UK

دیدگاه: بازارها می‌توانند خبر بد را قیمت‌گذاری کنند؛ کشیده‌شدن یک کلید را نمی‌توانند

بازارها در قیمت‌گذاری ریسک خوب‌اند. جنگ، انتخابات، نکول و خشکسالی را قیمت‌گذاری می‌کنند. آنچه نمی‌توانند قیمت بگذارند دستوری است که ساعت ۵ و ۲۱ دقیقهٔ بعدازظهر می‌رسد و بی‌درنگ اجرا می‌شود.

این همان چیزی است که در ۱۲ ژوئن رخ داد، وقتی وزارت بازرگانی ایالات متحده به آنتروپیک دستور داد دو مدل توانمندش را از اتباع خارجی دریغ کند. چون هیچ شرکتی نمی‌تواند ملیت میلیون‌ها کاربر را در لحظه راستی‌آزمایی کند، نتیجهٔ عملی این بود که مدل‌ها نوزده روز برای همه خاموش شدند. این نخستین بار بود که قانون کنترل صادرات بر یک مدل هوش مصنوعی اعمال می‌شد، نه بر تراشه‌هایی که آن را آموزش می‌دهند.

بانک‌ها، بیمارستان‌ها و شرکت‌های نرم‌افزاری در سراسر اروپا، آسیا و خلیج فارس صبح روز بعد بیدار شدند و دیدند خدمتی که در عملیات خود تنیده بودند به‌سادگی رفته است. نه اطلاع قبلی بود، نه دورهٔ گذار و نه راه اعتراض. قراردادهای نوشته‌شده پیش از امسال هیچ عبارتی برای آن ندارند. بندهای فورس‌ماژور زلزله را تصور می‌کنند. نامه‌ای از واشینگتن را تصور نمی‌کنند.

بازار متوجه شد، به همان اندازهٔ اندکی که در توانش بود. آنتروپیک خصوصی است، اما معامله‌گران قراردادی پیش از عرضهٔ اولیه بر ارزش آن در اختیار دارند و آن قرارداد هنگام تعلیق دسترسی حدود ۳٫۷ درصد افت کرد. این قیمتی است که با تقریباً هیچ اطلاعاتی بر ریسک مقرراتی گذاشته می‌شود، که به بیان دیگر یعنی حدس.

این موضوع اکنون به دلیل مبالغ درگیر اهمیت دارد. تنها چهار شرکت فناوری آمریکایی امسال قصد دارند حدود ۶۵۰ میلیارد دلار صرف زیرساخت کنند که بیشتر آن به هوش مصنوعی اختصاص دارد. گلدمن ساکس کل مخارج سرمایه‌ای هوش مصنوعی برای سال ۲۰۲۶ را نزدیک‌تر به ۷۶۵ میلیارد دلار برآورد می‌کند. از سرمایه‌گذاران خواسته می‌شود ساخت‌وسازی را تأمین مالی کنند با این فرض که توانمندی حاصل در دسترس هر کسی خواهد بود که بخواهد آن را بخرد. ژوئن نشان داد که این فرض یک انتخاب سیاستی است، قابل بازپس‌گیری بی هشدار، که در یک پایتخت گرفته می‌شود.

عدم تقارن آشکار است. اروپا کمتر از ۵ درصد توان محاسباتی جهانی هوش مصنوعی را در اختیار دارد، در برابر حدود سه‌چهارم برای ایالات متحده. بریتانیا ۵۰۰ میلیون پوند به یک برنامهٔ هوش مصنوعی حاکمیتی و ۱٫۱ میلیارد پوند به یک طرح سخت‌افزاری اختصاص داده است و هیچ‌یک از آن‌ها حتی یک روز دسترسی در زمان خاموشی نخرید. از شرکت‌های بیرون از ایالات متحده خواسته می‌شود کسب‌وکارهایی را بر بنیادی بسازند که در اختیار ندارند و نمی‌توانند بیمه‌اش کنند.

آنچه بازارها نیاز دارند مقررات سبک‌تر نیست. مقررات خواناست، و الزاماتش پرزرق‌وبرق نیستند. شرکت‌هایی که محصولشان می‌تواند با دستور دولتی خاموش شود باید ملزم شوند این در معرض بودن را افشا کنند، همان‌گونه که ریسک دعاوی حقوقی را افشا می‌کنند. باید فرایندی تعریف‌شده وجود داشته باشد، تا هر تعلیق مبنایی اعلام‌شده، جدول زمانی بازنگری و راه اعتراض داشته باشد. و آنجا که امنیت ملی اجازه می‌دهد، باید دورهٔ اطلاع قبلی وجود داشته باشد، چون تفاوت میان یک ساعت و یک هفته، تفاوت میان آشوب و انتقال مدیریت‌شده است.

اعتراض به این پیشنهاد جدی است و باید بیان شود. نهادهای امنیتی بر پایهٔ اطلاعات ناقص عمل می‌کنند و گاهی سرعت تمام نکتهٔ مداخله است. دورهٔ اطلاع قبلیِ الزامی می‌تواند دقیقاً پنجره‌ای را که دشمن نیاز دارد به او بدهد. دولت‌ها قاعده‌ای را که آن‌ها را وادار کند حرکت‌هایشان را از پیش مخابره کنند نخواهند پذیرفت و نباید هم از آنان چنین خواسته شود.

اما انتخاب میان سرعت و فرایند نیست. نظارت بانکی هر روز با همین تنش سر می‌کند، از راه رژیم‌های حل‌وفصلی که در اجرا سریع‌اند و در ساختار پیش‌بینی‌پذیر. هیچ‌کس نمی‌گوید که بانک را باید تنها پس از سی روز اطلاع قبلی تصاحب کرد. همه از پیش می‌دانند که تصاحب یک بانک چه چیزی در بر دارد، چه کسی تصمیم می‌گیرد و بعد چه می‌شود. این همان معیاری است که سیاست‌گذاری هوش مصنوعی هنوز به آن نرسیده است.

تا وقتی که برسد، هر ارزش‌گذاری در این بخش تخفیفی را با خود حمل می‌کند که هیچ‌کس نمی‌تواند حسابش کند و بیشتر مردم نادیده‌اش می‌گیرند. مدل‌ها در ۱ ژوئیه بازگشتند. سازوکاری که آن‌ها را برد جایی نرفته است، و اکنون کارآمدی‌اش به اثبات رسیده است.

عبدالرحمان

من خبرنگار حوزه اقتصاد و رمزارز هستم و سابقه فعالیت رسانه‌ای در امارات متحده عربی و بریتانیا را دارم. تمرکز من بر پوشش دقیق اخبار اقتصادی، تحلیل بازارهای مالی و فناوری‌های نوین است

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *