها را تحت نظارت و کنترل قرار دهد.
منطق این رویکرد ساده است: اگر ارزهای دیجیتال قرار است بخشی از نظام مالی باشند، باید از همان قواعدی پیروی کنند که سایر بخشهای این نظام از آن تبعیت میکنند.
همزمان، تحول حقوقی مهمی نیز در حال وقوع است. در سال ۲۰۲۴، بریتانیا گامهایی برای به رسمیت شناختن داراییهای دیجیتال بهعنوان نوعی مالکیت قانونی برداشت؛ اقدامی که شفافیت بیشتری برای سرمایهگذاران و کسبوکارهای فعال در این حوزه ایجاد میکند.
دبی اما فضای متفاوتی دارد.
در اینجا ارزهای دیجیتال بیشتر بهعنوان یک فرصت دیده میشوند تا یک چالش.
نهادهای ناظر قوانین مشخصی برای مالکیت، انتقال و فعالیت در حوزه داراییهای دیجیتال تدوین کردهاند و همین موضوع محیطی روشنتر برای فعالیت شرکتها فراهم کرده است.
نتیجه این رویکرد بهوضوح قابل مشاهده است.
شرکتهای بیشتری در حوزه داراییهای دیجیتال در امارات متحده عربی مستقر میشوند و حتی بانکهای سنتی نیز وارد این حوزه شدهاند.
برای نمونه، بانک استاندارد چارترد در سال ۲۰۲۴ خدمات نگهداری داراییهای دیجیتال را در امارات راهاندازی کرد و دلیل این انتخاب را تعادل میان نوآوری و مقرراتگذاری عنوان نمود.
حتی مسیر نوآوری نیز در حال تغییر است.
برنامههایی برای ایجاد ارز دیجیتالی با پشتوانه درهم امارات نشان میدهد که این کشور تنها میزبان شرکتهای فعال در حوزه داراییهای دیجیتال نیست، بلکه به دنبال ادغام این فناوری در نظام مالی روزمره خود است.
این تفاوت در عمل چه معنایی دارد؟
لندن در حال ساختن قوانین است.
دبی در حال ساختن زیرساختها و نظامهای عملیاتی است.
هیچکدام از این دو رویکرد لزوماً درست یا غلط نیستند. هر کدام بازتابدهنده اولویتهای متفاوت هستند.
لندن به دنبال ثبات و اعتماد است.
دبی به دنبال رشد و تثبیت جایگاه خود در اقتصاد آینده است.
برای مخاطبان ایرانی، این تفاوت اهمیت بیشتری از آن چیزی دارد که در نگاه اول به نظر میرسد.
داراییهای دیجیتال طی سالهای گذشته در نحوه تعامل بسیاری از ایرانیان با اقتصاد جهانی نقش مهمی ایفا کردهاند، بهویژه در شرایطی که دسترسی به کانالهای بانکی سنتی محدود بوده است.
اما این فضا در حال تغییر است.
مقررات بیشتر شدهاند و محیط فعالیت نسبت به گذشته باز و بدون محدودیت نیست.
این بدان معناست که آینده ارزهای دیجیتال احتمالاً کمتر بر دور زدن نظامها و بیشتر بر فعالیت در چارچوب آنها استوار خواهد بود.
و در اینجا جغرافیا اهمیت پیدا میکند.
لندن دسترسی به بازارهای تحت نظارت، سرمایهگذاران نهادی و اعتبار بلندمدت را فراهم میکند، اما ورود به آن دشوارتر و روند فعالیت در آن کندتر است.
دبی در مقابل، نزدیکی جغرافیایی، انعطافپذیری و یک اکوسیستم رو به رشد را ارائه میدهد که در آن داراییهای دیجیتال بهطور فعال توسعه یافته و مورد استفاده قرار میگیرند.
برای بسیاری از ایرانیان، واقعیت امروز ترکیبی از هر دو شهر است.
برخی از دبی بهعنوان پایگاهی برای دسترسی و تحرک استفاده میکنند، در حالی که همچنان به ساختارهای مالی جهانی متکی هستند که تحت تأثیر مراکزی مانند لندن قرار دارند.
در آینده، ارزهای دیجیتال احتمالاً بخشی از هویت اولیه خود را از دست خواهند داد.
آنها کمتر «جایگزین» خواهند بود و بیشتر در نظام مالی موجود ادغام خواهند شد.
شاید این روند از هیجان آنها بکاهد.
اما در عوض، ثبات بیشتری ایجاد خواهد کرد.
و برای کسانی که میخواهند واقعاً از این فناوری استفاده کنند، نه صرفاً بر روی آن معامله انجام دهند، احتمالاً همین موضوع بیشترین اهمیت را خواهد داشت.