دیدگاه: نوزده روزی که جهان بیرونِ در ماند

لندن، ۳ ژوئیهٔ ۲۰۲۶ — به مدت نوزده روز در ژوئن، توانمندترین سامانهٔ هوش مصنوعی در دسترس عموم، برای همهٔ مردم زمین خاموش بود. روز چهارشنبه دوباره روشن شد. بیرون از مطبوعات فناوری، این ماجرا بهسختی خبر به شمار آمد و همین خود سنجهای است از اینکه اهمیت این حوزه هنوز چه اندازه بد خوانده میشود.
شرح ماجرا ارزش بازگویی روشن دارد. در ۹ ژوئن شرکت آمریکایی آنتروپیک مدل تازهاش فِیبل ۵ را منتشر کرد. سه روز بعد، عصر ۱۲ ژوئن، وزارت بازرگانی ایالات متحده دستور کنترل صادراتی صادر کرد و به این شرکت فرمان داد دسترسی هر تبعهٔ خارجی را، در داخل یا خارج از ایالات متحده و از جمله کارکنان غیرآمریکایی خودِ شرکت، معلق کند. این دستور بیدرنگ اجرایی شد. هیچ شرکتی نمیتواند ملیت میلیونها کاربر را در لحظه راستیآزمایی کند، پس آنتروپیک تنها کاری را کرد که از دستش برمیآمد و هر دو سامانه را برای همه از کار انداخت. محرک اعلامشده یافتهای در امنیت سایبری بود: پژوهشگران آمازون روشی برای دور زدن سازوکارهای ایمنی مدل یافته بودند که سبب میشد مدل آسیبپذیریهای نرمافزاری را شناسایی کند و در یک مورد کدی تولید کند که نشان میداد چگونه میتوان یکی از آنها را به کار گرفت. در ۳۰ ژوئن این کنترلها برداشته شد. در ۱ ژوئیه مدل بازگشت.
این خبر است. سیاست، چیزی است که پیرامون آن جریان دارد.
بانکها، بیمارستانها، شرکتهای حملونقل و بنگاههای نرمافزاری در سراسر اروپا، آسیا و خلیج فارس روز ۱۳ ژوئن بیدار شدند و دیدند خدمتی که در عملیات روزانهشان تنیده بودند، بهسادگی غایب است؛ بی هیچ اطلاع قبلی، بی هیچ دورهٔ گذار و بی هیچ راه اعتراضی. قراردادهایی که پیش از امسال نوشته شدهاند هیچ عبارتی برای پس گرفتنِ آنی و به دستور دولت از محصول اصلی یک تأمینکننده ندارند. بندهای فورسماژور زلزله و اعتصاب صنعتی را پیشبینی میکنند. واشینگتن را پیشبینی نمیکنند.
این تغییرِ ماهوی در اقتصاد جهانی است و شایستهٔ توجهی بیش از آن است که دریافت کرده است. سه دهه بحث بر سر جهانیشدن دربارهٔ کالا، سرمایه و نیروی کار بود. اکنون بحث بر سر شناخت است. وقتی شرکتهای یک کشور تحلیل، کد، ارتباط با مشتری و بهطور فزاینده پژوهش خود را بر مدلهایی میگردانند که در یک حوزهٔ قضایی واحد میزبانی میشوند، آن حوزهٔ قضایی ابزاری به دست میآورد که پیشتر نداشت. لازم نیست تعرفه وضع کند. کافی است از خدمترسانی سر باز زند.
باید گفت که توجیه امنیتی با آزمونهای بعدی خودِ آنتروپیک پیچیده شد؛ آزمونهایی که نشان داد آسیبپذیریهای مورد بحث را طیفی از سامانههای قدیمیتر و کمتوانتر، از جمله نسخههای پیشین همان شرکت و مدلهای رقیبان، میتوانستند شناسایی کنند. همچنان استدلالی جدی هست که دولتی روبهرو با یافتهای تازه دربارهٔ توان سایبری، حق دارد نخست عمل کند و سپس تنظیم را دقیق کند. اما هرچه دربارهٔ تناسب اقدام در این مورد نتیجه بگیریم، این رویه از جزئیات ماجرا عمر بیشتری خواهد داشت. هوش مصنوعی مرزی اکنون بهروشنی چیزی است که یک دولت میتواند خاموشش کند.
واکنش در لندن آموزنده و اندکی شرمگین بوده است. بریتانیا هجده ماه گذشته را صرف ساختن چیزی کرده که آن را هوش مصنوعی حاکمیتی مینامد. دولت ۵۰۰ میلیون پوند به برنامهٔ هوش مصنوعی حاکمیتی اختصاص داد و در هفتهٔ فناوری لندن در ژوئن، طرح سختافزار هوش مصنوعی به ارزش حدود ۱٫۱ میلیارد پوند را به آن افزود؛ شامل ۷۵۰ میلیون پوند برای یک ابررایانهٔ ملی در ادینبورگ که قرار است تا سال ۲۰۳۰ به بهرهبرداری برسد، بستهٔ مهارتآموزی ۴۵ میلیون پوندی و حدود ۴۰۰ میلیون پوند برای خرید تراشههای تخصصی برای استارتاپهای بریتانیایی. پنج «منطقهٔ رشد هوش مصنوعی» تعیین شده است. نخستوزیر انتخاب پیش روی کشور را چنین وصف کرد: یا این دگرگونی را شکل بده یا از آن شکل بگیر. تکنیشن گزارش داد که استارتاپهای هوش مصنوعی بریتانیا در نیمهٔ نخست امسال بیش از ۸٫۲ میلیارد پوند جذب کردهاند.
هیچیک از این هزینهها حتی یک روز دسترسی در زمان خاموشی برای بریتانیا نخرید. شرکتهای بریتانیایی دقیقاً به همان معنایی که آن دستور در نظر داشت، اتباع خارجی بودند؛ درست همانگونه که شرکتهای ایرانی. متحدی نزدیک با بازدارندگی هستهای، کرسی دائم شورای امنیت و یک دهه توافق اشتراک اطلاعاتی، خود را چشمانتظار تصمیم وزارت بازرگانیای یافت که در آن هیچ رأیی نداشت. مقامهای اروپایی همین را در حالی که خاموشی هنوز ادامه داشت آشکارا گفتند و ناخرسندیشان نمایش دیپلماتیک نبود.
درسی که برای بریتانیا در دسترس است این است که حاکمیتی که با متراژ مرکز داده سنجیده شود اصلاً حاکمیت نیست. یک دولت میتواند مالک ساختمان، سامانهٔ خنککننده، اتصال به شبکهٔ برق و مجوز ساخت باشد و همچنان مستأجر بماند، چون پردازندههای درون آن در کالیفرنیا طراحی و در تایوان ساخته میشوند و مدلهایی که بر آنها اجرا میشوند جای دیگری آموزش میبینند و اداره میشوند. سیاست بریتانیا پیوسته و بهنسبت خوب تأمینمالیشده بوده است، اما لایهٔ فیزیکیِ پشتهای را نشانه گرفته که بلندیهای فرماندهی آن در لایهٔ مدل و لایهٔ تراشه است. وایتهال اکنون این را میفهمد. اینکه دور بعدی بودجه این فهم را بازتاب دهد یا نه، چیزی است که ارزش تماشا دارد.
در تهران وسوسهای خواهد بود که خاموشی ژوئن را تأییدی بر مواضع خود بخوانند، و باید در برابر این وسوسه ایستاد، یا دستکم آن را وارسی کرد. ایران از زمان ابلاغیهٔ سال ۲۰۲۱ رهبر جمهوری اسلامی استدلال کرده است که وابستگی فناورانه آسیبپذیریای راهبردی است و پیرامون این ادعا دستگاهی نهادی ساخته است: سند ملی هوش مصنوعی، سازمان ملی هوش مصنوعی زیر نظر رئیسجمهور، گنجاندن هوش مصنوعی در برنامهٔ هفتم توسعه، جاهطلبی اعلامشده برای رسیدن به جمع ده کشور برتر جهان تا سال ۲۰۳۲، و اعتبارات پژوهشی عمومی در حدود ۲۱۵ میلیون دلار. ماجرای ژوئن، در ظاهر، شاهدی بر این مقدمه است. اگر بریتانیا را میتوان قطع کرد، هیچ اندازهای از همراهی از دیگران محافظت نمیکرد.
با این حال، مقدمهٔ درست، برنامهٔ کافی نمیسازد. تحریمها دسترسی پژوهشگران ایرانی به پردازندههای پیشرفته، به ظرفیت ابری تجاری و به بخش بزرگی از ابزارها و دادههای معمولی را از میان برده است. تنها چهار شرکت آمریکایی امسال قصد دارند حدود ۶۵۰ میلیارد دلار صرف زیرساخت هوش مصنوعی کنند. در برابر آن، ۲۱۵ میلیون دلار در سال ۲۰۲۵ تنها به این دلیل خطای گِرد کردن نیست که اصلاً روی همان صفحه نیست. بریتانیا با دسترسی کامل به بازارها و زنجیرههای تأمین متحدان به این نتیجه رسیده است که نمیتواند پشتهای حاکمیتی را بهتنهایی بسازد. نتیجهگیری صادقانه برای کشوری زیر تحریمهای همهجانبه، و پس از سالی که در آن دانشگاهها و نهادهای پژوهشیاش آسیب فیزیکی مستقیم دیدهاند، بهمراتب دشوارتر است.
یک تحول بهراستی تصویر را دگرگون میکند و آمریکایی نیست. توانمندترین مدلهای آزادانه در دسترس اکنون عمدتاً از آزمایشگاههای چینی میآیند و کارنامهٔ منتشرشدهٔ آنها در سنجهها بخش بزرگی از فاصله با سامانههای بستهٔ پیشرو در ایالات متحده را پر کرده است. وزنهای باز را میتوان دانلود کرد، وارسی کرد و بر هر سختافزاری که یک دولت بتواند فراهم کند اجرا کرد. اینها کلید خاموشی در واشینگتن ندارند. برای کشورهای بیرون از محیط محاسباتی آمریکا، این مهمترین روند این حوزه است، مهمتر از انتشار هر مدل منفرد، چون مسئله را از دسترسی، که رژیمهای تحریمی میتوانند مهارش کنند، به سختافزار و برق بدل میکند که پلیسیکردنشان دشوارتر است و در مورد ایران، تأمینشان نیز دشوارتر.
آنچه در حال شکلگیری است بازاری جهانی در هوش مصنوعی نیست. مجموعهای از بلوکهای محاسباتی است: محیطی مبتنی بر مجوز پیرامون بلوک آمریکایی، بدیلی چینی که بهسرعت پخته میشود و توانمندی را با بخشیدن وزنها توزیع میکند، و باقی جهان که بر سر شرایط ورود چانه میزند. بریتانیا درون محیط آمریکایی نشسته و تازه به یادش آوردهاند که «درون بودن» با «در امان بودن» یکی نیست. ایران یک نسل است که بیرون آن نشسته است. دو کشور از دو جهت مخالف به یک پرسش میرسند: اینکه بهراستی چه چیزی را در اختیار دارند، در برابر آنچه صرفاً بر خاکشان قرار گرفته است.
نوزده روز برای شمار قابلتوجهی از دولتها بس بود تا دریابند پاسخ را نمیدانند. مدلها بازگشتهاند. اهرم جایی نرفته است.



