
دکتر اسما کمالی در سال ۲۰۱۲ در اصفهان فارغالتحصیل شد، یازده سال در بیمارستانهای ایران کار کرد و در بهار ۲۰۲۳ با دو چمدان و یک شمارهٔ ارجاع شورای عمومی پزشکی بریتانیا به فرودگاه هیثرو رسید. او در یک بیمارستان آموزشی در شرق لندن بهعنوان «کلینیکال فلو» در طب حاد کار میکند؛ رتبهای که تا پیش از آغاز درخواستهای کاری در واژگان او وجود نداشت.
سهشنبهای یکدیگر را دیدیم، پس از شیفتی که هفتونیم صبح آغاز شده بود و اندکی پیش از هشت شب، به این معنا که او دست از نوشتن کشید، پایان یافته بود.
میگوید: «مردم در وطن از من میپرسند سختترین بخشش چه بود. انتظار دارند بگویم امتحان. امتحان نبود.»
امتحان چیز کمی نبود. پیش از آنکه بتواند چیزی رزرو کند، به انگلیسی در سطحی نیاز داشت که شورای عمومی پزشکی میخواهد: آیلتس آکادمیک با نمرهٔ کل ۷٫۵ و هیچ نمرهٔ بخشی زیر ۷٫۰، یا نمرهٔ B در آزمون انگلیسی شغلی، با کسب همهٔ نمرهها در یک نوبت.
میگوید: «من انگلیسی حرف میزنم. مقالهها را به انگلیسی میخوانم. بار اول در بخش نوشتاری رد شدم. از تو میخواهد دربارهٔ گردشگری انشا بنویسی، یا دربارهٔ اینکه آیا بچهها باید از رایانه استفاده کنند. من در تمام عمرم چنین جملهای ننوشته بودم. ده هزار برگهٔ ترخیص نوشته بودم.»
سپس PLAB 1، آزمونی با ۱۸۰ پرسش تکگزینهای، در یکی از مراکز بریتیش کانسل در منطقه و با هزینهای که اکنون حدود ۲۳۹ پوند است. سپس PLAB 2 با هجده ایستگاه بالینی که تنها در منچستر برگزار میشود و اکنون حدود ۹۲۲ پوند هزینه دارد. این یعنی ویزا، بلیت هواپیما، هتل و دو هفته از زندگیاش، پیش از آنکه حتی یک پوند درآمد داشته باشد.
میگوید: «با پولی که ارزشش دارد سقوط میکند هزینه میدهی تا امتحانی بدهی که به پولی است که سقوط نمیکند. هر پزشک ایرانی که این راه را میرود یک فایل اکسل دارد. مال من چهار سال طول کشید.»
میخواهد خوانندگان در ایران بدانند که او این راه را بیدلیل از مسیر طولانی رفته است. پزشکانی که مدارک تخصصی تأییدشدهٔ مشخصی دارند میتوانند بدون شرکت در PLAB و از راه «مسیر پورتفولیو» برای ثبت کامل درخواست دهند.
میگوید: «قبل از اینکه چیزی رزرو کنی آن فهرست را چک کن. دو نفر را میشناسم که PLAB دادند در حالی که لازم نبود. هیچکس به تو نمیگوید. بعداً در یک گروه واتساپ میفهمی و حالت بد میشود.»
آنچه او سختترین بخش میداند چیزی است که پس از ثبتنام و با آغاز کار رخ داد.
«در ایران ارشد بودم. اینجا کلینیکال فلو هستم، شغلی پایینتر از جایی که بودم، و شش ماه اول از هر نظر جز سنوسالم یک پزشک جوان بودم. باید یاد میگرفتم NHS چگونه فکر میکند. نه پزشکی. پزشکی همان پزشکی است. سیستم.»
مثالی میزند. بیماری با درد قفسهٔ سینه، برنامهای بدیهی، تصمیمی که هزار بار گرفته بود.
«تصمیم را گرفتم و رفتم سراغ کار بعدی. در این بیمارستان، اگر چیزی نوشته نشود، اتفاق نیفتاده است. اینجا یادداشت کاغذبازی نیست. یادداشت سند حقوقی طرز فکر توست. هیچکس این را برایم توضیح نداد. از یک متخصص که با مهربانی گفت و از یک سرپرستار که با مهربانی نگفت یاد گرفتم.»
دومین تطبیق مربوط به سلسلهمراتب بود که به گفتهٔ او مسطحتر از آن چیزی است که به آن عادت داشت و به همین دلیل ایمنتر.
«پرستاری با بیست سال سابقه جلوم را گرفت و گفت فکر میکند دوز تجویزیام اشتباه است. در ایران، در دوران آموزش من، آن گفتوگو جور دیگری اتفاق میافتد. اینجا حق با او بود و انتظار میرفت از او تشکر کنم، و تشکر کردم، و بار دوم که این اتفاق افتاد دیگر لازم نبود خودم را مجبور کنم.»
گفتوگویی که این تابستان همه در بیمارستان او دارند دربارهٔ «قانون آموزش پزشکی (اولویتبندی)» است که در ۵ مارس به قانون تبدیل شد. این قانون مقرر میکند که فارغالتحصیلان پزشکی بریتانیا و گروههای اولویتدار مشخص، پیش از دیگر متقاضیان برای دورههای بنیادی و تخصصی در نظر گرفته شوند. در سطح دورهٔ بنیادی این اثر تقریباً مطلق است. برای جایگاههای تخصصی که از سال ۲۰۲۶ آغاز میشوند، اولویتبندی در مرحلهٔ پیشنهاد اعمال میشود و تنها برای امسال، پزشکانی با وضعیتهای مهاجرتی معین را نیز در بر میگیرد؛ یعنی اقامت دائم، تابعیت بریتانیا یا ایرلند، یا وضعیت اسکانیافته. از سال ۲۰۲۷ دستهٔ مهاجرتی بهطور خودکار حذف میشود و اولویتبندی به مرحلهای زودتر، یعنی غربالگری اولیه، منتقل میشود؛ به این معنا که متقاضیان بیرون از گروه اولویتدار ممکن است اصلاً به مصاحبه نرسند.
دولت دربارهٔ حسابوکتاب پشت آن صراحت داشته است. درخواستها برای آموزش تخصصی از حدود ۱۲ هزار در سال ۲۰۱۹ به نزدیک ۴۰ هزار در امسال رسیده و پزشکان تحصیلکردهٔ بریتانیا جایگاهی به دست نمیآوردند. هزار جایگاه افزودهٔ آموزش تخصصی در انگلستان در آوریل برای درخواست باز شد. در ژوئن اعضای انجمن پزشکی بریتانیا رأی دادند که «تجربهٔ چشمگیر در NHS» پنج سال تعریف شود و طرحی را رد کردند که از فارغالتحصیلان بینالمللی دارای تابعیت بریتانیا حمایت میکرد.
از او پرسیدم آیا احساس میکند در بسته شده است.
«نه. ترتیبش عوض شده، و کسانی که به تو میگویند در بسته شده معمولاً دارند دورهای میفروشند. اما وانمود نمیکنم که این همان کشوری است که در سال ۲۰۲۲ برایش درخواست دادم. اگر بیستوشش سالهای در تهران هستی و نقشهات این است که برسی و مستقیم وارد یک برنامهٔ آموزشی شوی، آن نقشه از رده خارج شده است. یکی دیگر بنویس.»
نقشهٔ متفاوت خود او همان است که توصیه میکند. او در برنامهٔ آموزشی نیست و تلاش برای آن را کنار گذاشته است. در جایگاهی غیرآموزشی کار میکند، از آن نوع که تراستهای درمانی پیوسته آگهی میکنند و عمدتاً با فارغالتحصیلان بینالمللی پر میشود، و در حال ساختن پروندهای برای ثبت تخصصی از راه جایگزین است. فراتر از آن، رتبههای «پزشک تخصصی» و «متخصص» قرار دارد؛ جایگاههای ارشد دائمی که به گفتهٔ او بیشترِ برچسب منفی پیشین خود را از دست دادهاند.
«هیچکس در ایران اسم SAS را نشنیده است. وقتی توضیح میدهم، مردم میشنوند که یعنی متخصص نیستی و دیگر گوش نمیدهند. باید گوش کنند. این یک مسیر شغلی است. مسیر خوبی هم هست.»
ارقام حقوق عمومی است. حقوق پایه در آموزش بنیادی از آوریل ۲۰۲۶ بین ۴۱٬۲۲۶ تا ۴۷٬۶۱۰ پوند است. حقوق پایهٔ آموزش تخصصی از ۵۵٬۳۵۵ پوند آغاز میشود و تا ۷۷٬۳۴۸ پوند بالا میرود. پزشکان تخصصی از ۶۳٬۶۹۶ پوند شروع میکنند. افزون بر حقوق پایه، ۳۷ درصد افزایش برای کار شبانه، فوقالعادهٔ آخر هفته، پرداخت آمادهباش و در لندن، فوقالعادهٔ لندن هم هست.
میگوید: «تبدیلش نکن. همه در تهران تبدیلش میکنند و چشمهایشان گرد میشود. تبدیلش کن به یک اتاق در هارو، به قبض عوارض شهرداری، به آنچه شورای پزشکی هر سال از تو میگیرد. بعد به عدد نگاه کن.»
کمالی پول به خانه میفرستد. از سال ۲۰۲۴ برنگشته است. مادرش در اصفهان است و اختلاف ساعت سهونیم ساعت است، یعنی تماس صبح جمعه انجام میشود و نه عصرهای وسط هفته، چون تا اسما به خانه برسد مادرش خواب است.
میگوید: «این هزینهای است که هیچ راهنمایی ننوشته است. هر پزشکی که این راه را رفته باشد اگر بپرسی از امتحانها برایت میگوید. اگر برایش نوشیدنی بخری، از تلفنها میگوید.»
او رویهمرفته خوشحال است که آمده و این را بی چندان آرایهای میگوید.
«اینجا پزشک بهتری هستم. اینجا پزشک کوچکتری هستم. هر دو درست است. ارشدیتم را از دست ندادم. زمینش گذاشتم و چیز دیگری برداشتم، و هنوز دارم تصمیم میگیرم که وزنش چقدر است.»
توصیهاش به دانشجوی سال آخری در تهران که این را در ژوئیهٔ ۲۰۲۶ میخواند بی هیچ مکثی آمد، انگار پیشتر آن را داده باشد.
«اول امتحان انگلیسی را بده و درست بده، چون تکرارش ماهها از تو میگیرد. پیش از آنکه برای PLAB پول خرج کنی مسیر پورتفولیو را بررسی کن. فرض کن برنامهٔ آموزشی مسیر تو نیست و اگر اشتباه از آب درآمد خوشحال باش. پیش از نخستین فیش حقوقیات هزینهٔ دو سال را بودجهبندی کن. و همهچیز را خودت روی وبسایتهای شورای عمومی پزشکی و NHS England بررسی کن، چون راهنمای سال گذشته همین حالا هم غلط است و راهنمای سه سال پیش همان چیزی است که همه در ایران هنوز میخوانند.»



